نوشته‌ها

باور: یاورِ ما یا داورِ ما؟

نوشتهٔ محمود پیرحیاتی

دوستان عزیز، «باور» به اعتقاد من به دو کلمهٔ دیگر بسیار نزدیک هست و بسیار ارتباط دارد. ما خیلی وقت ها باورمان، یا «یاور» ما می‌شود یا «داور» ما.

یعنی باورهای ما گاهی اوقات به شکل یاور یعنی همراه و همدل ماست. همراهی و همدلی می کند با ما.

و گاهی اوقات باورها به صورت داور ما درمی‌آید. یعنی ما را مدام داوریِ ذهنی و عینی می‌کند. و آنوقت، وقتی هست که ما دچار قضاوت و عداوت میشیم. این عداوت و قضاوت در حقیقت داورِ ما می‌شود نسبت به باورهای ما.

باور از چه چیزی سرچمشه می‌گیرد؟

از دیدگاه منِ مربی تحول فردی باور در حقیقت از نوع نگاه و بینش ما به زندگی سرچشمه می‌گیرد. همانطور که در کتاب فقط آویزان خودت شو گفتم، «مسافر! انسان ها عموما شبیه چیزی می شوند که بدان خیره شده اند.»

ما گاهی اوقات البته فقط گاهی دچار یک نوع خیره شدن به جای نامطلوبی می‌شویم که باورهای ما از آنجا تغذیه می‌شود. اگر یاد بگیریم که باورهای ما زمینه ساز تعالی و رشد ما و یا احیانا بالعکس زمینه ساز سقوط ما می‌شوند، دقت میکنیم که قلابِ باورهای ما به چه چیزی گیر کرده؟

باورهای ما باید به چه چیزهایی قلاب بشود؟

باورهای ما باید به چه چیزهایی قلاب بشود؟ به هر چیزی که ما را رشد بدهد. به هرچیزی که ما را شکوفا کند و به هرچیزی که برای ما تعالی و روشن شدگی درونی و بیرونی بیاورد.

از دیدگاه من باور می‌تواند زمینه ساز تحول فردی یک انسان باشد. باورها از بینش ما نسبت به زندگی سرچشمه می‌گیرد و اینکه ما این باورها رو از کجا به دست آورده‌ایم و می‌آوریم خیلی مهم است.

نکاتی برای داشتن یک باور درست و قوی و غنی

به اعتقاد من برای داشتن یک باور درست و قوی و غنی باید به چند نکته خوب دقت کرد:

  • اول قدرت کلمه، آگاه بودن نسبت به قدرت کلمه.
  • دوم داشتن گفت‌وگوی ذهنی و عینی مطلوب.
  • سوم دوری از سخن سرد.
  • و چهارم انعطاف فکری و فرارفتن از جمود فکری.