رامبد جوان و نگار جواهریان

آیا رامبد جوان و همسرش کار نادرستی کرده‌اند که می‌خواهند فرزندشان در کانادا متولد شود؟

نوشتهٔ علی‌اکبر قزوینی

این روزها فضای مجازی پر شده از عکس‌ها و مطالبی در خصوص رامبد جوان و همسرش نگار جواهریان، که هر دو هنرپیشه و «سلبریتی» محسوب می‌شوند. محتوای مطالبی که در خصوص این دو منتشر می‌شود، نقد ــ یا درست‌تر گفته شود ــ هجمه به این موضوع است که چرا آنها قصد دارند فرزند خود را در کانادا به دنیا بیاورند.

این مسئله تا آنجا برای برخی جدی شده که یکی از روزنامه‌ها، طی تماس‌هایی با شرکت‌های هواپیمایی و مهاجرتی، تخمینی از مبلغی که آنها برای این کار هزینه کرده‌اند، درآورده است. طبق این تخمین، آنها باید حدود ۵۰۰ میلیون تومان ایران یا حدود ۵۰ هزار دلار کانادا، برای این موضوع (یعنی سفر به کانادا، و به دنیا آوردن فرزند خود در یکی از بیمارستان‌های آن کشور) هزینه کرده باشند.

در شبکه‌های اجتماعی هم بحث‌های تند و داغی پیرامون این مسئله شکل گرفته است. عدهٔ بسیار زیادی کار این دو را نادرست می‌خوانند و عقیده دارند کسانی که در صداوسیما از «مردم خوب ایران» می‌گویند و درآمدشان از رسانه‌ای است که پولش از جیب مردم تأمین می‌شود، «نباید» آن پول را صرف سفر به کانادا برای به دنیا آوردن فرزند خود در آنجا کنند؛ سفری که گویا قصد اصلی‌اش آن است که آن فرزند، تابعیت کانادایی هم (افزون بر تابعیت ایرانی) دریافت کند.

عدهٔ کمتری هم بر این باورند که اگر این افراد پولشان را از راه درست به درست آورده و به اصطلاح آن پول را از جیب کسی ندزدیده‌اند، اختیار کامل دارند که آن را به هر شکلی که دوست دارند، صرف کنند.

صحبت در خصوص این موضوع زیاد است، اما از بخش‌های زائد‌ آن می‌گذرم تا به یک سؤال مهم و کلیدی برسم:

چرا ما اینقدر دیگران را «قضاوت» می‌کنیم؟

قضاوت، یکی از رفتارهای افرادی است که نتوانسته‌اند بر ذهن خود مسلط شوند. قضاوت، رفتار افرادی است که نه «اربابِ» ذهن خود، بلکه «بردهٔ» آن هستند.

قضاوت، مثل قاشقی مدام محتویات ذهن ما را هم می‌زند و اجازه نمی‌دهد آنقدر دل‌آرام و شفاف شویم که بتوانیم رؤیاهای خود را «ببینیم» و به آنها اجازه بدهیم که محقق و متجلی شوند.

بله، ما با قضاوت‌های بیهوده، مانعی ایجاد می‌کنیم در برابرِ تحقق رؤیاهای خودمان!

اینکه مسئولیت اجتماعی یک سلبریتی چیست و آیا اصلاً از یک سلبریتی باید انتظار داشت که اسوهٔ تقوا و اخلاق باشد، مسئلهٔ دیگری است که در فضایی آرام و توسط صاحب‌نظران (از جمله فلاسفه و جامعه‌شناسان) باید بررسی شود. جای این بررسی، در صحبت‌های سطحی و هیجانی و عصبیِ شبکه‌های اجتماعی نیست.

اما فراموش نکنیم که خیلی وقت‌ها، با قضاوتِ خارج از انصافِ دیگران و خواستنِ محدودیت برای آنها، دریافتِ برکت‌های زندگی توسط خودمان را محدود می‌کنیم.

این جهان، جهانِ فراوانی است. این جهان، یک کیک نیست که اگر کسی قطعه‌ای بزرگ از آن را بخورد، برای دیگران بخش‌های کوچک‌تری بماند. جهان، از تحقق تمام خواسته‌های شریف شما ــ که به شما حس خوبی می‌دهد و موجب آزاری برای دیگران نیست ــ حمایت می‌کند.

پس چه بهتر که به جای قضاوت دیگران و برای آنها تعیین تکلیف کردن، سرمان گرم رؤیاها و اهداف خودمان باشد. باور کنید اگر رامبد جوان و همسرش این مبلغ را برای این کار خرج نمی‌کردند، هیچ‌یک از کسانی که رفتار آنها را تقبیح می‌کنند نه ذره‌ای پولدارتر می‌شدند و نه اندکی خوشحال‌تر!

یادمان باشد که ذهن‌های شفایافته، قضاوت نمی‌کنند. اگر شما هم می‌خواهید یکی از کسانی باشید که با ذهنی شفایافته، رؤیاهای خود را دنبال می‌کند، حتماً این لینک را ببینید.

این مطلب نخستین بار در وب‌سایت مدرسه تحول فردی منتشر شده است.

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:

با عضویت در خبرنامه سایت، جدیدترین اخبار مدرسه تحول فردی را در ایمیل خود دریافت کنید.

تبریک می‌گوییم! ایمیل شما با موفقیت ثبت شد

ظاهرا خطایی در پر کردن فرم رخ داده است. لطفا از نو بررسی و ارسال فرمایید

13 پاسخ
  1. meghballi
    meghballi گفته:

    با سلام. آنها زندگی خودشان را دارند و برای زندگی خودشان تصمیم می گیرند خواه خوب یا بد. ما هم زندگی خودمان را داریم و برای آن برنامه ریزی و تصمیم در حد توان و تجربه خودمان می گیریم. قضاوت دیگران در مورد زندگی هنرمندان یا افراد سرشناس درست نیست و فکر می کنم بهتر است به این اخبار واکنش نشان ندهیم.

    پاسخ
  2. کاناز دستام
    کاناز دستام گفته:

    باسلام خدمت همه شما عزیزان مشتاق به موفقیت و تغییر وتحول فردی
    راستش وقتی این خبر را در مورد بدنیا آوردن فررند رامبد جوان در کانادا خواندم خوشحال شدم هر چند ظاهرا به من هیچ ربطی نداره زندگی آنها
    ولی چون خودم هم یه جورایی با آنها هم عقیده هستم پس خوشحالم و اینکه زندگی هرکسی به خواست خودش بستگی دارد و به رویاهای خودش، اگر قرار بود بخاطر ندانم کاریهای
    افرادی در خانواده یا اطرافیانمان به رویاهایمان جان ندهیم پس واقعا اینهمه رویا و بهینه سازی در دنیا وجود نداشت
    پس خوشا بحال کسی که عزت نفس خود را بالا
    می بند و به رویاهایش برخلاف عقاید این و آن
    جامه عمل می پوشاند.
    ممنون کاناز دستام.

    پاسخ
  3. narges
    narges گفته:

    با سلام
    از نظر من زندگی شخصی هر فردی چه شخص شناخته شده و مشهوری باشه یا ناشناخته به خودش مربوطه و قرار نیست برای تک تک تصمیمات زندگی خصوصی خودش به دیگران پاسخگو باشه ایشان هم مثل هر انسان دیگری آزاده آن طور که درست می دونه تصمیم بگیره و قضاوت کردن و توجه به مسائل خصوصی زندگی بقیه هیچ فایده ای برای ما نداره. بهتره هر کسی به مسائل و زندگی خودش توجه کنه که قطعا براش مثمرثمرتره

    پاسخ
  4. هیوا
    هیوا گفته:

    تحلیل متفاوت و درست و زیبایی بود از این موضوع و نکات تامل برانگیزی در آن بود ، صفات درستی را هم که به شبکه های اجتماعی نسبت دادی برام جالب بود : هیجان زده -سطحی و عصبی ، دقیقا همینطوره. قدیما اگر کسی میخواست در محضر استادی یا مرد بزرگی باشه بایستی چندین روز و گاه ماه و کیلومترها راه را بدون وسیله ی نقلیه ی خاصی طی مینمود تا از دانش و آگاهی های اون استاد یا بزرگ مرد بهره مند شود ، اما الان به لطف این نعمت بزرگ اینترنت و تکنولوژی اینکار چقدر کم هزینه و سهل و زود امکان پذیره ، واقعا جای شکر بسیار داره این نعمات این زمانه و عصر که اینقدر بستر رشد و پیشرفت و آگاهی آماده و مهیاست فقط کافیه ما خودمون واقعا بخواهیم و دست همت بدهیم تا به درجه های بسیار عالی برسیم.

    پاسخ
  5. فرزاد محمودزاده
    فرزاد محمودزاده گفته:

    صحبت های نویسنده در مورد صحیح نبودن قضاوت اینگونه رفتارها توسط مردم در شبکه های اجتماعی را قبول دارم ولی اینکه صرفا با یک بیان صرفا انتزاعی منابع دنیا را به سان کیکی تصور کنیم که اگر کسی از آن زیاد بخورد سهم کس دیگری کم نمی شود صحیح نیست چون واقعیت غیر از این است و چنین بیانی می تواند توجیه گر تضعیف حقوق مادی مردم باشد. منابع دنیوی همیشه محدود است و مشکلات بشری بیشتر به خاطر منابع محدود و جاه طلبی فراوان بشریت برای دستیابی به منابع بیشتر است که منجر به پایمال شدن حقوق مادی دیگران می شود مثالش در جامعه خودمان کاملا واضح است.

    پاسخ
    • علی‌اکبر قزوینی
      علی‌اکبر قزوینی گفته:

      سپاس از اینکه دیدگاه خود را نوشتید.

      فراوانی جهان، امری انتزاعی نیست. پیشنهاد می‌کنم یک بار عبارت Hubble Deep Field را در گوگل جست‌وجو بفرمایید و نتایج تصویری آن را ببینید.

      تصور محدودیت، چیزی است که رسانه‌ها و جهل جمعی بشر برای او آفریده است.

      و این اصلا به معنای صدور مجوز برای دست‌اندازی به حقوق دیگران و/یا هدر دادن منابع زمین نیست!

      شاد و پیروز باشید

      پاسخ
  6. هاشم ولایتی
    هاشم ولایتی گفته:

    با درود به جناب قزوینی عزیز و جناب پیرحیاتی بزرگوار.
    مقاله فوق و توضیحی به این شکل زیبا، شفاف و دلنشین در مورد «قضاوت»، قطعاً می تواند تلنگر خوبی برای عزیزانی باشد که گاه سهواً به این «کم دقتی» دچار می شوند. از استاد قزوینی بخاطر این تلنگر بسیار سپاسگزارم.
    پایدار باشید.

    پاسخ
  7. مریم
    مریم گفته:

    با سلام و عرض ادب
    قضاوت که هیچ،حتی وقت گذاشتن و سرک کشیدن در زندگی دیگران کار درستی نیست اما آنچه در این مورد به چشم می خوره تناقض حرف و عمل افراد مشهور می باشد. گاهی الگوهای نا درستی در جامعه بوجود میاید که آسیبهای زیادی در پی دارد.
    مثلا من با خواندن زندگینامه مرکل، کلی ایده و انرژی گرفتم ولی کارهای ضد و نقیض و ضعیف کشورهای جهان سوم مخصوصا ایرانی ها حالم رو خراب می کند

    پاسخ
  8. محسن
    محسن گفته:

    🙂 مدرسه ی تحول فردی … :))
    مطالب شما در ایمیل من می اید و گاهی به آنها نگاه میکنم.
    فقط نمیدونم همه مطالبتون به اینقدر سطحی و در حد همون جمع های گروهای نتورک مارکتینگ هست ؟
    واقعیت این نوع برهان شما من رو یاد اون آدمهای نتورک مارکتینگ که میرفتیم و برامون جلسه میزاشتن مینداخت…
    یک عده ادم که با چندتا دوست و فامیل برا خودشون یک گروهی ایجاد کرده بودند و یک درامدی مختصری داشتند…و بعد از این فکر میکردند که حالا میتونن راهبر موفقیت بقیه بشند و کلاس و جلسات موفقیت میزاشتند…
    مشکل شما در فهم مسئله است.
    مسئله این نیست که ایا اونا پولدارن برن درسته یا نه. یا اصلا به من چه یا به تو چه … ؟
    سوال این مسئله اینه که چه شرایطی وجود داره که یه همچین سلبریتی نمیخاد تو ایران باشه؟ الان وضع مملکت به چه شکل هست ؟ یعنی آینده رو چطور میبینه ؟ اینده بچش رو در ایران نابود شده میبینه که براش پاسپورت کانادایی میخاد فراهم کنه ؟
    نمیدونم نویسنده این مطلب چقدر حالیشه ولی برای من در حد همون پرزنت کننده های شبکه های هرمی هست…
    این چه حرف چرندی هست که ما دیگران رو قضاوت نکنیم؟ما گوسفندیم؟ همه انسانها درک و شعور و قدرت انتخاب دارند. حتی اگه انتخابشون رو بیان نکنند. ولی به یک سمتی تمایل خواهند داشت. مهم اینه که این قضاوتشون رو بیان نکنند یا تصمیمی برای دیگران باهاش نگیرند…. چیز دیگری نمیتونم بگم . جز اینکه خوشحالم اهمیتی به مطالبتتون نمیدادم . و ایمیل خودم رو از لیست دنبال کننده هاتون خارج میکنم.

    پاسخ
    • علی‌اکبر قزوینی
      علی‌اکبر قزوینی گفته:

      سپاسگزارم که ما را از دیدگاه خود باخبر کردید.

      انسان با بیان، عیان می‌شود. یعنی بیان انسان (و از جمله کلماتی که انتخاب می‌کند، لحنی که به کار می‌برد و نظایر آن) درون او و محتویات ذهن او را عیان و آشکار می‌کند.

      ممنونم که با کلمات خود، اجازه دادید نگاهی به ذهن شما بیندازیم. این برای خود من، حاوی درس‌های فراوانی بود.

      شاد و پیروز باشید

      پاسخ
  9. خدیجه
    خدیجه گفته:

    سلام
    در مورد این مساله چندموضوع مهم به نظر می رسد
    ۱- وقتی مردم (ببینده ها یا همون جامعه) نظرات یک نفر رو می پذیرند انتظار دارند حرف و عملش با هم یکی باشد زمانی که این آقا میاد میگه ما ایران رو دوست داریم ما شما رو دوست داریم باید خودش هم اعتقاد داشته باشه وگرنه مردم این نوع برخودر دوگانه را توهین به شعور خود می دانند و نمیشه گفت همان مردمی که موقع لزوم بایستی باشند موقع قضاوت نباید قضاوت کنند
    ۲- این آقا میگه ما مردم ایران رو خیلی دوست داریم پس فقط مردم رو دوست داره ولی در اعماق وجودش دلش به حال این مردم میسوزه که توی دنیا جایگاه خوبی ندارند اما کاری هم از دستش بر نمیاد
    ۳- مشکل از این آقا نیست مشکل از جایی نشات میگیره که این کشور و ایرانی بودن توی دنیا جایگاه منفی داره و قاعدتا هر کسی به دنبال این هست تا بتونه آینده بچه خودش رو تضمین کنه
    ۴- اگر این قبیل افراد با این مردم در کلام یکی هستند و از بابت این ملت به جایی می رسند حتی در شرایط توانایی بایستی با این مردم همدردی کنند و هم دردی یعنی اینکه من هم بچه خود را در کشوری بدنیا می آورم که بقیه هم وطنانم هم همین کار را می کنند
    ۵- ایران در هر حال وطن ماست و هویت ما درست است که متاسفانه یکسری عملکردهای سیاسی باعث سرافکندگی این کشور شده است اما وطن از بی هویتی بهتر است و باید به آن افتخار کرد
    و در آخر شاید اگر کشور ما هم جایگاه خوبی در دنیا داشت این آقا مجبور به این کار نمی شد ضمن اینکه ظاهرا خانواده همسرش هم ساکن کانادا هستند و تصمیم گیرنده فقط خود ایشان نبوده اند بالاخره همسرش هم در این تصمیم قطعا نقش داشته چه بسا اگر رامبد قبول نمی کرد زندگیش ممکن بود دچار مشکل شود پس قضیه ۵۰/۵۰ است یعنی هم رامبد مقصر است هم کشوری که باعث شده بخاطر جایگاه بدش منجر به این تصمیم شود
    اما مردم حق قضاوت دارند و من با نظر شما کاملا مخالفم چون سلبریتی ها باید بدانند که با انتخابشان به عنوان یک فرد مشهور خواه ناخواه مورد انتقاد و پیگیری افکار عمومی قرار می گیرند و این در همه جای دنیا مرسوم است و اینکه یک سلبریتی بگوید زندگی شخصی ام به خودم مربوط است کاملا حرف نادرستی است چون این انتخاب خودش بوده است که مشهور و مورد پیگیری افکار عمومی باشد.
    ممنونم

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *