every day

روزمرگی چیست و چگونه از آن رها شویم؟

روزمرگی چیست?

چند روز قبل برای شرکت در جلسه‎ای در ارتباط با کارهای مدرسه تحول فردی از منزل بیرون آمدم.

مردم همچنان با عجله و شتاب برای رفتن به اداره و محل کار حرکت می‎کردند.

این امر باعث شد لحظه‎ای درنگ کنم و سرگرم تماشای مردم شوم.

من به عنوان مربی تحول ذهنی با دیدن این لحظه‏ ها خیلی مسائل را بررسی می‎کنم.

مردمی را می‏دیدم با وجود اینکه شروع روز بود. و اول صبح و هنوز کار آغاز نشده بود .

و با کسی ارتباط نگرفته بودند .اخمو، ناراحت، عصبانی، چهره گرفته و بی‎حال بودند.

یاد جمله‌ای افتادم که در کتاب «فقط آویزان خودت شو» به آن اشاره کرده‎ام:

«مسافر من انسان‎هایی را دیده‎ام که ایستاده مرده‎اند.» اینجا بود.

که تصمیم گرفتم این مقاله را برای مخاطبان مدرسه تحول فردی بنویسم.

بلکه بتوانم نکاتی را برای به دست آوردن شادی و لذت زندگی

به اعضاء مدرسه و شما خوانندگان محترم ارائه دهم.

روزمرگی چیست?

ذهن انسان از اول صبح شروع به جستجو، حرف، فکر و خیال می‎کند.

و باید خواب پریشان و درگیری‎های زیاد آن را هم به فعالیت ذهن اضافه کرد. ذهن استاد خیال‎بافی است.

وقتی که شب خسته از کار روزانه به منزل برمی‎گردیم و می‎خواهیم ساعتی استراحت کنیم.

ذهن شروع می‎کند و ما را درگیر مسائل پیش و پا افتاده و روزمره می‎کند.

ما را دچار چالش‎هایی می‏کند که هیچ فایده‎ای برایمان ندارد و بیهوده درگیرمان می‎کند.

حال اگر ما برای خود سرمایه‎گذاری نکنیم؟ برای تغییر و تحول خود برنامه‎ای نریزیم؟

آیا می‎توانیم به راحتی زندگی کنیم؟

آیا با این وضع ماشینی زندگی امروزه می‎توانیم برای خودمان باشیم و از زندگی لذت ببریم؟

روزمرگی چیست?

من به عنوان مدیر و مربی تحول فردی مدرسه تحول فردی به این نتیجه رسیده‎ام تا زمانی که ذهن انسان درست نشود.

تا زمانی که انسان اداره امور خود را به دست نگیرد و ذهن را در مسیر درست هدایت نکند .

نمی‎تواند از زندگی خود لذت ببرد و آن‎طور که می‎خواهد زندگی خود را بسازد و زندگی کند!

هر روز درگیر کار بیشتر، غرولندهای زیاد، کینه، حسادت، قضاوت و کمال‎گرایی می‏شود .

و هر روز با خود غریبه‎تر و در این اثنا ذهن فعال‎تر شده و انسان را بیشتر سرگرم خود می‎کند.

بیشتر کار کن. تو نیازمند زندگی بهتر هستی. ماشین خوب و مدل بالا، خانه و ویلای بزرگ در بهترین جای کشور و بهانه‎های زیادی از این قبیل زندگی را به کام انسان تلخ می‎کند.

هر روز به چیزهایی که می‎خواهیم افزوده می‎شود. و دریغ از لحظه و ساعتی که به خودمان اختصاص بدهیم .

و برای خود برنامه‎هایی داشته باشیم. حال‎مان بد می‎شود ولی دلیلش را نمی‎فهمیم.

خودمان را با دیگران مقایسه می‎کنیم در صورتی که شرایطمان اصلاً مثل آنها نیست.

به این دقت نمی‎کنیم .که هر کسی شرایط خاص خودش را دارد.

خودمان را نمی‌پذیریم و تیشه به ریشه زندگی خود می‌زنیم.

روزمرگی چیست?

با حسد، قضاوت، مقایسه، کینه و … هر روز با خود غریبه‌تر می‎شویم و دورتر از خود و در آخر خود را فراموش می‎کنیم.

در اینجا نکاتی ارائه می‌دهم تا فاصله دوری از خودمان را کمتر کنیم.و با خودمان آشنا شویم و به روزمره بودن و روزمرگی غلبه کنیم.

  1. از زندگی خود لذت ببرید. وقتی ابتدای صبح چشمان خود را باز می‌کنید. برای چند ثانیه در رختخواب خود بنشینید و از خدای خود بابت فرصت دوباره زندگی تشکر کنید. لبخند بزنید. به خود بگویید هر طور شده امروز از زندگی خود نهایت لذت را می‎برید و تغییراتی حتی جزئی در زندگی خود به وجود می‌آورید.
  2. تا می‌توانید اول صبح مراقبه داشته باشید. همان‎طور که در کتاب «قاتل رویاهایت را بشناس» آورده‎ام مراقبه کمک می‎کند تمرکز انسان زیاد شود .و با تمرکز بهتر و بیشتری به انجام کارهای روزانه بپردازید.
  3. کارهای روزانه خود را از شب قبل یادداشت کنید. با آوردن کارها از ذهن بر روی کاغذ، ذهن رها شده و تراکم اطلاعات آن به پایین‎ترین حد خود رسیده است. به همین دلیل شما منظم‌تر و با برنامه‎تر جلو می‎روید. و این عمل باعث می‎شود از کلافگی و غرولندهای روزانه جلوگیری کنید و دچار استرس و سردرگمی در کارها نشوید.
  4. مطالعه روزانه داشته باشید. هر روز حتی برای یک ربع هم که شده برای مطالعه خود وقت بگذارید. مطالعه کردن مستمر و ادامه‎دار به شما کمک می‎کند هم از نظر دانش روی خود سرمایه‎گذاری کنید. و هم با داشتن یک برنامه مرتب مطالعه اعتماد به خودتان را زیاد کنید.
  5. ورزش کنید. یک برنامه تدوین شده ورزشی از باشگاه گرفته تا پیاده‎روی و یک برنامه مشخص باعث نشاط بدن می‎شود. و ذهن آرام‎تر و با آسایش بیشتری به کمک انسان شتافته و دیگر هر جایی پرسه نمی‎زند.
  6. برنامه‎ریزی داشته باشید. داشتن برنامه‎ریزی این کمک و اعتماد به نفس را به شما می‎دهد.که شما برای هر ثانیه و لحظه‎های زندگی خود برنامه دارید. داشتن برنامه اعتماد شما را به خود و بعد به زندگی‎تان بیشتر می‌کند.
  7. روزمرگی چیست?

وقتی به ذهن برنامه بدهیم و با نظم و ترتیب روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه پیش برویم مطمئناً موفق می‎شویم. و  حالمان هر روز با خودمان خوب می‌شود و دیگر با خودمان بیگانه نمی‌مانیم.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

مقایسه

مقایسه چهار بلایی که به سرتان می آورد

مقایسه

مردم زن میگیرن، ما هم زن گرفتیم.

اروپایی ها رو ببین دارن تو بهشت زندگی میکنن، اونوقت ما اینجا  تو جهنمیم.

پسر اصغر آقا چقدر وضعش خوب شده ، ولی ما هنوز همون بدبختی که بودیم هستیم.

از خودم راضی نیستم خیلی مونده تا مثل فلانی بشم و…

مقایسه

حتما شما هم این افکار را در ذهن خود تجربه کرده اید. ما ویترین زندگی دیگران را  با پشت صحنه زندگی خود مقایسه میکنیم.

شاید این افکار آنقدر سریع از ذهنتان عبور کرده باشد که حتی متوجه اش نشده باشید و یا جدی اش نمیگیرید.

اما به راستی این مقایسه های ذهنی چه بلایی به سر ما و زندگی مان می آورند؟!

  1. زخمی کردن روح خود

مقایسه

مقایسه چماقیست که بر سر خود می کوبیم اما از دردش شکایت میکنیم. و حتی نمی فهمیم که از کجا ضربه خورده ایم.

این زخم ها به شکل نارضایتی و افسردگی و بی معنا شدن زندگیمان بروز پیدا میکنند.

هرچقدر مقایسه شدیدتر باشد، شکافی عمیق تر بر روح و روان ما می زند. ما در مقایسه یک بازنده همیشگی هستیم.

حتی اگر به خیال خود پیروز و برتر باشیم، دیری نمی پاید که این آرامش موقتی مثل یک ماهی از کفتان می رود و آه و افسوسش را برایتان باقی می گذارد.

  1. دویدن و نرسیدن:

شاید احساس کرده باشید که هر چقدر هم برای به دست آوردن خواسته هایتان در زندگی تلاش میکنید باز هم از ته قلب راضی نیستید.

چون هنوز هم خودتان را عقبتر از دیگران می بینید. ما خواهان بهتر شدن خود و زندگیمان هستیم اما این مقایسه های ذهنی امانمان را بریده است.

تحول ذهنی اساسی در ما رخ نمی دهد مگر آنکه دست از این مقایسه های ذهنی برداریم.

  1. دور شدن از خود واقعیتان:

شاید شما هم مثل من کتاب های موفقیت فراوان خوانده اید ، محصولات آموزشی زیادی خریده اید و در دوره ها و سمینار های زیادی شرکت کرده اید.

اماچیزی که من در هیچکدام از این آموزش ها پیدا نکردم این بود که راز اصلی تحول ما همانطور که در کتاب فقط آویزان خودت شو گفته ام، در نزدیک شدن به خود واقعی مان است.

دوره های آموزشی وقتی برایتان مفید خواهند بود که شما را به خودتان نزدیکتر کنند و نه دورتر. و چیزی که مانع این امر می شود همین مقایسه های ذهنی است.

من در دوره تحول ذهنی آموزش میدهم که چگونه ارزشهای واقعی خود را کشف کنیم و به آن  پایبند باشیم.

در آن صورت روز به روز از اینکه نسخه اصلی خود هستیم خوشحالتر خواهیم بود.

راستی ارزشهای شما در زندگیتان چیست؟

آیا تا به حال به این فکر کردید که از اعماق وجودتون به چه چیزهایی اعتقاد دارید؟

وقتی با خودتان خلوت کنید و عمیقاً به این موضوع فکر کنید متوجه ارزشهای خوب و درستی در درونتان خواهید شد .

که نیازی به پنهان کردنش نبود و تا الان هم خیلی از ناراحتی هایتان به دلیل پشت کردن به ارزشهایتان بود.

البته اعتقادات غلطی هم در خود می بینید که  شاید در کودکی از سمت دیگران به شما تحمیل شده باشد.

تا میتوانید در درونتان بکاوید تا کم کم غبارهایی که الماس وجودتان را پوشانده، پاک و شفاف شود.

  1. از دست دادن گنجی بی نظیر:

مقایسه

هیچ گنجی در دنیا ارزشمندتر از ثروت درونی شما نیست.

شما در درونتان گنجی دارید که خود از آن بی خبرید.

گنجی که تا وقتی به موانع ذهنی خود دل داده باشید هیچ وقت صاحبش نمی شوید.

شما بزرگترین دارایی و سرمایه زندگی خود هستید.

وقتی به جامعه نگاه میکنیم از پوشش و ظاهر مردم گرفته تا رفتارهای آنها اکثرا فتوکپی از یکدیگر هستند.

آیا واقعا ما به این دنیا اومدیم که یک کپی بی رنگ  و رو و یک نمونه تستی باشیم ؟

مثل دیگران شدن راحت ترین و سریعترین کاری است که همه خواهانش هستند .

اما مثل خودمان شدن شجاعتی میخواهد که خیلی ها از آن فرار میکنند.

مقایسه

سبک شخصی زندگی و کار خود را مشخص نموده و به آن پایبند باشید.

مطمئناً مقایسه های ذهنی باز هم به سراغتان خواهند آمد اما به این دام ها که بر سر راهتان پهن شده توجه نکنید و از کنارش بگذرید.

مقایسه

هفت میلیارد آدم در این سیاره زندگی می کنند اما خداوند هیچکدام را دقیقاً مثل دیگری خلق نکرد .

حتی دوقلو ها و همزادها هم متفاوتند. هیچ چیزی در طبیعت تکراری نیست چون این قانون طبیعت

است که هر چیز خاصیت خاص خودش را دارد و تکرار نشدنی است .

وقتی بخواهید خلاف قانون طبیعت عمل کنید شکست خواهید خورد.

اما وقتی با جریان زندگی هماهنگ شوید و خودتان را همانگونه که هستید بپذیرید آنوقت دنیا شما را با آغوش باز می پذیرد.

مثل خودت باش تا به خلقت خودت احترام بگذاری و  دنیا در برابرت سر تعظیم فرود بیاورد.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

مقایسه

tahavolefardi

اهمال کاری و دلایل آن چیست؟

اهمال کاری

در زندگی امروزه و پر از اطلاعات حجیم که از هر گوشه و کنار بر ذهن انسان وارد می‌شود

و فضای زیادی از مغز و ذهن انسان را درگیر می‎کند هر فرد نیاز دارد

تا به برنامه‎ها و هدف‌هایی که برای خود قرار داده است جامه عمل بپوشاند.

از آنجایی که فرد خودش را با دیگران مقایسه می‌کند در بلایی چون اهمال‌کاری می‌افتد.

برای من که مربی و کوچینگ تحول فردی هستم مسلم است

که انسان‎ها خواسته و ناخواسته در محاصره این اطلاعات هستند

و در رسیدن به برنامه‎های نوشته شده خودشان دچار مسائل متعدد می‎شوند.

یکی از این مسائل اهمال کاری در رسیدن به هدف‎ها و انجام برنامه‌های از پیش تعیین شده است.

اهمال کاری

چینش خواسته‎ها، توانمندی‎ها، دانش‎ها و آموخته‎ها حاکی از این است که ما می‎توانیم

یک دوره عالی،‎ یک هنر فوق‎العاده،‏‎ یک کسب و کار پر رونق را راه ‏اندازی کنیم

ولی چرا در خیلی از موارد ما از انجام آنها طفره می‎رویم

و انجام آن را به آینده واگذار می‎کنیم.

بله درست متوجه شدید این اهمال کاری است که اجازه انجام کارها را به ما نمی‎دهد.
اهمال‎کاری علل گوناگونی دارد که من در ادامه مبحث به آن می‎پردازم.

۱٫ کمال‎گرایی: اولین گزینه که بیشترین درصد اهمال‌کاری را به خودش اختصاص داده کمال‎گرایی است.

اهمال کاری

توقعات ذهن باعث می‎شود ما کارهایمان را عقب بیندازیم

برای اینکه می‎خواهیم کارها را به خوبی و بدون اشتباه انجام دهیم.

چند و چون آن را بررسی کنیم. ذهن همیشه به دنبال دلیل و برهان است

بهانه ‏های پیش و پا افتاده‎ای می‎آورد

که الان وقت انجام این کار نیست، بیشتر بررسی کن، کارت باید بدون ایراد باشد،

باید عالی باشی تا اقدام کنی و باعث می‌شود

در انجام کار و اقدام برای آن تعلل و تأخیر ایجاد شود.

۲٫ فرصت سوزی: برای من از دیدگاه مربی تحول فردی که هدفم در دوره تحول ذهنی کار بر روی ذهن است

روشن است که ذهن همیشه و مدام در حال تلقین کردن این جملات است

که هنوز فرصت داری، بالأخره یک روز انجامش می‎دهی، چه لزومی دارد که خودت را به دردسر بیندازی، عمرت هنوز باقی است

و هنوز فرصت داری. فردا را که از تو نگرفته‌اند پس برای انجام کارهایت عجله نکن.

پیشنهادهای زیاد و پی در پی ذهن برای به تعویق انداختن کارها همچنان ادامه دارد

و ذهن همچنان دنبال فرصت‎سوزی و عدم تغییر است.

۳٫ ماندن منطقه امن: ذهن دوستدار امنیت و آسایش است. برای اینکه دچار چالش نشود و درگیری برای خود به وجود نیاورد تمام تلاش خود را می‎کند تا جایی که می‎تواند از نقطه امن خود خارج نشده و دچار چالش نگردد.

۴٫ ترس: ترسی که ما به خاطر اجرای نادرست کارها، انجام اشتباه برنامه‏ ها و … داریم حربه طبیعی ذهن است و باعث می‎شود خود را در دل چالش‎ها و تغییرات قرار ندهیم.

راهکارهای مقابله با اهمال‎کاری

اهمال کاری

من با کامل‏گرایی مخالف نیستم. بلکه کمال‎گرایی است که باعث شده حال بیشتر انسان‎ها خوب نباشد.

۱٫ برای غلبه بر کمال‌گرایی کارهایتان را انجام دهید و به نتیجه برسانید حتی اگر پر از اشکال و اشتباه باشد. کارتان را با پشتکار زیاد انجام دهید تا بت کمال‎گرایی در ذهن‎تان شکسته و عظمت آن برایتان از بین برود.

۲٫ براین باور باشیم که بالأخره از این جهان خواهیم رفت. پس چه بهتر که از خود اثری بر جای بگذاریم. به حرف ذهن گوش نداده و کار خودمان را بکنیم. کار امروز را به فردا نسپاریم.

۳٫ هر چقدر می‎توانیم خود را در دل چالش‏ها و برنامه‎های نو قرار بدهیم. هر چالشی مساوی است با رشد و پیشرفت و اعتماد به نفس. هر چقدر در دل مسائل وارد شویم ذهنمان، ترسمان یک قدم عقب نشینی می‎کند و راه برای انجام کارهای بعدی‎مان هموارتر می‎شود. قدم اول را برداریم تا آخر راه را رفته‌ایم. مهم قدم اول است.

۴٫ ترس محصول بافته‎های ذهن است. با اقدام و عمل می‌توانیم بر ترسمان غلبه کنیم. من به عنوان مربی تحول فردی کارکرد ذهن مخاطبین و انسان‎ها را می‎شناسم و در دوره تحول ذهنی بر روی ترس شاگردانم کار می‌کنم.

اهمال کاری

هر چقدر به ترس بها بدهیم و ذهن درگیر آن شود کار برای ما مشکل‎تر خواهد شد. با عمل‏گرا بودن و اقدامات سریع و به موقع می‎توانیم بر ترس‎هایی که توهمی بیش نیستند غلبه کنیم و این مهم در دوره تحول ذهنی مدرسه تحول فردی قابل دستیابی است.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

اهمال کاری

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

محمود پیرحیاتی

اصالت خود را بارعایت این ۳ نکته حهم در تحول فردی میتوانیم حفظ کنیم

اصالت

همیشه انسان‌های اصیل برای ما مورداحترام و قابل‌اتکا هستند.

آن‌ها با داشتن اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس بالا از اینکه خود واقعی خود را نشان دهند ترسی ندارند

و از بیان حقیقت نمی‌هراسندتشنه توجه دیگران نیستند و هرگز پا روی ارزش‌های وجودی خود نمی‌گذارند.

منظور ما از اصالت به معنای عام آن نیست.

بعضی‌ها اصالت را در تعلق داشتن به گروه خاص، خانواده خاص، طبقه خاص و نژاد خاص می‌دانند

و بعضی به داشتن میزان تحصیلات و دانش و مدرک و درآمد؛

اما اصالت امری است درونی و نه بیرونی.

اصالت به شدن است نه به داشتن. انسان اصیل خود واقعی خویش را زندگی می‌کند.

او اصل خود است نه کپی دیگران.

برای اینکه به اصالت برسیم نیاز به کشف و شناخت خویشتن‌داریم.

انسان اصیل هرروز و در همه حال به رشد و توسعه و پرورش جسم و جان و روح خود می‌پردازد.

او از این طریق، به خودآگاهی رسیده و احساسات و توانمندی‌هایش را بهتر می‌شناسد

و در نتیجه حرف و عملش یکی است.

دست به خودسانسوری و تحریف خویش نمی‌زند، نه به خود آسیب می‌زند و نه به دیگران.

از چنان ثبات فکری برخوردار است که به‌تناسب شرایط و افراد مختلف، افکار و مواضعش را تغییر نمی‌دهد.

این یعنی قرار گرفتن در مسیر درست تحول فردی.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای قرار گرفتن در مسیر تحول فردی، رسیدن به اصالت فردی و خود واقعی‌مان است.

ما با قرار گرفتن در این مسیر نه‌تنها به خود واقعی

که به خود برتر و بهتر خویش نیز تبدیل می‌شویم.

انسانی که همیشه به شدن فکر می‌کند و در فکر ارتقاء خویش است،

نه اینکه من چنین هستم و چنان بودم.

تحول فردی یک رویداد نیست که برای کسی رخ‌داده باشد! تحول فردی روندی است که شاید بتوان نقطه آغازی برایش در نظر گرفت،

اما این مسیر نقطه پایانی ندارد و ما تا لحظه مرگ نیاز به تغییر و نو شدن داریم. نکته حائز اهمیت این‌که برای رسیدن به چنین تحولی لازم است که ابتدا به تحول ذهنی دست‌یابیم. ذهنمان را از آلودگی‌ها، ناپاکی‌ها و افکار منفی بزدایم و به تجسم و رؤیای پاک برسیم. آن زمان است که افکار ما به واقعیت تبدیل خواهد شد و ما به اصالت خویش می‌رسیم. با ذهنی مه‌گرفته و غبارآلود نمی‌توان به‌درستی خود را شناخت.

رعایت این نکات در تحول ذهنی به ما کمک می‌کند تا بتوانیم اصالت خویش را حفظ نماییم.

 

مروری برگذشته و بازنگری آن:

در ابتدای مسیر تحول فردی ما باید ذهن‌مان را از بند گذشته برهانیم و تا زمانی که رشته افکار ما به گذشته‌مان گره‌خورده باشد، نمی‌توانیم تصمیمات صحیحی در زندگی بگیریم. ما باید بدانیم که گذشته، زمانی است که ازدست‌رفته و دیگر امکان تغییر آن را نداریم. پس نباید زمان حال را به خاطر موضوعی که هیچ کنترلی روی آن نداریم از دست بدهیم. ما باید از اتفاقات گذشته درس بگیریم خرد آن را دریابیم و بعد آن را برای همیشه رها کنیم. هم خود را و هم اشخاصی که به ما آسیب رساندند و سبب رنجش و ناراحتی ما شده‌اند را ببخشایم.

اگرچه نمی‌توان گذشته را فراموش کرد اما می‌توان با بخشش، خاطرات را کمرنگ و حتی آن‌ها را خنثی کرد. به طریقی که باعث برانگیخته شدن احساساتمان نشوند. عدم بخشایش انرژی بسیاری را از ما می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد تا به رشد و توسعه خود بیندیشیم. یکی از موانع بزرگ در مسیر تحول ذهنی عدم بخشایش است که اجازه نمی‌دهد موتور محرکه ما به‌درستی کار کند. وقتی‌که خود را و اطرافیانت را بخشیدی و از افکار آلوده رهانیدی، آنگاه زندگی در تو به جریان می‌افتد و به خویشتن و اصالت خویش نزدیک می‌شوی.

 

  • پذیرش:

یکی از مهمترین مفاهیم در مسیر تحول فردی، اصل پذیرش است. پذیرش یعنی که خودمان را به همین شکلی هستیم و با تمام نقایصی که داریم، اطرافیانمان را با تمام اخلاق و رفتاری که دارند و شرایطی که در آن قرار داریم را همان‌گونه که هست بپذیریم. پذیرش یعنی تسلیم آگاهانه، نه تسلیم شدن از روی عجز و نا‌امیدی. بپذیریم که همه باهم متفاوت هستیم و متفاوت فکر می‌کنیم و قرار نیست همه مثل ما فکر کنند.

اگر به چنین دیدگاهی برسیم می‌توانیم اتفاقات را دریچه ذهن دیگران ببینیم و از رفتار آنان دل‌آزرده نشویم. بپذیریم آن قسمتی از زندگی که تحت اختیار ما نیست و ما کنترلی روی آن نداریم را رها کنیم. آن را به خداوند بسپاریم و به آن قسمتی بپردازیم که تحت کنترل‌مان است و نسبت به آن مسئولیم. دست از چرا؟ چرا؟ گفتن برداریم. بیش از این‌که به رفتار دیگران توجه داشته باشیم، پیام و معنای اتفاقات را دریابیم و با اتخاذ تصمیمات درست به وظیفه خویش عمل نماییم.

 

  • زندگی بر اساس اخلاق‌مداری و ارزش‌های تعیین شده:

یکی دیگر از اصول تحول فردی و تحول ذهنی اصل ارزشهاست. یک سلسله اصول و ارزش‌هایی هست که برای همه ما بدون ‌استثناء، قابل‌احترام است. ارزش‌هایی مثل: مهربانی، راستگویی، صداقت و … . یکسری از ارزش‌های دیگر هم وجود دارد که ما بر اساس تفکرات و نگرشها و باورهای‎مان به آن می‌رسیم که می‌تواند برای هرکس متفاوت باشد. وجود همین ارزش‌ها است که به زندگی ما شکل و قالب می‌دهند. اگر ارزش‌های خود را تعیین کرده و پایبند به آن‌ها باشیم این اصول چون لنگری ما را از طوفان‌ها و حوادث زندگی نجات خواهند داد.

ما نیاز داریم که ارزش‎های خود را بشناسیم و بر اساس آن اصول رفتار کنیم. کسی که برای خود چارچوب و ارزش و اصولی تعیین نکرده باشد انسان بلا‎تکلیف و سرگردانی است که دائماً مجبور است مطابق باارزش‌های دیگران زندگی کند و این بی‌ثباتی هرگز او را به سرمنزل واقعی نخواهد رساند. انسان‌های اصیل و مورد اعتماد، به‎خاطر پایبندی به این اصول است که شخصیت و منشی باثبات دارند، آنها در هیچ شرایطی این اصول را زیر پا نگذاشته و به آن پایبند هستند.

همه ما دوست داریم در مواقع بحرانی تصمیم گیری نقطه اتکا قابل اطمینانی داشته باشیم تا از مسیر درست زندگی منحرف نشویم. این ارزش‌ها همان لنگرهای زندگی ما هستند. برای قرار گرفتن در مسیر درست تحول فردی لازم است زمانی را برای این کار کنار بگذاریم و به طور شفاف ارزش ها و اصولی که برای ما محترم هستند را پیدا کرده و بر اساس آن اصول رفتار کنیم. اصولی که منطبق با شرایط وجودی ما باشد. این اصول کمک می کند تا به اصالت خویش نزدیکتر شویم.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

تحول ذهنی

تجسم و تخیل و کمک به تغییر ذهن

تجسم

بعد از یک سفر دو روزه در راه برگشت به تهران بودم

دو روز مسافرت، گشت و گذار در جنگل‎های زیبا و سرسبز خطه شمال

که طراوت و شادابی را به جسم، روح و ذهن انسان بر می‎گرداند

برای من سرشار از ایده ها و برنامه‎های جدید آموزشی برای دوره‎های تغییر و تحول ذهنی مدرسه تحول فردی بود.

این دو روز موقعیت عالی و مناسبی بود

تا مثل همیشه تجسم درست و تفکر عمیقی در خصوص دوره‏ها و کلاس‎های آتی مدرسه تحول فردی، کار روی ذهن

و تدوین برنامه‎های تحول مخاطبین عزیز این دوره داشته باشم. به عملکرد ذهن فکر می‎کردم

و تأثیرات فوق‎العاده‎ای که بر روی زندگی هر انسانی می‎گذارد.

در مسیر بر آن شدم تا مقاله‎ای راجع به ذهن بنویسم

و با شما مخاطبین فرهیخته سایت مدرسه تحول ذهنی به اشتراک بگذارم.

در این مقاله قصد دارم به مورد بسیار حساس و کاربردی تأثیرات شگرف ذهن اشاره کنم.

چیزی که خیلی از ما انسان‎ها آن را بیهوده می‎پنداریم و از پرداختن به انجام آن و برنامه‎ریزی در مسیر زندگی و تغییر ذهن ابا می‎کنیم

و خیلی راحت از کنار آن رد می‎شویم.

قصد دارم در این مقاله به تخیل و تجسم بپردازم و اینکه چگونه می‏شود در مسیر تحول فردی از آن کمک گرفت و انسان متحول شده حال و اکنون خود گردید؟

تجسم

قبل از اینکه به موضوع اصلی بپردازم خیلی کوتاه در مورد ذهن و عملکرد آن صحبت می‎کنم. همان‏طور که می‎دانیم ذهن ما موتور بدن ماست هر غذایی که به آن بدهیم واقعیت پنداشته و آن را قبول می‏کند. ذهن عموماً منفی‎باف است و اگر خوراک منفی به او بدهیم خیلی سریع و راحت تصور کرده و آن را برایمان می‎سازد. حتماً بارها برایتان اتفاق افتاده است که مسأله‏ای برایتان پیش آمده که زمانی آن را در ذهن خود ساخته‏اید. بله درست است. ذهن باورپذیر است. هر چیزی را که تو تخیل و تجسم می‎کنی واقعیت فرض کرده و برای رسیدن به آن نهایت سعی و تلاش خود را می‎کند. اینجاست که نقش تخیل و تجسم پررنگ می شود و کارکرد ذهن پر رنگ‎تر. حال که اینگونه است چرا خوراک مثبت به او ندهیم و حال روحی و جسمی خود را خوب نکنیم!؟

راستی لازمه تحول ذهنی چیست و چگونه می‎توان ذهن را در مسیر درست هدایت کرد؟

در این مقاله به دو مورد اساسی می‎پردازم که  در دوره‎های تحول فردی و ذهنی مدرسه تحول فردی با شاگردانم کار می‏کنم و آنان را آماده تغییر خود از طریق ذهن می‎نمایم. همان‏طور که در کتاب «فقط آویزانِ خودت شو» گفته‌ام تغییر و تحول ذهن نیاز به یک برنامه منظم و ثابت دارد که با تمرین و ممارست می‎توان به آن دست یافت. یکی از این برنامه‎ها داشتن تخیل و تجسم صحیح، منظم و باثبات است.

تجسم

 ابتـدا تعـریـف تخیـل و تجسـم:

تخیل: تخیل خیال‎پردازی راجع به موضوع است بدون آنکه عینیت آن را احساس کنیم.

تجسم: در حقیقت لباس جسمانی پوشاندن به تخیل است به طوری که وجود آن را لمس می‎کنیم در صورتی که در واقعیت وجود ندارد و با تجسم درست می‎توانیم آن را به مرور زمان واقعیت ببخشیم.

ما انسانها ابتدا تخیل می‎کنیم و بعد با تجسم درست به آن لباس واقعیت می‎پوشانیم.

برای رسیدن به چیزی که در واقعیت می‎خواهیم باید نکات زیر را انجام دهیم:

  1. ذهن را با تمرین‎های منظم عادت بدهیم تا تجسم قوی داشته باشد و چیزی را که می‎خواهیم لمس و باور کند. همان‏طور که در بالا اشاره کردم ذهن باورپذیر است پس چیزهایی را تجسم کنید که می‎خواهید مثل: ثروت، موفقیت در کسب و کار و … نه چیزهایی که نمی‎خواهید مثل: فقر، رنج، ناراحتی و …
  2. برنامه منظمی برای تخیل و تجسم روزانه خود داشته باشید
  3. بهترین زمان تخیل و تجسم صبح هر روز است. توصیه می‎کنم این زمان را از دست ندهید.
  4. سعی کنید هر روز برای به دست آوردن موضوعی که می خواهید تخیل و تجسم داشته باشید.
  5. تخیل و تجسم ما باید مثبت باشد تا ما را در مسیر درست و مثبت خود قرار دهد.
  6. تمرین تنفس روزانه با تمرکز بالا کمک می‎کند تا ذهنتان آرام شود و کمک شایانی به روند تخیل و تجسم نماید.

تجسم

ذهن چون فرق واقعیت و تخیل را متوجه نمی‎شود شما می‎توانید با برنامه روزانه منظم و انجام آن به خیلی از هدف‎هایی که می‎خواهید برسید و به آن جامه واقعیت بپوشانید  به شرط آنکه تمرینات خود را هر روز انجام دهید و برای تغییر و تحول ذهنی ثابت قدم بمانید.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

تحول ذهنی

دوره تحول ذهنی، اشخاص چگونه متحول می شوند؟

چند روز پیش در مهمانی حضور داشتم که میزبان علاقه زیادی به تلویزیون نگاه کردن داشت

و من پس از سال‌ها و برخلاف آنچه که در دوره تحول ذهنی تدریس می‎کنم به اجبار پای تلویزیون نشستم.

به رفتار و واکنش‎های خانواده میزبان دقت کردم. نگرانی‎ها، اضطراب‌ها و هیجان‌‎ها و واکنش‌ها نسبت

به اخبار و آنچه که از تلویزیون پخش می‌شد نظرم را به خود جلب کرده بود.

به‎نظر می‎رسید همزمان با گفته‌های مجری‌ خبری‎ در مورد بالا رفتن دلار و سکه و نوسانات نرخ ارز و نفت

همزمان حال افراد خانواده نیز بالا و پایین می‌شد. دقیقا عین روند صعودی و نزولی دلار و سکه!

دوره تحول ذهنی

آنالیز وضعیت فکری و حالی خانواده مذکور بهانه مقاله امروز شد

که با توضیحاتی مفید و مختصر، برای شما مخاطب محترم توضیح دهم

که در دوره تحول ذهنی من راهکارهایی را برای خروج از وضعیت‌های نامطلوب فکری ارائه می‌کنم

تا دیگر نخ ذهنی من و شما همچون عروسک خیمه‎شب‎بازی در دستان دلار و سکه و نفت نباشد.

 

من معتقد شده‌ام اگر همه انسان‌ها چشمانشان خیره به برق سکه‎های درونشان بشود،

امروز دیگر این‌قدر حرص جمع‌آوری و انباشت سکه‌های طلا انبار ذهنی ما را پر‌نمی‎کند.

تا وقتی به سکه‌های درونت

(گنج بی‎پایان درونی دست نیابی، گنج دیگری ما را از شر ذهن آسیب‌پذیر و مشوش شده نجات نخواهد داد.

 

من در زیر چهار گام از گام‌های اولیه و مهم تحول ذهنی را به شما خواهم گفت

که طی آن افراد مسیر بهبود و تحول ذهنی را طی می‌کنند.

با آموختن این گام‌ها و با آن شرایط و تمریناتی که در دوره به شما مخاطب محترم می‌آموزم

می‌توانید به‌راحتی ذهنی متحول شده در جهتی مثبت و مسیر درست پیدا نمایید.

 

گام اول: پذیرش را به شکل صحیح آموزش میدهم.

 

بارها گفته‎ام که سنگ بنای تحول فردی پذیرش است.

من در دوره تحول ذهنی آموزش ساده و کاربردی دارم

که به‎واسطه آن در همان گام اول حالتان نسبت به خود و دنیای اطرافتان آن‌قدر خوب می‎شود

که نیاز به جمع‌آوری سکه‌های طلا ندارید. البته اشتباه نکنید

من به ‌هیچ‎وجه مخالف دنیای اقتصاد و تدبیر مادی برای زندگی روزمره

و آینده نیستم بلکه اتفاقاً در دوره تحول ذهنی،

ذهن شما آن‌قدر از دنیای منفی اخبار و حوادث و غیره رهایی می‌یابد

که خلاقیت بیشتری برای کسب‌و‌کار و زندگی شخصی‌تان بکار خواهید برد.

پذیرش در زندگی با راهکارهای عملی در دوره تحول ذهنی بسیار راحت‎تر از‎آنچه که فکر می‎کنید

شما‎ را به سمت آرامش مطلوب می‌برد.

 

گام دوم: آموزش میدهم کیسهشنهایتان را رها کنید تا بالن ذهنتان پرواز نماید.

 

چند سال پیش از نزدیک شاهد پرواز بالن‌های رنگی بودم

که با دیدنشان همواره شوق کودکانه‌ای در من ایجاد‌ می‎کند

و تا مرز امروز همچنان این شوق و ذوق‌زدگی با دیدن بالن‌های بزرگ رنگی در دلم زنده است.

این بالن‌ها با سرعتی آهسته و به‎واسطه گازی موسوم به گاز هلیوم و حرارت حاصله به هوا برمی‎خیزند.

اما نکته فنی اینجا بود که این توان اولیه برای بلند کردن بالن‌ها،

فقط تا یک جای معینی آنها را بالا می‌برد

پس‎از‎آن نیاز بود کیسه‎شن‌های بالن آزاد شوند.

وقتی این کیسه‌شن‎ها آزاد می‎شدند بالن تازه می توانست با شتابی مناسب به سوی آسمان اوج بگیرد.

من در دوره تحول ذهنی کمک‌می‎کنم کیسه‎های‌شن ذهن شما آزاد شود. اما کیسه‌های شن ذهن ما کدام‌اند؟

گذشته، اولین و مهم‎ترین کیسه‎شنی است که ذهن ما را سال‎ها با خودش درگیر کرده و می‌کند،

عبور ما از گذشته و محو آن گام بزرگی است برای پرواز ذهن!

بالن ذهن ما به کیسه‌های شن بسیاری متصل است که مانع اوج‎گیری و آرامش می‌شود.

پرواز ذهن به‌سوی نور تنها هنگامی حقیقت می‎یابد که بتوانیم از کیسه‎های‎شنی،

امثال گذشته رها شویم. در دوره تحول ذهنی با روش‌های خاص و کاملاً کاربردی آموزش می‌دهم

چگونه بار گذشته تلخ و ناراحت‌کننده خود را برای همیشه رها کنیم.

ذهن ما کیسه‌شن‎های بسیاری را گاهی تا پایان عمر با خود حمل می‎کند

و بالن زندگی ما شاید هرگز نتواند به‌واسطه وجود این کیسه‎شن‌ها به اوج پرواز حقیقی خود دست یابد.

من رهایی از ناراحتی گذشته را آغاز پرواز بالن ذهن می‌دانم و در این راستا تمرین‌های بسیار کاربردی و مشخصی را ارائه می‌کنم

تا بتوانید از کیسه‌شن‌های ذهنی‌تان رها شوید.

 

گام سوم : ارزشها

 

یکی از مهم‌ترین و عمیق‌ترین سؤال‌هایی که باید همواره از خودمان بپرسیم در حوزه ارزش‎های زندگی است.

از خودتان بپرسید برمبنای کدام ارزش‌ها زندگی می‌کنید؟

کدام ارزش‎ها واقعاً ارزشمند، محرک و در جهت مثبت و عمق‌دهنده به زندگی‌تان هستند؟

چه ارزشی می‎تواند شما را به داشتن زندگی پویا، پر‌انرژی، شاداب و راضی‌کننده‎ای هدایت کند؟

من در گام تحول ذهنی شما‎ را با‎ ارزش‌هایتان آشنا می‎کنم

این ارزش‌ها را تحت عنوان “قانون اساسی ارزش‌ها” مطرح می‎کنم زیرا قانون بودن ارزش‌ها راهی به‎سوی اجرایی شدن آنها است.

ارزش‌های ما می‌تواند فرد‎به‎فرد متفاوت باشد

و یک مربی تحول فردی باید بتواند در فرآیند کوچینگ تشخیص دهد برخی ارزش‌ها متفاوت هستند و برخی برای همه یکسان.

تا زمانی که نتوانیم ارزش‎هایمان را به‎درستی در زندگی پیاده کنیم

طبعاً احتمال دارد دچار لغزش شده و مسیر زندگی را اشتباه طی کنیم.

داشتن ارزش‎های صحیح و پایبند بودن به آنها از گام‎های دیگر تحول ذهنی است که من به شما آموزش‌می‎دهم.

قانون اساسی ارزش‌ها در‌واقع مجموعه قوانینی است که می‎آموزیم تا بر مبنای آنها زندگی روشن‌تر،

مدون‌تر و با ساختار محکم‌تری بسازیم. ارزش‌های ما نشان‎دهنده نگرش و باورهای ما هستند

باورهای ما تولید‌کننده ارزش‌هایمان. من در دوره تحول ذهنی بارها به شاگردانم گفته‌ام:

” ارزشی که نتواند اجرایی شود نشانه لرزش گام‌های توست در مسیر تغییر و تحول فردی”.

ارزش‎ها تنها زمانی می‎توانند اجرا شوند که آنها را بشناسی و راه پیاده‌سازی‎شان را آموخته باشی.

ارزشی لزوماً برای ما صحیح و کاربردی نیست و نشناختن آنها سبب می‌شود به ارزش‎های دیگران گرفتار شویم!

 

گام چهارم: از ذهن وزندگیات مراقبت کن تا ذهن وزندگی نیز از تو مراقبت کند.

 

یکی از بهترین روش‌های آرامش و تحول ذهن، مراقبه و مراقبت ذهنی است. این مراقبه و مراقبت‌ها اصول و قواعدی دارند. بسیاری از ما آنچه مراقبه نامیده می‌شود را در کتاب‌ها خوانده‌ایم و یا در ورزش یوگا و دیگر ورزش‎ها با آن‌ها آشنا شده‌ایم، اما مراقبه تنها “ذن” و “مدیتیشن” به روش کتاب‎ها نیست.

آشنایی با مراحل مهمی نظیر، تصور، تخیل و تجسم پاک می‌تواند در این زمینه کمک شایانی به فراگیری اصول مراقبه نماید. علم و سنت مراقبه ریشه‎ای چندین هزارساله در شرق دارد و من به شکل عملی و ساده در دوره تحول، تجاربم را در اختیارتان می‎گذارم تا با بهبود تصور و تخیل و تجسم تان ذهن آرام و بی‎تنشی داشته باشید.

مراقبت هم در دوره تحول شامل یک سری دستورالعمل‎هایی است برای تربیت ذهن و برطرف شدن عادات شرطی شده ذهن‎مان. عاداتی که رفتارمان را شکل می‎دهند در طول زمان درست شده‌اند پس با‌کمی آموزش و تلاش در راه  فراگیری مراقبت‎های ذهنی و عملی، آرامش بیشتری نصیب‌مان خواهد شد.

به اذعان عموم شاگردانم این چهار گام اولیه تحول ذهنی بسیار راه گشا هستند برای بهبود فردی و در راستای تحول فردی کمک شایانی به آنها کرده است.

تحول ذهنی امری زمان‎بر، درگیر کننده ولی شدنی است و فقط نیاز دارد آویزان رفتار و گفتار خودمان بشویم. شاید شروع هر تغییری سخت و نگران‌کننده باشد اما هیچ‌چیزی به‎اندازه نتایج دل‌چسب و انرژی‎بخش تغییرات مثبت انسان را شاد و راضی نمی‎کند.

شما می‌توانید با مراجعه به این صفحه نتایج شرکت‌کنندگان اولین دوره تحول فردی را مشاهده نمایید.

به‎زودی دومین دوره تحول ذهنی به‎صورت فراگیر و محصولات متنوع در سایت تحول فردی ارائه خواهد شد. لطفاً پیگیر سایت ما باشید.

 

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

انرژی صبحگاهی

انرژی صبحگاهی، وهفت نکته اساسی دربهبودی آن!

در دنیای معاصر انسان مشغله‌های فراوانی را برای خود ایجاد کرده است.

در جهانی که ما امروزه در آن زندگی می‌کنیم

مصرف‌زدگی، دویدن برای پول، حفظ موقعیت‌های شغلی، مقایسه خود با دیگران، تب اشتغال در دانشگاه‌های عالی و غیره

استرس بالایی را برایمان به ارمغان آورده است.

در راستای این استرس و اضطراب بالا عموم مردم صبح خود را با خستگی و انرژی پایین آغاز می‌کنند.

من به‌عنوان مربی تحول فردی چند نکته را برای شما یادآوری می‌کنم.

مشروح این نکات در کتاب الکترونیک قاتل رؤیاهایت را بشناس آورده شده است.

انرژی صبحگاهی

۱- ساعات خواب خود را تنظیم کنید.

با ورود به عرصه فنّاوری مشغله‌های فراوان سبب کار بیشتر افراد شده به‌طوری‌که خیلی از ما مجبور شدیم

از خواب شبانه خود صرف‌نظر کنیم.

این در حالی است که محققان علوم اعصاب و روان

بهترین زمان خواب شامگاهی را بین ۱۱ تا ۲ صبح تشخیص داده‌اند

که به‌اصطلاح ایشان خواب عمیق در همان ساعات رخ می‌دهد.

محققان همچنین معتقدند مطلوب‌ترین مقدار خواب شبانه برای بزرگ‌سالان بین ۷ تا ۸ ساعت هست.

این رقم برای خردسالان و نوزادان گاهی بین ۱۴ تا ۲۰ ساعت نیز می‌رسد.

این آیتم از مواردی است که در گام چهارم دوره‌های تحول فردی بدان پرداخته می‌شود.

۲- رسانه‌ها را خاموش‌کنید.

امروزه خطر تشعشعات الکتریکی و امواج صادرشده از موبایل و دیگر دستگاه‌های دیجیتال

بر کسی پوشیده نیست. سرطان، آلزایمر، آسیب‌های بینایی و شنوایی بخشی از این خطرها محسوب می‌شوند.

بهتر است در طول شب کلیه رسانه‌های خود را خاموش‌کنید.

چنانچه این امر از ابتدای شب صورت گیرد آرامش بیشتری را تجربه خواهید کرد؛

و این دوری از امواج اخبار و اطلاعات بستر آرام‌تری را برایتان رقم خواهد زد.

بدین‌صورت شما شب بهتر خواهید خوابید و صبح نیز راحت‌تر از خواب بیدار خواهید شد.

۳- مراقبه صبحگاهی

لازم نیست حتماً کلاس خاص یوگا یا مدیتیشن بروید تا مراقبه را بیاموزید.

بهترین مراقبه‌ای که من در کلاس‌های مدرسه تحول فردی آموزش می‌دهم،

مراقبه تنفس است که در سنت ۲۵۰۰ ساله بودائی دارد.

این روش امروزه توجه آگاهی نامیده می‌شود. برای این کار لازم است پس از نظافت صبحگاهی در محیط آرام

در هر حالتی که علاقه دارید بنشینید و سپس چشمان خود را بسته و تنفس خود را آغاز کنید

به شکلی که این تنفس کاملاً عمیق و با دم و بازدم همراه باشد.

این امر باید آگاهانه و با دقت بر تنفس صورت گیرد

یعنی ورود و خروج هوا خنکی هوایی که وارد ریه‌هایتان می‌شود

و نیز دم و بازدم خود را درک کنید دقت نمایید

در این تنفس باید اصطلاحاً بادکنک شکم شما پر و خالی شود.

۴- صبحانه بخورید.

تحقیقات اخیر نشان می‌دهد تقریباً بیش از ۲۵ درصد مردم جهان صبحانه نخورده به سرکارهایشان می‌روند.

این امر می‌تواند سبب سردرد، بوی بددهان، ناراحتی‌های گوارشی و از همه مهم‌تر کاهش شدید سطح مطلوب انرژی شما گردد.

بهترین صبحانه ترکیبی است از پروتئین، لبنیات و نان به همراه یک آبمیوه طبیعی، خوردن تخم‌مرغ پخته، شیر، نان سبوس‌دار

و نوشیدنی‌های طبیعی می‌تواند سطح مطلوبی از انرژی را برایتان با ارمغان آورد.

در دوره‌های جامع تحول فردی من آموزش می‌دهم

که چه چیزهایی را چگونه و چه وقت مصرف کنیم تا تناسب‌اندام مطلوبی داشته باشیم.

 ۵- روز خود را بامطالعه آغاز کنید.

سرعت زندگی معاصر بهانه‌ای شده برای همه ما که منبع آگاهی‌های خودمان است را پاک‌کنیم.

مطالعه کتاب با عنوان سرچشمه آگاهی و خرد بر کسی پوشیده نیست.

بهتر است صبح خود را با این منبع تغذیه روحی شروع کنیم. خواندن کتاب‌های چاپی را پیشنهاد می‌کنم،

زیرا کاغذ و متن چاپ‌شده گویی به‌نوعی حس ارتباط عمیق‌تر مستقیم

با نویسنده و افکار او را برای ما تداعی می‌کند.

کتاب‌های انگیزه‌بخش و امیددهنده می‌تواند شروعی عالی برای یک روز پرانرژی باشد.

۶- آب فراوان بنوشید.

پیشنهاد می‌کنم صبح خود را در حالت ناشتا با خوردن یک لیوان آب آغاز کنید

خوردن آب خصوصاً در حالت ناشتا تازگی و طراوت فراوانی را به همراه خواهد داشت.

ضمن آنچه بسیاری از پزشکان طب سنتی و مدرن معتقدند

این امر شستشوی معده و روده را از غذاهای مصرفی در شب گذشته

در پی خواهد داشت. از دیگر فواید خوردن آب به مقدار مناسب بهبود عملکرد مغز، کمک در پمپاژ

و خون‌رسانی قلب، عدم انقباض عضلانی و خستگی جسمانی هست درنتیجه نوشیدن آب در ابتدای صبح

و در طول روز به‌صورت مطلوب می‌تواند سطح انرژی مفید را بالا ببرد.

۷- ترک محیط‌های نامناسب

سعی نمایید از حضور در جمع‌هایی که در آن‌ها سخن سرد، ناامیدکننده

و وابسته به بازار گفته می‌شود بشدت پرهیز کنید. حتی اگر شغلتان طوری است

که با بورس، سکه و امور اقتصادی مرتبط است ترجیحاً با افرادی و همکارانی در ارتباط باشید

که نگاه متعادل‌تر، شاداب‌تر و زیباتری به امور کار خود درزمینهٔ اقتصادی دارند.

ناامیدی در گفتار و رفتار در اداره‌ها و سازمان‌های دولتی و نیمه‌دولتی کشور

ما به‌شدت ملموس و قابل‌مشاهده است؛ بنابراین در صورت امکان هنگامی‌که افراد ناامید شروع به استفاده از سخنان سرد می‌کنند

محل را ترک کنید و یا سعی کنید شنونده فعال نباشید، یعنی با آن‌ها در گفتگوهایشان همراه نشوید.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

صبحگاهی

حرفه کوچینگ و مربیگری تحول فردی وچهار نکته در آن

حرفه کوچینگ و مربیگری

چند روز پیش که داشتم دومین دوره جامع تحول ذهنی را برای مخاطبان آماده می‌کردم

(اطلاعات این دوره جدید به زودی به اطلاع علاقمندان می‌رسد) یادم آمد

بسیاری از مردم ما هنوز با حرفه کوچینگ و مربیگری تحول فردی آشنا نیستند.

به نظر من کوچینگ تنها مشاوره نیست بلکه مشاوره بخشی از کوچینگ است نه همه آن.

البته که مربی تحول فردی در هنگام کوچینگ به نوعی مشاوره هم می‌دهد

و در ضمن مشاوره بخشی از حرفه اوست اما یادمان نرود این تنها بخشی از فرآیند کوچینگِ تحولِ فردی است.

حرفه کوچینگ و مربیگری

در این مقاله سعی دارم به چهار نکته در کوچینگ اشاره کنم

که تفاوت آن با مشاوره را کاملاً مشخص و وظیفه اصلی یک کوچ را بیشتر شناسایی می‌نماید.

این نکات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا توجه به آن می‌تواند برای مخاطب

در هر شرایط و سنی راهی باشد برای شناخت خود و مسیر درست زندگی.

نکته اول) توجه به قابلیت‌ها و استعدادها

روان‌شناسان در چند دهه اخیر به این نکته اذعان داشته‌اند

که همه انسان‌ها روی ژن خود کدهایی دارند که نشان‌گر نوعی از استعداد و قابلیت‎های فردی است.

این بدان معناست که هر کدام از ما برای کاری ساخته شده و یا بهتر بگوییم متولد شده‌ایم.

کار اصلی کوچ پیدا نمودن آن قابلیت‌ و استعدادهایی است که تو برایش زاده شده‌ای

یکی فوتبالیست خوبی می‌شود و دیگری نویسنده عالی، یکی نوازنده مطرح می‌شود

و دیگری آشپز ماهری البته معتقدم کشف قابلیت تنها واکاوی استعداد شغلی نیست

بلکه بالاتر از آن یک کوچ حرفه‌ای اگر بتواند استعداد ذهنی فرد را کشف کند

در واقع نیمی از راه کوچینگ را به درستی طی نموده است.

استعداد ذهنی یعنی قابلیت ذهن شما در حل مسائل،

یعنی یافتن پاسخ‌های شما به چالش‌ها و چگونگی طراحی مسیر حل بحران توسط ذهن‌تان

مسیر ذهنی که شما را در زندگی پیش می‌راند

گویای همه چیز درباره نحوه تفکر و زندگی شما در حال حاضر و آینده است.

مثلاً من در دوره جامع تحول ذهنی در گام هشتم

ساختار و چگونگی کارکرد ذهن را برای شاگردانم تحلیل و بازشناسی می‌کنم.

به طوری که آنها پس از گام هشتم متوجه می‌شوند ذهن‌شان چقدر به راحتی می تواند کلاه سرشان بگذارد.

بسیاری از ضربه‌های زندگی آن گاه بر ما تحمیل می‌شود که کارکرد

ساحت ذهن خود را به درستی نشناخته باشیم و یک کوچ حرفه‌ای می تواند

کمک کند شما قابلیت‌های ذهنی وسپس توانایی‌های عینی خود را کشف کنید.

نکته دوم) شنونده فعال بودن

بسیاری ازمربیان تحول فردی را دیده‌ام که گوینده و سخنران خوبی هستند

درحالی که توانایی «سنجیده شدن» را ندارند. شنونده فعال کسی است

که به جای تفکر برای پاسخ‎دهی به مخاطب، خود را درگیر پرسش،

درک و فهم گفته‎های ایشان کند. کوچ حرفه‎ای که شنونده فعال باشد به جای پاسخ

به مشکل مراجع خود باید بتواند ابتدا گوش شنوا داشته باشد

تا حس همدلی، همدردی و همراهی را در مخاطب خود زنده کند.

همین جا چند نکته را جهت آن‎که شنونده فعال بشویم مطرح می‌کنم:

  • به حرف‎های مخاطب خود به دقت توجه کنید.
  • وقتی مراجع شما صحبت می‎کند به پاسخ‎های احتمالی فکر نکنید
  • و تنها با حفظ آرامش به او و گفته‎هایش دقیق شوید.
  • سعی نمایید زبان بدن شما در حالتی قرار گیرد که نشان‎گر توجه به صحبت‎های مخاطب‎تان باشد.
  • از کلمات و عبارات مخاطب خود در حین گفتگو استفاده نمایید.
  • این امر سبب می‎شود که او کاملاً درک کند شما توجه ویژه به حرف‎هایش داشته‎اید.
  • از میان صحبت‎های ایشان پرسش‎های اساسی استخراج کنید.

نکته سوم) به جای پاسخ‌گویی به یک مسأله روند تصمیم‌سازی و پاسخ‌گویی را به مراجع خود بیاموزید.

در خلال حرف‌های مخاطبان به جای آنکه تنها پاسخ مناسب به پرسش‌ها بدهید،

سعی کنید با طرح پرسش‌های اساسی ذهن ایشان را به چالش بکشید

تا بتوانید مسیر ذهنی تفکرات آنها را دریابید. «هنر پرسش» هنری است

که می‌تواند ما را به راه‌های تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی برساند.

به مخاطب خود تصمیم‌گیری را با طرح پرسش‌هایی جاندار و اساسی از نحوه تفکر و زندگیش، آموزش دهید

و سعی کنید تا او تمام زندگی را «پروسه‌ای» و نه «پروژه‌ای» درک کند.

در دیدگاهِ من زندگی یک «پروسه» است

نه یک «پروژه» چه آنکه زندگی به معنای حقیقی خود هرگز پایان نمی‌یابد

بلکه از شکلی به شکل دیگر در می‌آید.

پروسه یعنی خلق یک جریان مداوم، یعنی بدانی و بفهمی رسالت تو شاید درک فهم همین جریان‌دار بودن زندگیست.

پروژه‌ها بالأخره تمام می‌شوند. نقطه آغاز و پایانی دارند.

اما پروسه‌ها همواره در جریان بوده و پویا و رونده به کار خود ادامه می‌دهند.

در پرسش‌های خود مطالبی را مطرح کنید که به مخاطب بفهماند

او نیز در این پروسه زندگی در حال حرکت است.

اگر کوچِ حرفه‌ای بتواند جریانِ ذهن و دل مخاطب را به جریان پویای زندگی پیوند بزند

شانس آن را خواهد داشت که مسیر درست زندگی را برای وی طراحی و روشن سازد.

من در کتاب خودم تحت عنوان «فقط آویزانِ خودت شو»

گفته‌ام: تحول فردی یعنی «ثبات در مسیر درست» و از نظر من

در فرآیندِ کوچینگ، بزرگ‌ترین کار مربی رساندن فرد به مسیر درست است.

نکته چهارم) کمک به پیدا نمودن رسالت شخصی مخاطبان

همان‎طور که در ابتدای این مقاله گفتم هر کدام از ما انسان‌ها

با ویژگی‌های ژنتیکی و روانشناختی خاصی به دنیا می‌آییم.

درک این نکته می‌تواند در یافتن رسالت حقیقی‌مان مؤثر باشد. یک کوچ حرفه‌ای در مسیر پیش روی مخاطبانش

با توجه به چند نکته اساسی می‌تواند به یافتن رسالت شخصی کمک نماید.

من در گام یازدهم و پایانی دوره جامع تحول ذهنی بحث مفصلی در مورد رسالت شخصی دارم

که با اطمینان خاطر شاگردانم را به پیدا نمودن این رسالت وادار می‌کنم.

مربی تحول فردی می‌تواند با درک قابلیت‌ها و توانمندی‌های مراجع خود

و نیز طرح پرسش‌های مطلوب این رسالت را برای ایشان روشن‌تر سازد.

هر چند در نهایت این مخاطب است که باید رسالت را انتخاب و پیاده‌سازی کند.

یک رسالت شخصی آیتم‌های زیر را در دل خود دارد:

  • درک و احترام به نشانه‌ها
  • وجود شادی و رضایت خاطر
  • هدفمند بودن
  • معنا داشتن
  • کمک به خود و دیگران

این چهار نکته بیش از پیش توجه ما را به این مطلب جلب می‌نماید

که کوچینگ تحول فردی تنها مشاوره دادن نیست

بلکه استعدادیابی، هنر شنونده فعال بودن، طرح پرسش‎های اساسی، تصمیم‎سازی

و نیز کمک به پیدا نمودن رسالت شخصی بخش‎های دیگر آن است.

حرفه کوچینگ و مربیگری

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

حرفه کوچینگ و مربیگری

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

حرفه کوچینگ و مربیگری

آموزشی

تصمیم‌ گیری و شش نکته اشتباه در آن !

تصمیم گیری

هر تصمیمی ممکن است عواقبی به دنبال داشته باشد؛ اما شاید بتوان با اتخاذ روش‌هایی از اشتباهات مهلک در تصمیم‌گیری جلوگیری نمود. در حقیقت پیگیری تصمیم‌گیری طی کردن یک پروسه و روند است که گاهی این مسیر زندگی‌مان را عوض می‌کند. برای تصمیم‌گیری صحیح پرهیز از شش اشتباه زیر را پیشنهاد می‌کنم که این نکات در گام نهم دوره تحول فردی آموزش داده می‌شود.

۱٫ تعجیل در تصمیم‌گیری

تصمیم گیری

این مورد اولین اشتباه مهلکی است که گاهی می‌تواند به از بین رفتن زندگی‌مان ختم شود. تصمیم‌گیری‌های مهم، خط و مش‌های زندگی ما را رقم می‌زند. گاهی عجله در تصمیم‌گیری و عمل به آن تصمیم مسیر زندگی افراد را عوض می‌کند. همین‌الان تصور کنید که فردی با خودرو شما تصادف کرده است. اگر آن‌قدر عصبانی شوید که نتوانید خود را کنترل کنید و تصمیم به زدوخورد بگیرید ممکن است حتی قتلی رخ دهد و طبیعتاً یک تصمیم غلط و عجولانه و عمل به آن مسیر زندگی‌تان را عوض خواهد کرد.

۲٫ عدم کنترل هیجانات

تصمیم گیری

اشتباه دیگری که در صورت عدم مدیریت صحیح می‌تواند ما را با مشکلات فراوان روبرو کند عدم کنترل هیجانات هست. مثلاً در مثال تصادف با خودروتان اگر مدیریت خشم را آموزش ببینید. در لحظه می‌توانید هیجانات خود را کنترل کرده از بروز حادثه احتمالی دیگری جلوگیری نمایید. این کنترل هیجان در حقیقت منجر به تصمیم صحیح‌تری خواهد شد هیجانات عموماً واکنش‌های لحظه‌ای را به دنبال می‌آورند که با آموزش کنترل آن‌ها می‌توانیم روند تصمیم‌گیری بهتری را کنترل کنیم.

تصمیم گیری

۳٫ تسلیم ترس شدن

تصمیم گیری

ترس‌ها عموماً به شکل ترس از اشتباه، ترس از حرف‌های دیگران، ترس از تکرار اشتباهات گذشته

تصمیم گیری

مشاهده ویدیوهای  بیشتر

تصمیم گیری

دوری از تنبلی

دوری از تنبلی چه راهکارهایی پیشنهاد می شود

دوری از تنبلی

تنبلی بیماری مزمن بسیاری از انسان‌هاست. بی‌هدفی، عدم انگیزۀ کافی برای انجام امور، عدم خودشناسی مناسب و…

از دلایل تنبلی شمرده می‌شوند. چهار گام اساسی زیر کمک می‌کند

شما فردی منظم و عامل باشید. فرار از تنبلی را با این گام‌ها امتحان کنید شاید ارزشش را داشته باشد.

  • برنامه داشته باشید.

اولین گام برای پرهیز از تنبلی داشتن یک برنامه مناسب برای طول روز، هفته و ماه خود هست.

یک برنامه خوب برنامه‌ای است که اجرای آن نه خیلی دشوار و نه خیلی ساده باشد بلکه بهتر است

برنامه شامل اجرای چند گام سخت، چند کار سخت

به همراه چند امور ساده باشد تا بتوانید سطح مطلوب انرژی خود را حفظ نمایید.

برای بهبود سطح انرژی می‌توانید مقاله‌ای که در سایت مدرسه تحول فردی به آدرس tahavolefardi.com قرار دارد را مطالعه نمایید.

  • برنامه خود را زمان‌بندی کنید.

دوری از تنبلی

برنامه باید حتماً دارای زمان‌بندی باشد. من معتقدم برنامه فاقد زمان‌بندی نامه است!

برنامه‌های خود را با زمان‌بندی مشخص یک گام به اجرا نزدیک‌تر می‌کنید.

برنامه‌های زمانی در حقیقت گام بندی اصولی در تحقق کارهایتان است.

زمان‌بندی مؤثر را با توجه به اهمیت و ضرورت کارهایتان تدوین کنید.

دقت نمایید برخی کارها درصورتی‌که فوراً به آن‌ها پرداخته نشود می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیری به زندگی شما وارد کند.

بهترین برنامه‌ها معمولاً در سه سطح کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت ترسیم می‌شوند.

  • مکتوب سازی

دوری از تنبلی

برنامه خود را ذهنی انجام ندهید. ذهن ما در طول روز با حجم فراوانی از اطلاعات ورودی مواجه است

و حفظ، ذخیره و یادآوری به شکلی که در حافظه بلندمدت جای بگیرد

تنها با مکتوب سازی و مرور مطالب امکان‌پذیر است.

یک برنامه مطلوب اصولی معمولاً شامل موارد زیر است: زمان‌بندی، گام بندی اجرایی بر اساس ضرورت‌ها،

توجه به زیرساخت‌ها و توانمندی‌های فردی. وقتی برنامه‌ای را مکتوب می‌کنید

ضمانت اجرایی کردن آن را به‌شدت بالا می‌برید زیرا با این امر، کارها را در ذهن تثبیت می‌کنید

و ذهن در این حالت با متمرکز شدن روی آنچه نوشته‌اید آمادگی مناسب‌تری برای اجرای برنامه اتان دارد.

  • اجرای اولین گام برنامه

همیشه اولین گام‌ها سخت‌ترین آن‌ها بوده است.

آغاز هر راهی با اولین گام‌ها صورت گرفته که البته کار ساده‌ای هم نیست؛

اما برای آنکه گام اول برنامه خود را اجرایی کنید

نیاز دارید به بازخوانی، چرایی و دلایل برنامه‌ریزی خود نگاه کنید.

دوری از تنبلی

دقت کنید چرا برنامه‌ریزی کرده‌اید و درازای اجرای برنامه‌هایتان به چه فوایدی دست می‌یابید.

آگاه باشید که عدم عمل برنامه نیز می‌تواند شمارا همچنان در همان نقطه کنونی نگاه دارد.

اگر می‌خواهید آینده دیگری را رقم بزنید باید گام اول را بردارید

گام اول برنامه را در سریع‌ترین زمان ممکن اجرایی کنید

بدان معنا که فاصله بین برنامه‌ریزی و عمل را کوتاه نمایید؛ زیرا این امر سبب می‌شود

دچار وسوسه‌های ذهنی، کمال‌گرایی و نیز تنبلی نشوید. ساده‌ترین کارها را در گام اول بگذارید.

گام‌هایی که در صورت اجرا انگیزه بیشتری به شما برای اجرایی کردن دیگر گام‌ها می‌بخشد.

دوری از تنبلی

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

دوری از تنبلی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

دوری از تنبلی