پذیرش سنگ بنای تحول فردی

چرا پذیرش سنگِ بنای تحول فردی است؟

توضیح: این نوشتار، بخشی کوتاه از نسخهٔ پیاده‌شدهٔ کلید آموزشی «پذیرش» است.

سلام به شما دوستان عزیز! علی‌اکبر قزوینی هستم و ما میخواهیم یک سری فایل‌های آموزشی را شروع بکنیم با عنوان کلید های تحول فردی، با جناب محمود پیرحیاتی در قالب مدرسه تحول فردی.

کلید اول از مجموعه کلید‌های تحول فردی که در قالب فایل های آموزشی صوتی و متنی ارائه می شود به پذیرش اختصاص دارد موضوعی که شاید شاه کلید تحول فردی است. من به آقای محمود پیرحیاتی سلام می کنم و می خواهم که بحث پذیرش را با همدیگر شروع بکنیم. آقای پیرحیاتی سلام!

محمود پیرحیاتی: سلام آقای قزوینی وقتتون بخیر؛ خیلی خوشحالم که در خدمتتون هستم از همین جا هم سلام می دهم به تمام دوستانی که این فایل صوتی را می شنوند خوب واقعیت این هستش که من اگر بخواهم  پذیرش را توضیح بدهم میتوانم ابتدا به این سمت بروم که همینطور که توی کتاب «فقط آویزان خودت شو» گفتم، پذیرش سنگ بنای تحول فردی است. حالا حول و حوش این من فکر می کنم با توجه به سوالات خوبی که شما تهیه کردید میتوانید به صورت پرسش و پاسخ مطرح بفرمایید من توضیحات را راجع به پذیرش به شما خواهم داد.

علی‌اکبر قزوینی: خیلی متشکرم جناب پیرحیاتی عزیز می خواهم ابتدا یک تعریفی داشته باشیم از پذیرش چون پذیرش عموما به این معنا ممکنه در ذهن ما جای گرفته باشد که ما تسلیم موقعیت شویم. میگیم می‌پذیریم این موقعیت را کاری در قبالش نمی توانیم بکنیم و شاید به قول مولانا گاهی وقتها:

در کف شیر نر خون خواره‌ای
غیر تسلیم و رضا کو چاره ای؟

آیا ما اختیار داریم آیا می توانیم کاری انجام بدهیم یا اینکه نه اتفاقی افتاده و فقط ما باید بپذیریم، این پذیرش دقیقاً چی هست و چه تعریفی دارد؟

محمود پیرحیاتی: ببینید آقای قزوینی بحث پذیرش از ابتدای خلقت بشر به اعتقاد من بوده، من همونجور که توی کتاب عرض کردم ببینید پذیرش نقطه طلایی رفتار انسان‌ها است. ما اگر پذیرش را به آن مفهومی که پروردگار عالمیان مد نظرش بوده و در فرهنگ غنی خود ما هم  اومده بفهمیمش، اونوقت  خروجی های خوب میده حالا این پذیرش چی هست؟

خوب خیلی از دوستان سوال می کنند و اگر دقت کرده باشید در دوره در جست‌وجوی افسانه شخصی هم خیلی این سوال شد که این پذیرش حقیقی کجاست؟ یعنی نقطه شروع پذیرش حقیقی کجاست که ما امروز داریم این فایل را به خاطر روشن شدن بهتر موضوع آماده می‌کنیم.

پذیرش حقیقی دقیقاً از نقطه‌ای شروع میشه که شما تسلیم بشی. حالا این تسلیم شدن چی هست؟ یعنی این تسلیم چیه؟

خوب ما وقتی میگیم تسلیم بسیاری از دوستان میگن تسلیم که اصلاً خوب نیست باید بجنگیم باید بلند شیم باید حرکت کنیم.  تسلیمی که مد نظر من هست به هیچ عنوانِ ممکنه به مفهوم عجز نیست تسلیمی که مد نظر من هست تسلیم از روی عزم است نه عجز! نگاه کنید وقتی شما در حالت عادی  تسلیم میشی مثل تصمیم یک دشمن این میتونه تسلیم باشه از روی عجز، نا آگاهی، ناتوانی، تسلیم از روی عزم دیگه چیه؟

تسلیم از روی عزم، تسلیمی است که شما را به تصمیم می رساند. یعنی یک پروسه است همونجور که بارها عرض کردم پذیرش مثل هر مسئله روانی و هر مسئله رفتاری یک پروسه است نه یک پروژه، چرا پروسه است؟ به خاطر اینکه پروسه یک روند را طی می کند شما رفتار و روانت یک روندی را طی کرده به اینجا رسیده طبیعتاً پذیرش هم که از مبانی تحول فردی هست تعریف کننده ی یک روند هست.

یعنی خود پذیرش اگر به معنی حقیقی اتفاق بیوفته برای شما میتونه باز کنندهٔ مسیر و راه و درست باشه، خوب اگر دقت کنید من هم در کتاب فقط آویزان خودت شو گفتم در تعریف درست تحول فردی گفتم «ثبات در مسیر درست». اگر میخواهد ثبات اتفاق بیفتد صد در صد و یقیناً من و شما باید قبلش یک پذیرشی در ما اتفاق بیفتد و این پذیرش وقتی درست خواهد بود که ما یک تسلیم حقیقی از روی عزم به حقیقت نه عجز، عزم  تاکید می کنم این واژه خیلی مهمه، چرا؟

حالا  مثال می‌زنم یک وقتی یک چالشی توی زندگیت به وجود میاد مثلاً همین الان زلزله کرمانشاه رخ داده خوب بخشی که بخش خدایی است من نمیتونم کاری بکنم  یک بلای طبیعی بوده حالا یکی میگه بلای طبیعیه یکی میگه از طرف خداست ووو.. من به چرایی این اتفاق کاری ندارم ولی به چگونگی این اتفاق بسیار معتقدم چگونگی اش این میشه که من در باز خوانی این پروسه در باز خوانی این جریان به این برسم که حالا هر اتفاقی که افتاده، افتاده نقش من در این موضوع چی هست؟

در حقیقت من موضع خودم را نسبت به موضوعی که اتفاق افتاده روشن می کنم میتونم منفعل بشم، بشینم بگم وای چی شد اتفاق بود این بود اون بود، پدرمون دراومد، اذیت شدیم، این مُرد، اون کشته شد، هزار و یک جور عجز و لابه… خروجیش چی خواهد بود؟ ناتوانی؛ تفکر منفی؛ و بدتر از همه انفعال.

ولی وقتی میگم از روی عزم یعنی چی؟

یعنی شما تسلیمِ محض پروردگار شدی که در این لحظه برات تصمیم گرفته که این زلزله بیاد ما در زلزله که اومده تصمیمی که نگرفتیم، تصمیم ما نبوده پس این از ما خارجه حالا میاد اون بخشی که عجز به عزم تبدیل بشه. اون وقتی هست که ما عزم را به این صورت میایم تصمیم می گیریم میگیم خوب حالا این بخشی که مال منه چیه؟ مال من این هستش که  تسلیم بشم  به اراده پروردگار و بعد ازش خروجی گرفته میشه. این  تسلیم بسیار  تسلیم مقدسی است: خودت را در دستان پروردگار قرار میدهی و میگی که اون بخشی که اون تصمیم گرفته اجرا شد حالا من چه وظیفه ای دارم؟

اولین وظیفه من پذیرفتن این مسئله است، پذیرفتنی که بگم این  یک حقیقته اتفاق افتاده حالا من باید در قبال این چیزی که اتفاق افتاده چه واکنشی نشان بدهم؟ اینجاست که من اگر تسلیم  حقیقی به معنای پذیرش حقیقت هایی که دور و برم هست را بپذیرم یک خروجی خیلی مشخص می دهد: «تصمیمِ درست».

تصمیم، عزم را برای شما می آورد من میگم تصمیم گرفتم. حالا مثال میزنم باز در این زلزله، از این به بعد خونه های خوب بسازم کیفیت مهندسیم را تغییر بدهم کیفیت ساختمان سازیم را تغییر دهم این تازه صورت قضیه هست عمق معنای قضیه این نیست، عمق معنای قضیه توی زلزله کرمانشاه این است که هر لحظه احتمال داره زلزله های متفاوتی توی زندگی ما بیاید. زلزله به هیچ وجه فقط برای ساختمان نیست برای زندگی من و شما است برای دیگران است زلزله های رفتاری داریم زلزله های معنوی داریم.

گاهی اوقات به نظر می رسد ــ در مقالات سایت تحول فردی گفتم ــ به نظر میرسه که یک زندگی باید کلاً از بین بره، ویران بشه تا ما جاش [یک زندگی نو] بسازیم و اتفاقا از زلزله هایی که به این سبک میاد مثل زلزله بم خوب اومد ویرانی داشت دلخراشی داشت  ما ناراحت شدیم انسانیم بالاخره ما احساسی می شویم و کاملاً هم درست است عمق فاجعه وسیع هست ولی بعد بم دیگری ساخته شد حالا زلزله های بعدی هم همینطور. خوب جالبه  به شما بگم من اتفاقاً خودم هم در یکی از این زلزله ها بودم، زلزله بروجرد دقیقاً  من در بطن قضیه بودم و آن موقع با نهادی همکاری می‌ کردم از نظر ساختمان سازی با توجه به اینکه رشته ی تحصیلیم معماری هست و سالها تجربه اجرایی داشتم به اون مناطق رفتم اون زلزله یک نقطه عطفی در زندگی من شد که بفهمم که زلزله هایی احتمال داره که از نظر زندگی ما پیش بیاد.

زلزله فقط این نیست که ما میبینیم مثلاً ۷ ریشتر گاهی وقت ها  ۷۰ ریشتر روح و روان من و شما را تکان خواهد داد در این زلزله ها ما چکار باید بکنیم؟ پذیرش حقیقی دقیقاً اونجاست پس تعریف پذیرش از دیدگاه من، به عنوان مربیِ تغییر و تحول فردی، این هست که:

ــ پذیرش مبنایی داشته باشه از روی تسلیم،
ــ تسلیمی که ما را برساند به تصمیم،
ــ و تصمیمی که ما را برساند به عزم و اراده؛

این دقیقاً میشه اون پروسه‌ای که پذیرشِ حقیقی طی می کند.

وگرنه پذیرش های دیگه‌ای هست؛ من به شما میگم پذیرفتم غر میزنم ناسزا میگم دشنام میگم همه میشن دشمنِ من، و جالب اینجاست من سهم خودم را ندادم گیر به خدا میدهم میگم خوب خدا چرا اینجوری کرد، خدا چرا اونجوری کرد؟ بابا، چراییِ خدا را بگذاریم دست خودش بمونه چگونگیِ انسانیش  را که می توانیم اجرا کنیم!

یعنی بحث روی این هستش که ما هنوز سهم خودمون را نداده سهم خدا را می‌طلبیم خوب اینجوری که پا تو کفش خدا کردیم!

آیا پذیرش حقیقی در من اتفاق خواهد افتاد؟  بله، خواهد افتاد اگر ثبات در مسیر درست داشته باشید؛ ثبات در مسیر درست هم این هستش که شما اون روند طی شده را بفهمی.

پس بنابراین پذیرش حقیقی که سنگ بنای تحول فردی است یک پروسه داره، پذیرش حقیقی ما را باید به تسلیم حقیقی در برابر پروردگار برسونه  که از اون تسلیم، ما تصمیمات درست بگیریم نه عجز و لابه بعد هم به یک عزم حقیقی که اراده ی منتجی دارد که از آن اراده بلند میشیم و یک اتفاق بزرگ در ما می‌افتد: حرکت!

دیدین کارگردان ها می گویند یک دو سه حرکت! پروردگار عالمیان همان جا یک کات به زندگی من و شما داده زلزله اون کاتِ کارگردان است یعنی تو اینجا داشتی اشتباه میکردی؛ کات کرده زندگیت را که از این به بعد  درست بری. چرا انقدر ما زلزله و بلای طبیعی را تلخ می بینیم؟ چون تلخ زندگی می کنیم، حالا خداوند به عنوان کارگردان بزرگ خلقت کات داده و بعد حالا میگه  یک  دو سه حرکت… اشکال کار ما در پذیرش های این چنینی این هستش که من و شما در مرحله پذیرش می مونیم اصلاً وادادگی در مرحله پذیرش پیش می آید.
علی‌اکبر قزوینی: خیلی متشکرم جناب آقای پیر حیاتی عزیز تو همین جا یک مسئله ای پیش میاد توی مسئله در پذیرش ماندن، افراد حادثه‌ای که براشون اتفاق میافته ــ معمولاً حادثه تلخ و ناخوشایندی است ــ به قول شما زلزله‌ای ممکنه در ساحتی از زندگیشون رخ داده باشد در روابط باشد در زمینه مالی باشد در خیلی از زمینه ها و افراد میگن چرا من؟  چرا این اتفاق برای من افتاد؟ چرا خداوند ناعادل بوده؟ چرا دیگری مثلاً داره خوب زندگیش را انجام میده برای من چرا این اتفاق افتاده و شروع میکنند به غر زدن و به قول شما در همان حیطه میمانند، این را باهاش چه کار میشه انجام داد، با این قضیه؟

محمود پیرحیاتی:  ببینید همون جور که توی عرایضم گفتم نکته خیلی خیلی مهم همین است که ما معمولا وقتی اتفاقی در زندگی می افتد آنها را اتفاق می بینیم. ببیند اشکال همین جا رخ میده و بعد می رسیم به اون نکته‌ای که ما سهم خودمان را نداده گیر میدیم به خدا…

علی‌اکبر قزوینی:  راجع به سهم خودمون خیلی نکته خوبی را اشاره می‌کنید و کلیدواژه هایی در صحبت‌ های شما هستش سهم ما چیه؟ سهم خدا چیه؟ یک خورده برای  ما باز تر کنید لطفاً…

آنچه خواندید، بخشی از متن پیاده‌شدهٔ کلید آموزشی «پذیرش» است.

برای خرید کلید آموزشی پذیرش و دریافت فایل صوتی و متنی کامل، به این لینک مراجعه کنید.

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:

با عضویت در خبرنامه سایت، جدیدترین اخبار مدرسه تحول فردی را در ایمیل خود دریافت کنید.

تبریک می‌گوییم! ایمیل شما با موفقیت ثبت شد

ظاهرا خطایی در پر کردن فرم رخ داده است. لطفا از نو بررسی و ارسال فرمایید

7 پاسخ
  1. محبوبه اقبالی
    محبوبه اقبالی گفته:

    در فابل های متنی بهتر است آرم مدرسه و واتر مارک آن بصورت مورب وسط صفحه را بگیرد. فونت و سایزش هم خوبه.
    سپاس

    پاسخ
  2. دلبند
    دلبند گفته:

    پر از نکته های عالی بود.
    به نظر من بالاترین نکته پذیرش، اینه که شخص رو از جنگ دایمی با خودش و موضوعات مختلف در میاره و به جای حس قربانی بودن ، به اون قدرت تصمیم گیری و انتخاب میده و این یعنی نهایت آزادی.
    سپاس

    پاسخ
  3. کاناز دستام
    کاناز دستام گفته:

    با سلام خدمت همه عزیزان دست اندر کار این نوشته ها و رساندن آنها به دست ما
    البته من هنوز کاملا این مقاله را تمام نکرد ه ام ولی خدا را شکر می کنم که امروز نظرم به این متنها و.گفتگوی آقای قزوینی و پیر حیاتی عزیز افتاد و همه آنچه که. در گذشته خوانده بودم از تطهیر کلام و رفتار و اعمال
    هم اکنون مرا یادآوری کرد به اینکه چگونه کلام را که به
    نوعی مقدس هستند آلوده به الفاظ زشت نکنیم تا در رفتار و کردارمان نیز اثر مثبت داشته باشند
    و پذیرش مسئولیت اینکه بپذیریم اگر چیز به ظاهر ناخوشایندی برای ما تکرار
    می شود حتما از طرف خداوند برای ما خیری و تلنگری در کار است که باید
    در آن تعمل کنیم و یا از آن صرف نظر کنیم و یا به فکر اصلاح آن باشیم.
    ممنون کاناز دستام

    پاسخ

تعقیب

  1. […] گفته‎ام که سنگ بنای تحول فردی پذیرش است. من در دوره شفای ذهن آموزش ساده و کاربردی دارم که […]

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *