نوشته‌ها

باور: یاورِ ما یا داورِ ما؟

نوشتهٔ محمود پیرحیاتی

دوستان عزیز، «باور» به اعتقاد من به دو کلمهٔ دیگر بسیار نزدیک هست و بسیار ارتباط دارد. ما خیلی وقت ها باورمان، یا «یاور» ما می‌شود یا «داور» ما.

یعنی باورهای ما گاهی اوقات به شکل یاور یعنی همراه و همدل ماست. همراهی و همدلی می کند با ما.

و گاهی اوقات باورها به صورت داور ما درمی‌آید. یعنی ما را مدام داوریِ ذهنی و عینی می‌کند. و آنوقت، وقتی هست که ما دچار قضاوت و عداوت میشیم. این عداوت و قضاوت در حقیقت داورِ ما می‌شود نسبت به باورهای ما.

باور از چه چیزی سرچمشه می‌گیرد؟

از دیدگاه منِ مربی تحول فردی باور در حقیقت از نوع نگاه و بینش ما به زندگی سرچشمه می‌گیرد. همانطور که در کتاب فقط آویزان خودت شو گفتم، «مسافر! انسان ها عموما شبیه چیزی می شوند که بدان خیره شده اند.»

ما گاهی اوقات البته فقط گاهی دچار یک نوع خیره شدن به جای نامطلوبی می‌شویم که باورهای ما از آنجا تغذیه می‌شود. اگر یاد بگیریم که باورهای ما زمینه ساز تعالی و رشد ما و یا احیانا بالعکس زمینه ساز سقوط ما می‌شوند، دقت میکنیم که قلابِ باورهای ما به چه چیزی گیر کرده؟

باورهای ما باید به چه چیزهایی قلاب بشود؟

باورهای ما باید به چه چیزهایی قلاب بشود؟ به هر چیزی که ما را رشد بدهد. به هرچیزی که ما را شکوفا کند و به هرچیزی که برای ما تعالی و روشن شدگی درونی و بیرونی بیاورد.

از دیدگاه من باور می‌تواند زمینه ساز تحول فردی یک انسان باشد. باورها از بینش ما نسبت به زندگی سرچشمه می‌گیرد و اینکه ما این باورها رو از کجا به دست آورده‌ایم و می‌آوریم خیلی مهم است.

نکاتی برای داشتن یک باور درست و قوی و غنی

به اعتقاد من برای داشتن یک باور درست و قوی و غنی باید به چند نکته خوب دقت کرد:

  • اول قدرت کلمه، آگاه بودن نسبت به قدرت کلمه.
  • دوم داشتن گفت‌وگوی ذهنی و عینی مطلوب.
  • سوم دوری از سخن سرد.
  • و چهارم انعطاف فکری و فرارفتن از جمود فکری.
every day

روزمرگی چیست و چگونه از آن رها شویم؟

روزمرگی چیست?

چند روز قبل برای شرکت در جلسه‎ای در ارتباط با کارهای مدرسه تحول فردی از منزل بیرون آمدم.

مردم همچنان با عجله و شتاب برای رفتن به اداره و محل کار حرکت می‎کردند.

این امر باعث شد لحظه‎ای درنگ کنم و سرگرم تماشای مردم شوم.

من به عنوان مربی تحول ذهنی با دیدن این لحظه‏ ها خیلی مسائل را بررسی می‎کنم.

مردمی را می‏دیدم با وجود اینکه شروع روز بود. و اول صبح و هنوز کار آغاز نشده بود .

و با کسی ارتباط نگرفته بودند .اخمو، ناراحت، عصبانی، چهره گرفته و بی‎حال بودند.

یاد جمله‌ای افتادم که در کتاب «فقط آویزان خودت شو» به آن اشاره کرده‎ام:

«مسافر من انسان‎هایی را دیده‎ام که ایستاده مرده‎اند.» اینجا بود.

که تصمیم گرفتم این مقاله را برای مخاطبان مدرسه تحول فردی بنویسم.

بلکه بتوانم نکاتی را برای به دست آوردن شادی و لذت زندگی

به اعضاء مدرسه و شما خوانندگان محترم ارائه دهم.

روزمرگی چیست?

ذهن انسان از اول صبح شروع به جستجو، حرف، فکر و خیال می‎کند.

و باید خواب پریشان و درگیری‎های زیاد آن را هم به فعالیت ذهن اضافه کرد. ذهن استاد خیال‎بافی است.

وقتی که شب خسته از کار روزانه به منزل برمی‎گردیم و می‎خواهیم ساعتی استراحت کنیم.

ذهن شروع می‎کند و ما را درگیر مسائل پیش و پا افتاده و روزمره می‎کند.

ما را دچار چالش‎هایی می‏کند که هیچ فایده‎ای برایمان ندارد و بیهوده درگیرمان می‎کند.

حال اگر ما برای خود سرمایه‎گذاری نکنیم؟ برای تغییر و تحول خود برنامه‎ای نریزیم؟

آیا می‎توانیم به راحتی زندگی کنیم؟

آیا با این وضع ماشینی زندگی امروزه می‎توانیم برای خودمان باشیم و از زندگی لذت ببریم؟

روزمرگی چیست?

من به عنوان مدیر و مربی تحول فردی مدرسه تحول فردی به این نتیجه رسیده‎ام تا زمانی که ذهن انسان درست نشود.

تا زمانی که انسان اداره امور خود را به دست نگیرد و ذهن را در مسیر درست هدایت نکند .

نمی‎تواند از زندگی خود لذت ببرد و آن‎طور که می‎خواهد زندگی خود را بسازد و زندگی کند!

هر روز درگیر کار بیشتر، غرولندهای زیاد، کینه، حسادت، قضاوت و کمال‎گرایی می‏شود .

و هر روز با خود غریبه‎تر و در این اثنا ذهن فعال‎تر شده و انسان را بیشتر سرگرم خود می‎کند.

بیشتر کار کن. تو نیازمند زندگی بهتر هستی. ماشین خوب و مدل بالا، خانه و ویلای بزرگ در بهترین جای کشور و بهانه‎های زیادی از این قبیل زندگی را به کام انسان تلخ می‎کند.

هر روز به چیزهایی که می‎خواهیم افزوده می‎شود. و دریغ از لحظه و ساعتی که به خودمان اختصاص بدهیم .

و برای خود برنامه‎هایی داشته باشیم. حال‎مان بد می‎شود ولی دلیلش را نمی‎فهمیم.

خودمان را با دیگران مقایسه می‎کنیم در صورتی که شرایطمان اصلاً مثل آنها نیست.

به این دقت نمی‎کنیم .که هر کسی شرایط خاص خودش را دارد.

خودمان را نمی‌پذیریم و تیشه به ریشه زندگی خود می‌زنیم.

روزمرگی چیست?

با حسد، قضاوت، مقایسه، کینه و … هر روز با خود غریبه‌تر می‎شویم و دورتر از خود و در آخر خود را فراموش می‎کنیم.

در اینجا نکاتی ارائه می‌دهم تا فاصله دوری از خودمان را کمتر کنیم.و با خودمان آشنا شویم و به روزمره بودن و روزمرگی غلبه کنیم.

  1. از زندگی خود لذت ببرید. وقتی ابتدای صبح چشمان خود را باز می‌کنید. برای چند ثانیه در رختخواب خود بنشینید و از خدای خود بابت فرصت دوباره زندگی تشکر کنید. لبخند بزنید. به خود بگویید هر طور شده امروز از زندگی خود نهایت لذت را می‎برید و تغییراتی حتی جزئی در زندگی خود به وجود می‌آورید.
  2. تا می‌توانید اول صبح مراقبه داشته باشید. همان‎طور که در کتاب «قاتل رویاهایت را بشناس» آورده‎ام مراقبه کمک می‎کند تمرکز انسان زیاد شود .و با تمرکز بهتر و بیشتری به انجام کارهای روزانه بپردازید.
  3. کارهای روزانه خود را از شب قبل یادداشت کنید. با آوردن کارها از ذهن بر روی کاغذ، ذهن رها شده و تراکم اطلاعات آن به پایین‎ترین حد خود رسیده است. به همین دلیل شما منظم‌تر و با برنامه‎تر جلو می‎روید. و این عمل باعث می‎شود از کلافگی و غرولندهای روزانه جلوگیری کنید و دچار استرس و سردرگمی در کارها نشوید.
  4. مطالعه روزانه داشته باشید. هر روز حتی برای یک ربع هم که شده برای مطالعه خود وقت بگذارید. مطالعه کردن مستمر و ادامه‎دار به شما کمک می‎کند هم از نظر دانش روی خود سرمایه‎گذاری کنید. و هم با داشتن یک برنامه مرتب مطالعه اعتماد به خودتان را زیاد کنید.
  5. ورزش کنید. یک برنامه تدوین شده ورزشی از باشگاه گرفته تا پیاده‎روی و یک برنامه مشخص باعث نشاط بدن می‎شود. و ذهن آرام‎تر و با آسایش بیشتری به کمک انسان شتافته و دیگر هر جایی پرسه نمی‎زند.
  6. برنامه‎ریزی داشته باشید. داشتن برنامه‎ریزی این کمک و اعتماد به نفس را به شما می‎دهد.که شما برای هر ثانیه و لحظه‎های زندگی خود برنامه دارید. داشتن برنامه اعتماد شما را به خود و بعد به زندگی‎تان بیشتر می‌کند.
  7. روزمرگی چیست?

وقتی به ذهن برنامه بدهیم و با نظم و ترتیب روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه پیش برویم مطمئناً موفق می‎شویم. و  حالمان هر روز با خودمان خوب می‌شود و دیگر با خودمان بیگانه نمی‌مانیم.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

مقایسه

مقایسه چهار بلایی که به سرتان می آورد

مقایسه

مردم زن میگیرن، ما هم زن گرفتیم.

اروپایی ها رو ببین دارن تو بهشت زندگی میکنن، اونوقت ما اینجا  تو جهنمیم.

پسر اصغر آقا چقدر وضعش خوب شده ، ولی ما هنوز همون بدبختی که بودیم هستیم.

از خودم راضی نیستم خیلی مونده تا مثل فلانی بشم و…

مقایسه

حتما شما هم این افکار را در ذهن خود تجربه کرده اید. ما ویترین زندگی دیگران را  با پشت صحنه زندگی خود مقایسه میکنیم.

شاید این افکار آنقدر سریع از ذهنتان عبور کرده باشد که حتی متوجه اش نشده باشید و یا جدی اش نمیگیرید.

اما به راستی این مقایسه های ذهنی چه بلایی به سر ما و زندگی مان می آورند؟!

  1. زخمی کردن روح خود

مقایسه

مقایسه چماقیست که بر سر خود می کوبیم اما از دردش شکایت میکنیم. و حتی نمی فهمیم که از کجا ضربه خورده ایم.

این زخم ها به شکل نارضایتی و افسردگی و بی معنا شدن زندگیمان بروز پیدا میکنند.

هرچقدر مقایسه شدیدتر باشد، شکافی عمیق تر بر روح و روان ما می زند. ما در مقایسه یک بازنده همیشگی هستیم.

حتی اگر به خیال خود پیروز و برتر باشیم، دیری نمی پاید که این آرامش موقتی مثل یک ماهی از کفتان می رود و آه و افسوسش را برایتان باقی می گذارد.

  1. دویدن و نرسیدن:

شاید احساس کرده باشید که هر چقدر هم برای به دست آوردن خواسته هایتان در زندگی تلاش میکنید باز هم از ته قلب راضی نیستید.

چون هنوز هم خودتان را عقبتر از دیگران می بینید. ما خواهان بهتر شدن خود و زندگیمان هستیم اما این مقایسه های ذهنی امانمان را بریده است.

تحول ذهنی اساسی در ما رخ نمی دهد مگر آنکه دست از این مقایسه های ذهنی برداریم.

  1. دور شدن از خود واقعیتان:

شاید شما هم مثل من کتاب های موفقیت فراوان خوانده اید ، محصولات آموزشی زیادی خریده اید و در دوره ها و سمینار های زیادی شرکت کرده اید.

اماچیزی که من در هیچکدام از این آموزش ها پیدا نکردم این بود که راز اصلی تحول ما همانطور که در کتاب فقط آویزان خودت شو گفته ام، در نزدیک شدن به خود واقعی مان است.

دوره های آموزشی وقتی برایتان مفید خواهند بود که شما را به خودتان نزدیکتر کنند و نه دورتر. و چیزی که مانع این امر می شود همین مقایسه های ذهنی است.

من در دوره تحول ذهنی آموزش میدهم که چگونه ارزشهای واقعی خود را کشف کنیم و به آن  پایبند باشیم.

در آن صورت روز به روز از اینکه نسخه اصلی خود هستیم خوشحالتر خواهیم بود.

راستی ارزشهای شما در زندگیتان چیست؟

آیا تا به حال به این فکر کردید که از اعماق وجودتون به چه چیزهایی اعتقاد دارید؟

وقتی با خودتان خلوت کنید و عمیقاً به این موضوع فکر کنید متوجه ارزشهای خوب و درستی در درونتان خواهید شد .

که نیازی به پنهان کردنش نبود و تا الان هم خیلی از ناراحتی هایتان به دلیل پشت کردن به ارزشهایتان بود.

البته اعتقادات غلطی هم در خود می بینید که  شاید در کودکی از سمت دیگران به شما تحمیل شده باشد.

تا میتوانید در درونتان بکاوید تا کم کم غبارهایی که الماس وجودتان را پوشانده، پاک و شفاف شود.

  1. از دست دادن گنجی بی نظیر:

مقایسه

هیچ گنجی در دنیا ارزشمندتر از ثروت درونی شما نیست.

شما در درونتان گنجی دارید که خود از آن بی خبرید.

گنجی که تا وقتی به موانع ذهنی خود دل داده باشید هیچ وقت صاحبش نمی شوید.

شما بزرگترین دارایی و سرمایه زندگی خود هستید.

وقتی به جامعه نگاه میکنیم از پوشش و ظاهر مردم گرفته تا رفتارهای آنها اکثرا فتوکپی از یکدیگر هستند.

آیا واقعا ما به این دنیا اومدیم که یک کپی بی رنگ  و رو و یک نمونه تستی باشیم ؟

مثل دیگران شدن راحت ترین و سریعترین کاری است که همه خواهانش هستند .

اما مثل خودمان شدن شجاعتی میخواهد که خیلی ها از آن فرار میکنند.

مقایسه

سبک شخصی زندگی و کار خود را مشخص نموده و به آن پایبند باشید.

مطمئناً مقایسه های ذهنی باز هم به سراغتان خواهند آمد اما به این دام ها که بر سر راهتان پهن شده توجه نکنید و از کنارش بگذرید.

مقایسه

هفت میلیارد آدم در این سیاره زندگی می کنند اما خداوند هیچکدام را دقیقاً مثل دیگری خلق نکرد .

حتی دوقلو ها و همزادها هم متفاوتند. هیچ چیزی در طبیعت تکراری نیست چون این قانون طبیعت

است که هر چیز خاصیت خاص خودش را دارد و تکرار نشدنی است .

وقتی بخواهید خلاف قانون طبیعت عمل کنید شکست خواهید خورد.

اما وقتی با جریان زندگی هماهنگ شوید و خودتان را همانگونه که هستید بپذیرید آنوقت دنیا شما را با آغوش باز می پذیرد.

مثل خودت باش تا به خلقت خودت احترام بگذاری و  دنیا در برابرت سر تعظیم فرود بیاورد.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

مقایسه

محمود پیرحیاتی

آموزش تحول فردی جلسه دوم آن در اتاق بازرگانی استان تهران

آموزش تحول فردی

جلسه آموزشی مدرسه تحول فردی روز یک‌شنبه مورخ ۱۳۹۷/۶/۱۱ ساعت ۱۷-۱۵ در اتاق فکر اتاق بازرگانی ایران تشکیل گردید.

ادامه مطلب …

toor

تحول ذهنی دومین تور تفریحی آموزشی مدرسه – طالقان، شهریور ۹۷

تحول ذهنی

مدرسه تحول فردی در تاریخ‌های ۹-۷ شهریورماه ۱۳۹۷ دومین تور دوره خود را برگزار نمود.

شرکت‌کنندگان زیادی از تهران و شهرهای مختلف ایران

از جمله: مشهد، زاهدان، اصفهان، آمل و کرج در این تور حضور داشتند.

مبدأ حرکت تور از تهران به سمت طالقان بود و  از صبح روز چهارشنبه مورخ ۷ شهریور ۱۳۹۷ آغاز شد.

ادامه مطلب …

tahavolefardi

اهمال کاری و دلایل آن چیست؟

اهمال کاری

در زندگی امروزه و پر از اطلاعات حجیم که از هر گوشه و کنار بر ذهن انسان وارد می‌شود

و فضای زیادی از مغز و ذهن انسان را درگیر می‎کند هر فرد نیاز دارد

تا به برنامه‎ها و هدف‌هایی که برای خود قرار داده است جامه عمل بپوشاند.

از آنجایی که فرد خودش را با دیگران مقایسه می‌کند در بلایی چون اهمال‌کاری می‌افتد.

برای من که مربی و کوچینگ تحول فردی هستم مسلم است

که انسان‎ها خواسته و ناخواسته در محاصره این اطلاعات هستند

و در رسیدن به برنامه‎های نوشته شده خودشان دچار مسائل متعدد می‎شوند.

یکی از این مسائل اهمال کاری در رسیدن به هدف‎ها و انجام برنامه‌های از پیش تعیین شده است.

اهمال کاری

چینش خواسته‎ها، توانمندی‎ها، دانش‎ها و آموخته‎ها حاکی از این است که ما می‎توانیم

یک دوره عالی،‎ یک هنر فوق‎العاده،‏‎ یک کسب و کار پر رونق را راه ‏اندازی کنیم

ولی چرا در خیلی از موارد ما از انجام آنها طفره می‎رویم

و انجام آن را به آینده واگذار می‎کنیم.

بله درست متوجه شدید این اهمال کاری است که اجازه انجام کارها را به ما نمی‎دهد.
اهمال‎کاری علل گوناگونی دارد که من در ادامه مبحث به آن می‎پردازم.

۱٫ کمال‎گرایی: اولین گزینه که بیشترین درصد اهمال‌کاری را به خودش اختصاص داده کمال‎گرایی است.

اهمال کاری

توقعات ذهن باعث می‎شود ما کارهایمان را عقب بیندازیم

برای اینکه می‎خواهیم کارها را به خوبی و بدون اشتباه انجام دهیم.

چند و چون آن را بررسی کنیم. ذهن همیشه به دنبال دلیل و برهان است

بهانه ‏های پیش و پا افتاده‎ای می‎آورد

که الان وقت انجام این کار نیست، بیشتر بررسی کن، کارت باید بدون ایراد باشد،

باید عالی باشی تا اقدام کنی و باعث می‌شود

در انجام کار و اقدام برای آن تعلل و تأخیر ایجاد شود.

۲٫ فرصت سوزی: برای من از دیدگاه مربی تحول فردی که هدفم در دوره تحول ذهنی کار بر روی ذهن است

روشن است که ذهن همیشه و مدام در حال تلقین کردن این جملات است

که هنوز فرصت داری، بالأخره یک روز انجامش می‎دهی، چه لزومی دارد که خودت را به دردسر بیندازی، عمرت هنوز باقی است

و هنوز فرصت داری. فردا را که از تو نگرفته‌اند پس برای انجام کارهایت عجله نکن.

پیشنهادهای زیاد و پی در پی ذهن برای به تعویق انداختن کارها همچنان ادامه دارد

و ذهن همچنان دنبال فرصت‎سوزی و عدم تغییر است.

۳٫ ماندن منطقه امن: ذهن دوستدار امنیت و آسایش است. برای اینکه دچار چالش نشود و درگیری برای خود به وجود نیاورد تمام تلاش خود را می‎کند تا جایی که می‎تواند از نقطه امن خود خارج نشده و دچار چالش نگردد.

۴٫ ترس: ترسی که ما به خاطر اجرای نادرست کارها، انجام اشتباه برنامه‏ ها و … داریم حربه طبیعی ذهن است و باعث می‎شود خود را در دل چالش‎ها و تغییرات قرار ندهیم.

راهکارهای مقابله با اهمال‎کاری

اهمال کاری

من با کامل‏گرایی مخالف نیستم. بلکه کمال‎گرایی است که باعث شده حال بیشتر انسان‎ها خوب نباشد.

۱٫ برای غلبه بر کمال‌گرایی کارهایتان را انجام دهید و به نتیجه برسانید حتی اگر پر از اشکال و اشتباه باشد. کارتان را با پشتکار زیاد انجام دهید تا بت کمال‎گرایی در ذهن‎تان شکسته و عظمت آن برایتان از بین برود.

۲٫ براین باور باشیم که بالأخره از این جهان خواهیم رفت. پس چه بهتر که از خود اثری بر جای بگذاریم. به حرف ذهن گوش نداده و کار خودمان را بکنیم. کار امروز را به فردا نسپاریم.

۳٫ هر چقدر می‎توانیم خود را در دل چالش‏ها و برنامه‎های نو قرار بدهیم. هر چالشی مساوی است با رشد و پیشرفت و اعتماد به نفس. هر چقدر در دل مسائل وارد شویم ذهنمان، ترسمان یک قدم عقب نشینی می‎کند و راه برای انجام کارهای بعدی‎مان هموارتر می‎شود. قدم اول را برداریم تا آخر راه را رفته‌ایم. مهم قدم اول است.

۴٫ ترس محصول بافته‎های ذهن است. با اقدام و عمل می‌توانیم بر ترسمان غلبه کنیم. من به عنوان مربی تحول فردی کارکرد ذهن مخاطبین و انسان‎ها را می‎شناسم و در دوره تحول ذهنی بر روی ترس شاگردانم کار می‌کنم.

اهمال کاری

هر چقدر به ترس بها بدهیم و ذهن درگیر آن شود کار برای ما مشکل‎تر خواهد شد. با عمل‏گرا بودن و اقدامات سریع و به موقع می‎توانیم بر ترس‎هایی که توهمی بیش نیستند غلبه کنیم و این مهم در دوره تحول ذهنی مدرسه تحول فردی قابل دستیابی است.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

اهمال کاری

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

محمود پیرحیاتی

اصالت خود را بارعایت این ۳ نکته حهم در تحول فردی میتوانیم حفظ کنیم

اصالت

همیشه انسان‌های اصیل برای ما مورداحترام و قابل‌اتکا هستند.

آن‌ها با داشتن اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس بالا از اینکه خود واقعی خود را نشان دهند ترسی ندارند

و از بیان حقیقت نمی‌هراسندتشنه توجه دیگران نیستند و هرگز پا روی ارزش‌های وجودی خود نمی‌گذارند.

منظور ما از اصالت به معنای عام آن نیست.

بعضی‌ها اصالت را در تعلق داشتن به گروه خاص، خانواده خاص، طبقه خاص و نژاد خاص می‌دانند

و بعضی به داشتن میزان تحصیلات و دانش و مدرک و درآمد؛

اما اصالت امری است درونی و نه بیرونی.

اصالت به شدن است نه به داشتن. انسان اصیل خود واقعی خویش را زندگی می‌کند.

او اصل خود است نه کپی دیگران.

برای اینکه به اصالت برسیم نیاز به کشف و شناخت خویشتن‌داریم.

انسان اصیل هرروز و در همه حال به رشد و توسعه و پرورش جسم و جان و روح خود می‌پردازد.

او از این طریق، به خودآگاهی رسیده و احساسات و توانمندی‌هایش را بهتر می‌شناسد

و در نتیجه حرف و عملش یکی است.

دست به خودسانسوری و تحریف خویش نمی‌زند، نه به خود آسیب می‌زند و نه به دیگران.

از چنان ثبات فکری برخوردار است که به‌تناسب شرایط و افراد مختلف، افکار و مواضعش را تغییر نمی‌دهد.

این یعنی قرار گرفتن در مسیر درست تحول فردی.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای قرار گرفتن در مسیر تحول فردی، رسیدن به اصالت فردی و خود واقعی‌مان است.

ما با قرار گرفتن در این مسیر نه‌تنها به خود واقعی

که به خود برتر و بهتر خویش نیز تبدیل می‌شویم.

انسانی که همیشه به شدن فکر می‌کند و در فکر ارتقاء خویش است،

نه اینکه من چنین هستم و چنان بودم.

تحول فردی یک رویداد نیست که برای کسی رخ‌داده باشد! تحول فردی روندی است که شاید بتوان نقطه آغازی برایش در نظر گرفت،

اما این مسیر نقطه پایانی ندارد و ما تا لحظه مرگ نیاز به تغییر و نو شدن داریم. نکته حائز اهمیت این‌که برای رسیدن به چنین تحولی لازم است که ابتدا به تحول ذهنی دست‌یابیم. ذهنمان را از آلودگی‌ها، ناپاکی‌ها و افکار منفی بزدایم و به تجسم و رؤیای پاک برسیم. آن زمان است که افکار ما به واقعیت تبدیل خواهد شد و ما به اصالت خویش می‌رسیم. با ذهنی مه‌گرفته و غبارآلود نمی‌توان به‌درستی خود را شناخت.

رعایت این نکات در تحول ذهنی به ما کمک می‌کند تا بتوانیم اصالت خویش را حفظ نماییم.

 

مروری برگذشته و بازنگری آن:

در ابتدای مسیر تحول فردی ما باید ذهن‌مان را از بند گذشته برهانیم و تا زمانی که رشته افکار ما به گذشته‌مان گره‌خورده باشد، نمی‌توانیم تصمیمات صحیحی در زندگی بگیریم. ما باید بدانیم که گذشته، زمانی است که ازدست‌رفته و دیگر امکان تغییر آن را نداریم. پس نباید زمان حال را به خاطر موضوعی که هیچ کنترلی روی آن نداریم از دست بدهیم. ما باید از اتفاقات گذشته درس بگیریم خرد آن را دریابیم و بعد آن را برای همیشه رها کنیم. هم خود را و هم اشخاصی که به ما آسیب رساندند و سبب رنجش و ناراحتی ما شده‌اند را ببخشایم.

اگرچه نمی‌توان گذشته را فراموش کرد اما می‌توان با بخشش، خاطرات را کمرنگ و حتی آن‌ها را خنثی کرد. به طریقی که باعث برانگیخته شدن احساساتمان نشوند. عدم بخشایش انرژی بسیاری را از ما می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد تا به رشد و توسعه خود بیندیشیم. یکی از موانع بزرگ در مسیر تحول ذهنی عدم بخشایش است که اجازه نمی‌دهد موتور محرکه ما به‌درستی کار کند. وقتی‌که خود را و اطرافیانت را بخشیدی و از افکار آلوده رهانیدی، آنگاه زندگی در تو به جریان می‌افتد و به خویشتن و اصالت خویش نزدیک می‌شوی.

 

  • پذیرش:

یکی از مهمترین مفاهیم در مسیر تحول فردی، اصل پذیرش است. پذیرش یعنی که خودمان را به همین شکلی هستیم و با تمام نقایصی که داریم، اطرافیانمان را با تمام اخلاق و رفتاری که دارند و شرایطی که در آن قرار داریم را همان‌گونه که هست بپذیریم. پذیرش یعنی تسلیم آگاهانه، نه تسلیم شدن از روی عجز و نا‌امیدی. بپذیریم که همه باهم متفاوت هستیم و متفاوت فکر می‌کنیم و قرار نیست همه مثل ما فکر کنند.

اگر به چنین دیدگاهی برسیم می‌توانیم اتفاقات را دریچه ذهن دیگران ببینیم و از رفتار آنان دل‌آزرده نشویم. بپذیریم آن قسمتی از زندگی که تحت اختیار ما نیست و ما کنترلی روی آن نداریم را رها کنیم. آن را به خداوند بسپاریم و به آن قسمتی بپردازیم که تحت کنترل‌مان است و نسبت به آن مسئولیم. دست از چرا؟ چرا؟ گفتن برداریم. بیش از این‌که به رفتار دیگران توجه داشته باشیم، پیام و معنای اتفاقات را دریابیم و با اتخاذ تصمیمات درست به وظیفه خویش عمل نماییم.

 

  • زندگی بر اساس اخلاق‌مداری و ارزش‌های تعیین شده:

یکی دیگر از اصول تحول فردی و تحول ذهنی اصل ارزشهاست. یک سلسله اصول و ارزش‌هایی هست که برای همه ما بدون ‌استثناء، قابل‌احترام است. ارزش‌هایی مثل: مهربانی، راستگویی، صداقت و … . یکسری از ارزش‌های دیگر هم وجود دارد که ما بر اساس تفکرات و نگرشها و باورهای‎مان به آن می‌رسیم که می‌تواند برای هرکس متفاوت باشد. وجود همین ارزش‌ها است که به زندگی ما شکل و قالب می‌دهند. اگر ارزش‌های خود را تعیین کرده و پایبند به آن‌ها باشیم این اصول چون لنگری ما را از طوفان‌ها و حوادث زندگی نجات خواهند داد.

ما نیاز داریم که ارزش‎های خود را بشناسیم و بر اساس آن اصول رفتار کنیم. کسی که برای خود چارچوب و ارزش و اصولی تعیین نکرده باشد انسان بلا‎تکلیف و سرگردانی است که دائماً مجبور است مطابق باارزش‌های دیگران زندگی کند و این بی‌ثباتی هرگز او را به سرمنزل واقعی نخواهد رساند. انسان‌های اصیل و مورد اعتماد، به‎خاطر پایبندی به این اصول است که شخصیت و منشی باثبات دارند، آنها در هیچ شرایطی این اصول را زیر پا نگذاشته و به آن پایبند هستند.

همه ما دوست داریم در مواقع بحرانی تصمیم گیری نقطه اتکا قابل اطمینانی داشته باشیم تا از مسیر درست زندگی منحرف نشویم. این ارزش‌ها همان لنگرهای زندگی ما هستند. برای قرار گرفتن در مسیر درست تحول فردی لازم است زمانی را برای این کار کنار بگذاریم و به طور شفاف ارزش ها و اصولی که برای ما محترم هستند را پیدا کرده و بر اساس آن اصول رفتار کنیم. اصولی که منطبق با شرایط وجودی ما باشد. این اصول کمک می کند تا به اصالت خویش نزدیکتر شویم.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

تحول ذهنی

تجسم و تخیل و کمک به تغییر ذهن

تجسم

بعد از یک سفر دو روزه در راه برگشت به تهران بودم

دو روز مسافرت، گشت و گذار در جنگل‎های زیبا و سرسبز خطه شمال

که طراوت و شادابی را به جسم، روح و ذهن انسان بر می‎گرداند

برای من سرشار از ایده ها و برنامه‎های جدید آموزشی برای دوره‎های تغییر و تحول ذهنی مدرسه تحول فردی بود.

این دو روز موقعیت عالی و مناسبی بود

تا مثل همیشه تجسم درست و تفکر عمیقی در خصوص دوره‏ها و کلاس‎های آتی مدرسه تحول فردی، کار روی ذهن

و تدوین برنامه‎های تحول مخاطبین عزیز این دوره داشته باشم. به عملکرد ذهن فکر می‎کردم

و تأثیرات فوق‎العاده‎ای که بر روی زندگی هر انسانی می‎گذارد.

در مسیر بر آن شدم تا مقاله‎ای راجع به ذهن بنویسم

و با شما مخاطبین فرهیخته سایت مدرسه تحول ذهنی به اشتراک بگذارم.

در این مقاله قصد دارم به مورد بسیار حساس و کاربردی تأثیرات شگرف ذهن اشاره کنم.

چیزی که خیلی از ما انسان‎ها آن را بیهوده می‎پنداریم و از پرداختن به انجام آن و برنامه‎ریزی در مسیر زندگی و تغییر ذهن ابا می‎کنیم

و خیلی راحت از کنار آن رد می‎شویم.

قصد دارم در این مقاله به تخیل و تجسم بپردازم و اینکه چگونه می‏شود در مسیر تحول فردی از آن کمک گرفت و انسان متحول شده حال و اکنون خود گردید؟

تجسم

قبل از اینکه به موضوع اصلی بپردازم خیلی کوتاه در مورد ذهن و عملکرد آن صحبت می‎کنم. همان‏طور که می‎دانیم ذهن ما موتور بدن ماست هر غذایی که به آن بدهیم واقعیت پنداشته و آن را قبول می‏کند. ذهن عموماً منفی‎باف است و اگر خوراک منفی به او بدهیم خیلی سریع و راحت تصور کرده و آن را برایمان می‎سازد. حتماً بارها برایتان اتفاق افتاده است که مسأله‏ای برایتان پیش آمده که زمانی آن را در ذهن خود ساخته‏اید. بله درست است. ذهن باورپذیر است. هر چیزی را که تو تخیل و تجسم می‎کنی واقعیت فرض کرده و برای رسیدن به آن نهایت سعی و تلاش خود را می‎کند. اینجاست که نقش تخیل و تجسم پررنگ می شود و کارکرد ذهن پر رنگ‎تر. حال که اینگونه است چرا خوراک مثبت به او ندهیم و حال روحی و جسمی خود را خوب نکنیم!؟

راستی لازمه تحول ذهنی چیست و چگونه می‎توان ذهن را در مسیر درست هدایت کرد؟

در این مقاله به دو مورد اساسی می‎پردازم که  در دوره‎های تحول فردی و ذهنی مدرسه تحول فردی با شاگردانم کار می‏کنم و آنان را آماده تغییر خود از طریق ذهن می‎نمایم. همان‏طور که در کتاب «فقط آویزانِ خودت شو» گفته‌ام تغییر و تحول ذهن نیاز به یک برنامه منظم و ثابت دارد که با تمرین و ممارست می‎توان به آن دست یافت. یکی از این برنامه‎ها داشتن تخیل و تجسم صحیح، منظم و باثبات است.

تجسم

 ابتـدا تعـریـف تخیـل و تجسـم:

تخیل: تخیل خیال‎پردازی راجع به موضوع است بدون آنکه عینیت آن را احساس کنیم.

تجسم: در حقیقت لباس جسمانی پوشاندن به تخیل است به طوری که وجود آن را لمس می‎کنیم در صورتی که در واقعیت وجود ندارد و با تجسم درست می‎توانیم آن را به مرور زمان واقعیت ببخشیم.

ما انسانها ابتدا تخیل می‎کنیم و بعد با تجسم درست به آن لباس واقعیت می‎پوشانیم.

برای رسیدن به چیزی که در واقعیت می‎خواهیم باید نکات زیر را انجام دهیم:

  1. ذهن را با تمرین‎های منظم عادت بدهیم تا تجسم قوی داشته باشد و چیزی را که می‎خواهیم لمس و باور کند. همان‏طور که در بالا اشاره کردم ذهن باورپذیر است پس چیزهایی را تجسم کنید که می‎خواهید مثل: ثروت، موفقیت در کسب و کار و … نه چیزهایی که نمی‎خواهید مثل: فقر، رنج، ناراحتی و …
  2. برنامه منظمی برای تخیل و تجسم روزانه خود داشته باشید
  3. بهترین زمان تخیل و تجسم صبح هر روز است. توصیه می‎کنم این زمان را از دست ندهید.
  4. سعی کنید هر روز برای به دست آوردن موضوعی که می خواهید تخیل و تجسم داشته باشید.
  5. تخیل و تجسم ما باید مثبت باشد تا ما را در مسیر درست و مثبت خود قرار دهد.
  6. تمرین تنفس روزانه با تمرکز بالا کمک می‎کند تا ذهنتان آرام شود و کمک شایانی به روند تخیل و تجسم نماید.

تجسم

ذهن چون فرق واقعیت و تخیل را متوجه نمی‎شود شما می‎توانید با برنامه روزانه منظم و انجام آن به خیلی از هدف‎هایی که می‎خواهید برسید و به آن جامه واقعیت بپوشانید  به شرط آنکه تمرینات خود را هر روز انجام دهید و برای تغییر و تحول ذهنی ثابت قدم بمانید.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

تحول فردی

یازده گام تحول فردی و گفتگوی مباحث در این باره

یازده گام تحول فردی

در روز دوشنبه مورخ ۱۵ مرداد ۹۷ به دعوت سرکار خانم کوشا ( مدیریت اتاق فکر بازرگانی استان تهران)

مدرسه تحول فردی جلسه ای توجیهی برای دوستانی که در اتاق فکر حضور داشتند برگزار نمود.

ادامه مطلب …

سه گام اصلی

سه گام اصلی در تحول فردی به پیشنهاد استاد درجزینی برگزار شد

سه گام اصلی در تحول فردی

در مورخ جمعه ۱۲ مرداد۹۷ به دعوت مؤسسه ابر طلایی، سمینار سه گام اصلی در تحول فردی برگزار شد.

این سمینار براساس پیشنهاد استاد درجزینی ( مدیر مسئول مؤسسه ابرطلایی) در تهران شهرک اکباتان برگزار گردید.

از آنجایی که تحول اساساً ارتباطی به شغل خاصی ندارد،

اما میتواند براساس تفکرات خاصی نیز تنظیم گردد با همفکری استاد درجزینی قرار بر این شد

که سه گام اصلی تحول فردی با رویکردی بازرگانی و اقتصادی مطرح گردد.

یعنی آنکه این گام ها برای کسانی مطرح می شود که اساساً بازرگان، تاجر و صاحب مشاغل مختلف تجاری بودند.

ادامه مطلب …