چگونه قرآن بخوانیم که زندگی‌مان نورانی شود؟

چگونه قرآن بخوانیم که زندگی‌مان نورانی شود؟

نوشتهٔ علی‌اکبر قزوینی

علیکم بالقرآن

سلام رفقا! بر شما باد خواندن قرآن! تا می‌توانید قرآن بخوانید. قرآن، کلماتی از جنس جوهر بر روی کاغذ نیست، کلام زندهٔ خداست. زنده است. حیّ است. حیِّ قیّوم است. و این قیوم دست شما را هم می‌گیرد و از زمینِ فقر و مسکنت بلندتان می‌کند. به دیدار مناظری می‌بردتان که حتی در باشکوه‌ترین خیال‌هایتان هم نمی‌توانید آن را تصویر کنید.

حافظ گفت: هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم. مولانا تمام اعتبار مثنوی‌اش از قرآن است. قرآن چشم و چراغ ماست. چشم و چراغ ما باید باشد. معجزهٔ جاودان الهی است که به دست آن رحمه للعالمین به ما رسانده‌اند. قرآن شفاست. شفای همهٔ مرض‌ها. شفای دل و جان.

قرآن نور است. بگذارید نور قرآن بر وجود شما بتابد. در معرض این نور، مس وجود شما طلا می‌شود. زرّین می‌شوید و از عالم زیرین به عالم بالا می‌روید. قرآن نور الهی است. والله نور السموات و الارض. از این نور خودتان را محروم نکنید تا همواره در تور الهی باشید. کسی که خدا او را تور بزند از گور رسته است. زندهٔ جاوید می‌شود و در کنار و جوارِ حیّ قیوم رزق می‌خورد. موت اصلی، موت دل است و موت دل ناشی از دوری از خداست و دوری از ذکر خدا. خدا را یاد کنید تا خدا شما را یاد کند.

وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا
(طه: ۱۲۴؛ بخشی از آیه)

هر که از ذکر من رو بگرداند، زندگی‌اش بسته و تیره و تنگ خواهد شد. کلام مَهین (بزرگ) و مُهَیمِن (ایمنی‌بخش) الهی است. نگاه نکن بعضی‌ها که در پول و قدرت و شهرت غلت می‌زنند. البته همه‌شان فقط پوسته نیستند، اما نگذار آنهایی این اینهایشان فقط پوسته است و ظاهر، دلت را تنگ کند. نگذار آتش حسرت دلت را بسوزاند. آنها که فقط پوسته‌ای از اینها را دارند، که به قلیل راضی شده‌اند و به لهو و لعب دل خوش کرده‌اند، با داشتن همهٔ‌ اینها دلشان تنگ است. احساس فشار می‌کنند. فشار قبر حقیقت دارد و از همین دنیا آغاز می‌شود. اینها همه آیاتی است و نشانه‌هایی برای آنها که تعقل می‌کنند.

تو یاد خدا باش. از ذکر او رویت را نگردان. بگذار از بالا تا پایینِ وجودت ذکر او بریزد. بگذار دیگران با دیدن تو، یاد ذکر رحمن بیفتند، یاد ذکر رحیم. در ذکر او باش تا همه چیز را به پایت بریزند. برای غنیِ حمید چه کاری دارد برآوردن همهٔ خواسته‌های تو؟ خدا دست‌هایش هرگز بسته نیست. مغلوله بودن مالِ ذهن توست!

وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ
و یهود گفتند دست ‏خدا بسته است دست‌هاى خودشان بسته باد و به [سزاى] آنچه گفتند از رحمت‏ خدا دور شوند بلکه هر دو دست او گشاده است هر گونه بخواهد مى‌‏بخشد.
(مائده: ۶۴؛ بخشی از آیه)

او صاحب امر کُن است و کافی است بگوید تا بشود. تو هم «قُل» را ورد زبانت و ذکر دلت کن. قل هو الله احد. بگو. با تمام سلول‌های بدنت نام او را فریاد بزن. سبح لله ما فی السموات و الارض. تو مگر از این عالَم نیستی؟ از سنگ و گُل و مورچه و قورباغه و پرنده کمتری؟ آنها هر لحظه در حال تسبیح حضرت حق‌اند. ذکر تو و فکر تو چیست؟ مبادا از فکرش و از ذکرش رو بگردانی که زندگی‌ات تنگ می‌شود. نمی‌شوی الم نشرح لک صدرک.

با قرآن باش تا فرشته‌ها را از عالم بالا بفرستند تا با چاقوی جراحیِ الهی، کالبد درونی تو را بشکافند و «صدرت» را باز کنند. تا گشاده و گشوده شوی. اما برای اینکه به آن «نشرح» برسی، باید بگذاری سینه‌ات شرحه‌شرحه شود. بگذار این جهان کاردی‌ات کند! بگذار با شمشیر به جانت بیفتد!

زیر شمشیر غمش رقص‌کنان باید رفت

و تو چه می‌دانی شرحِ صدر چیست وقتی همه‌اش نگاهت به پایین است! وقتی همه‌اش در فکر انباشتن شکم هستی و در فکرِ زیرِ شکم!

بخوان! اقرأ! بخوان به نام پروردگارت. بخوان به اسم رب‌ات. بخوان! قرآن بخوان تا نور قرآن راهت را نورانی کند. تا زندگی‌ات نورانی شود. تا سینه‌ات فراخ و گشاده شود تا بتواند حکمت را در خودش جا بدهد. سینهٔ بسته که جای این چیزها نیست!

اگر حتی اندکی از حکمت را مثل قطره‌ای از قطره‌چکان در کام جانت بچکانند، درمی‌یابی که انا اعطیناک الکوثر! نمی‌گوید عطا می‌کنیم یا عطا خواهیم کرد! می‌گوید اعطیناک! بهت داده‌ایم! عطایت کرده‌ایم! چه چیز را؟ خیر کثیر را! و تو چه می‌دانی خیر کثیر چیست وقتی مُدام دنبال برقِ موقتِ سکه‌های این دنیایی هستی! تو در خیر کثیر، به مَقام می‌رسی و در آنجا مُقیم می‌شوی. مقیمِ حرمِ الهی. در حریم قدس او جا می‌گیری. به مقام دائم الذکر و دائم الصلوه بودن می‌رسی! فصل لربک وانحر. آنگاه نمازتْ تمامْ نیاز است. و هر لحظه سرِ نفْس خودت را در برابر او می‌بُری. تو هر لحظه آمادهٔ قربانی کردنی! ان شانئک هو الابتر! و آنها که تا خرخره در لجن دنیا فرو رفته‌اند از اینها چه می‌فهمند! ابترند! بی‌حاصل‌اند!

بخوان! قرآن بخوان! وقتی نور قرآن دلت را روشن کند، دیگر دلت نمی‌خواهد هیچ کتاب دیگری را بخوانی. اصلاً کتاب‌های دیگر را می‌خوانی تا قرآن را بهتر بفهمی. که قرآن برای تو همه چیز است! وقتی همه چیز را به تو داده‌اند، دیگر دنبال چه هستی؟ بگذار با قرآن بیدار شوی و با قرآن بخوابی. تا با قرآن محشور شوی. تا در ظلمات این دنیا و آن دنیا، بدون نور نمانی.

وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ
و خدا به هر کس نورى نداده باشد او را هیچ نورى نخواهد بود.
(نور: ۴۰؛ بخشی از آیه)

اما رمزِ قرآن خواندن، و رازِ آن، برای اینکه با خواندن قرآن داعشی و دُگم نشوی و فکر نکنی با چهار خط قرآن خواندن می‌توانی برای این و آن خط و نشان بکشی، این است:

«محبت کن!»

محبت را در دلت شعله‌ور کن که دینْ محبت است و خدا محبت است. دستِ نوازشی به سر انسانی بکش! مهم‌تر از همه به سر خودت! با مردم و جهان مهربان باش. ویژگی رحمه للعالمین را نصب عین خودت کن که فرمود وجود او برای شما «اسوهٔ حسنه» است. بی‌محبت اگر سراغ قرآن بروی، جز جوهری بر کاغذ نخواهی دید و آن جوهر، دلت را سیاه خواهد کرد!

و لله الحمد

این مطلب نخستین بار در وب‌سایت مدرسه تحول فردی منتشر شده است.

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:

با عضویت در خبرنامه سایت، جدیدترین اخبار مدرسه تحول فردی را در ایمیل خود دریافت کنید.

تبریک می‌گوییم! ایمیل شما با موفقیت ثبت شد

ظاهرا خطایی در پر کردن فرم رخ داده است. لطفا از نو بررسی و ارسال فرمایید

4 پاسخ
  1. زهرا عبادی
    زهرا عبادی گفته:

    « دوست دعای مستجاب شده ی شماست» این نوشته ها، پیاله های نورند که می نوشمشان. پیغام دوستند.
    پایدار، سلامت، خوشدل و پویا باشید همواره

    پاسخ
  2. عصمت حاج واحدی
    عصمت حاج واحدی گفته:

    کلامهایی از جنس نور و دل اگر مفاهیم را درک کنیم راهی جز عاشقی باقی نمی ماند، عاشق شوی دلت گرم می شود و وجودت از محبت انباشه و آنگاه می توان محبت را جاری و ساری کرد. خدا عاشقمان کند.
    کلا الحمد الله رب العالمین

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *