با رعایت این ۳ نکته مهم در تحول فردی می‌توانیم اصالت خود را حفظ کنیم

همیشه انسان‌های اصیل برای ما مورداحترام و قابل‌اتکا هستند. آن‌ها با داشتن اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس بالا از اینکه خود واقعی خود را نشان دهند ترسی ندارند و از بیان حقیقت نمی‌هراسند. تشنه توجه دیگران نیستند و هرگز پا روی ارزش‌های وجودی خود نمی‌گذارند.

منظور ما از اصالت به معنای عام آن نیست. بعضی‌ها اصالت را در تعلق داشتن به گروه خاص، خانواده خاص، طبقه خاص و نژاد خاص می‌دانند و بعضی به داشتن میزان تحصیلات و دانش و مدرک و درآمد؛ اما اصالت امری است درونی و نه بیرونی. اصالت به شدن است نه به داشتن. انسان اصیل خود واقعی خویش را زندگی می‌کند. او اصل خود است نه کپی دیگران.

برای اینکه به اصالت برسیم نیاز به کشف و شناخت خویشتن‌داریم. انسان اصیل هرروز و در همه حال به رشد و توسعه و پرورش جسم و جان و روح خود می‌پردازد. او از این طریق، به خودآگاهی رسیده و احساسات و توانمندی‌هایش را بهتر می‌شناسد و در نتیجه حرف و عملش یکی است. دست به خودسانسوری و تحریف خویش نمی‌زند، نه به خود آسیب می‌زند و نه به دیگران. از چنان ثبات فکری برخوردار است که به‌تناسب شرایط و افراد مختلف، افکار و مواضعش را تغییر نمی‌دهد. این یعنی قرار گرفتن در مسیر درست تحول فردی.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای قرار گرفتن در مسیر تحول فردی، رسیدن به اصالت فردی و خود واقعی‌مان است. ما با قرار گرفتن در این مسیر نه‌تنها به خود واقعی، که به خود برتر و بهتر خویش نیز تبدیل می‌شویم. انسانی که همیشه به شدن فکر می‌کند و در فکر ارتقاء خویش است، نه اینکه من چنین هستم و چنان بودم.

تحول فردی یک رویداد نیست که برای کسی رخ‌داده باشد! تحول فردی روندی است که شاید بتوان نقطه آغازی برایش در نظر گرفت، اما این مسیر نقطه پایانی ندارد و ما تا لحظه مرگ نیاز به تغییر و نو شدن داریم. نکته حائز اهمیت این‌که برای رسیدن به چنین تحولی لازم است که ابتدا به تحول ذهنی دست‌یابیم. ذهنمان را از آلودگی‌ها، ناپاکی‌ها و افکار منفی بزدایم و به تجسم و رؤیای پاک برسیم. آن زمان است که افکار ما به واقعیت تبدیل خواهد شد و ما به اصالت خویش می‌رسیم. با ذهنی مه‌گرفته و غبارآلود نمی‌توان به‌درستی خود را شناخت.

رعایت این نکات در تحول ذهنی به ما کمک می‌کند تا بتوانیم اصالت خویش را حفظ نماییم.

 

  • مروری برگذشته و بازنگری آن:

در ابتدای مسیر تحول فردی ما باید ذهن‌مان را از بند گذشته برهانیم و تا زمانی که رشته افکار ما به گذشته‌مان گره‌خورده باشد، نمی‌توانیم تصمیمات صحیحی در زندگی بگیریم. ما باید بدانیم که گذشته، زمانی است که ازدست‌رفته و دیگر امکان تغییر آن را نداریم. پس نباید زمان حال را به خاطر موضوعی که هیچ کنترلی روی آن نداریم از دست بدهیم. ما باید از اتفاقات گذشته درس بگیریم خرد آن را دریابیم و بعد آن را برای همیشه رها کنیم. هم خود را و هم اشخاصی که به ما آسیب رساندند و سبب رنجش و ناراحتی ما شده‌اند را ببخشایم.

اگرچه نمی‌توان گذشته را فراموش کرد اما می‌توان با بخشش، خاطرات را کمرنگ و حتی آن‌ها را خنثی کرد. به طریقی که باعث برانگیخته شدن احساساتمان نشوند. عدم بخشایش انرژی بسیاری را از ما می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد تا به رشد و توسعه خود بیندیشیم. یکی از موانع بزرگ در مسیر تحول ذهنی عدم بخشایش است که اجازه نمی‌دهد موتور محرکه ما به‌درستی کار کند. وقتی‌که خود را و اطرافیانت را بخشیدی و از افکار آلوده رهانیدی، آنگاه زندگی در تو به جریان می‌افتد و به خویشتن و اصالت خویش نزدیک می‌شوی.

 

  • پذیرش:

یکی از مهمترین مفاهیم در مسیر تحول فردی، اصل پذیرش است. پذیرش یعنی که خودمان را به همین شکلی هستیم و با تمام نقایصی که داریم، اطرافیانمان را با تمام اخلاق و رفتاری که دارند و شرایطی که در آن قرار داریم را همان‌گونه که هست بپذیریم. پذیرش یعنی تسلیم آگاهانه، نه تسلیم شدن از روی عجز و نا‌امیدی. بپذیریم که همه باهم متفاوت هستیم و متفاوت فکر می‌کنیم و قرار نیست همه مثل ما فکر کنند.

اگر به چنین دیدگاهی برسیم می‌توانیم اتفاقات را دریچه ذهن دیگران ببینیم و از رفتار آنان دل‌آزرده نشویم. بپذیریم آن قسمتی از زندگی که تحت اختیار ما نیست و ما کنترلی روی آن نداریم را رها کنیم. آن را به خداوند بسپاریم و به آن قسمتی بپردازیم که تحت کنترل‌مان است و نسبت به آن مسئولیم. دست از چرا؟ چرا؟ گفتن برداریم. بیش از این‌که به رفتار دیگران توجه داشته باشیم، پیام و معنای اتفاقات را دریابیم و با اتخاذ تصمیمات درست به وظیفه خویش عمل نماییم.

 

  • زندگی بر اساس اخلاق‌مداری و ارزش‌های تعیین شده:

یکی دیگر از اصول تحول فردی و تحول ذهنی اصل ارزشهاست. یک سلسله اصول و ارزش‌هایی هست که برای همه ما بدون ‌استثناء، قابل‌احترام است. ارزش‌هایی مثل: مهربانی، راستگویی، صداقت و … . یکسری از ارزش‌های دیگر هم وجود دارد که ما بر اساس تفکرات و نگرشها و باورهای‎مان به آن می‌رسیم که می‌تواند برای هرکس متفاوت باشد. وجود همین ارزش‌ها است که به زندگی ما شکل و قالب می‌دهند. اگر ارزش‌های خود را تعیین کرده و پایبند به آن‌ها باشیم این اصول چون لنگری ما را از طوفان‌ها و حوادث زندگی نجات خواهند داد.

ما نیاز داریم که ارزش‎های خود را بشناسیم و بر اساس آن اصول رفتار کنیم. کسی که برای خود چارچوب و ارزش و اصولی تعیین نکرده باشد انسان بلا‎تکلیف و سرگردانی است که دائماً مجبور است مطابق باارزش‌های دیگران زندگی کند و این بی‌ثباتی هرگز او را به سرمنزل واقعی نخواهد رساند. انسان‌های اصیل و مورد اعتماد، به‎خاطر پایبندی به این اصول است که شخصیت و منشی باثبات دارند، آنها در هیچ شرایطی این اصول را زیر پا نگذاشته و به آن پایبند هستند.

همه ما دوست داریم در مواقع بحرانی تصمیم گیری نقطه اتکا قابل اطمینانی داشته باشیم تا از مسیر درست زندگی منحرف نشویم. این ارزش‌ها همان لنگرهای زندگی ما هستند. برای قرار گرفتن در مسیر درست تحول فردی لازم است زمانی را برای این کار کنار بگذاریم و به طور شفاف ارزش ها و اصولی که برای ما محترم هستند را پیدا کرده و بر اساس آن اصول رفتار کنیم. اصولی که منطبق با شرایط وجودی ما باشد. این اصول کمک می کند تا به اصالت خویش نزدیکتر شویم.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

تخیل و تجسم و کمک به تغییر ذهن

بعد از یک سفر دو روزه در راه برگشت به تهران بودم دو روز مسافرت، گشت و گذار در جنگل‎های زیبا و سرسبز خطه شمال که طراوت و شادابی را به جسم، روح و ذهن انسان بر می‎گرداند برای من سرشار از ایده ها و برنامه‎های جدید آموزشی برای دوره‎های تغییر و تحول ذهنی مدرسه تحول فردی بود.

این دو روز موقعیت عالی و مناسبی بود تا مثل همیشه تجسم درست و تفکر عمیقی در خصوص دوره‏ها و کلاس‎های آتی مدرسه تحول فردی، کار روی ذهن و تدوین برنامه‎های تحول مخاطبین عزیز این دوره داشته باشم. به عملکرد ذهن فکر می‎کردم و تأثیرات فوق‎العاده‎ای که بر روی زندگی هر انسانی می‎گذارد. در مسیر بر آن شدم تا مقاله‎ای راجع به ذهن بنویسم و با شما مخاطبین فرهیخته سایت مدرسه تحول ذهنی به اشتراک بگذارم.

در این مقاله قصد دارم به مورد بسیار حساس و کاربردی تأثیرات شگرف ذهن اشاره کنم. چیزی که خیلی از ما انسان‎ها آن را بیهوده می‎پنداریم و از پرداختن به انجام آن و برنامه‎ریزی در مسیر زندگی و تغییر ذهن ابا می‎کنیم و خیلی راحت از کنار آن رد می‎شویم.

قصد دارم در این مقاله به تخیل و تجسم بپردازم و اینکه چگونه می‏شود در مسیر تحول فردی از آن کمک گرفت و انسان متحول شده حال و اکنون خود گردید؟

قبل از اینکه به موضوع اصلی بپردازم خیلی کوتاه در مورد ذهن و عملکرد آن صحبت می‎کنم. همان‏طور که می‎دانیم ذهن ما موتور بدن ماست هر غذایی که به آن بدهیم واقعیت پنداشته و آن را قبول می‏کند. ذهن عموماً منفی‎باف است و اگر خوراک منفی به او بدهیم خیلی سریع و راحت تصور کرده و آن را برایمان می‎سازد. حتماً بارها برایتان اتفاق افتاده است که مسأله‏ای برایتان پیش آمده که زمانی آن را در ذهن خود ساخته‏اید. بله درست است. ذهن باورپذیر است. هر چیزی را که تو تخیل و تجسم می‎کنی واقعیت فرض کرده و برای رسیدن به آن نهایت سعی و تلاش خود را می‎کند. اینجاست که نقش تخیل و تجسم پررنگ می شود و کارکرد ذهن پر رنگ‎تر. حال که اینگونه است چرا خوراک مثبت به او ندهیم و حال روحی و جسمی خود را خوب نکنیم!؟

راستی لازمه تحول ذهنی چیست و چگونه می‎توان ذهن را در مسیر درست هدایت کرد؟

در این مقاله به دو مورد اساسی می‎پردازم که  در دوره‎های تحول فردی و ذهنی مدرسه تحول فردی با شاگردانم کار می‏کنم و آنان را آماده تغییر خود از طریق ذهن می‎نمایم. همان‏طور که در کتاب «فقط آویزانِ خودت شو» گفته‌ام تغییر و تحول ذهن نیاز به یک برنامه منظم و ثابت دارد که با تمرین و ممارست می‎توان به آن دست یافت. یکی از این برنامه‎ها داشتن تخیل و تجسم صحیح، منظم و باثبات است.

 ابتـدا تعـریـف تخیـل و تجسـم:

تخیل: تخیل خیال‎پردازی راجع به موضوع است بدون آنکه عینیت آن را احساس کنیم.

تجسم: در حقیقت لباس جسمانی پوشاندن به تخیل است به طوری که وجود آن را لمس می‎کنیم در صورتی که در واقعیت وجود ندارد و با تجسم درست می‎توانیم آن را به مرور زمان واقعیت ببخشیم.

ما انسانها ابتدا تخیل می‎کنیم و بعد با تجسم درست به آن لباس واقعیت می‎پوشانیم.

برای رسیدن به چیزی که در واقعیت می‎خواهیم باید نکات زیر را انجام دهیم:

  1. ذهن را با تمرین‎های منظم عادت بدهیم تا تجسم قوی داشته باشد و چیزی را که می‎خواهیم لمس و باور کند. همان‏طور که در بالا اشاره کردم ذهن باورپذیر است پس چیزهایی را تجسم کنید که می‎خواهید مثل: ثروت، موفقیت در کسب و کار و … نه چیزهایی که نمی‎خواهید مثل: فقر، رنج، ناراحتی و …
  2. برنامه منظمی برای تخیل و تجسم روزانه خود داشته باشید
  3. بهترین زمان تخیل و تجسم صبح هر روز است. توصیه می‎کنم این زمان را از دست ندهید.
  4. سعی کنید هر روز برای به دست آوردن موضوعی که می خواهید تخیل و تجسم داشته باشید.
  5. تخیل و تجسم ما باید مثبت باشد تا ما را در مسیر درست و مثبت خود قرار دهد.
  6. تمرین تنفس روزانه با تمرکز بالا کمک می‎کند تا ذهنتان آرام شود و کمک شایانی به روند تخیل و تجسم نماید.

ذهن چون فرق واقعیت و تخیل را متوجه نمی‎شود شما می‎توانید با برنامه روزانه منظم و انجام آن به خیلی از هدف‎هایی که می‎خواهید برسید و به آن جامه واقعیت بپوشانید  به شرط آنکه تمرینات خود را هر روز انجام دهید و برای تغییر و تحول ذهنی ثابت قدم بمانید.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

تحول ذهنی

چگونه در دوره تحول ذهنی اشخاص متحول می شوند؟

چند روز پیش در مهمانی حضور داشتم که میزبان علاقه زیادی به تلویزیون نگاه کردن داشت و من پس از سال‌ها و برخلاف آنچه که در دوره تحول ذهنی تدریس می‎کنم به اجبار پای تلویزیون نشستم. به رفتار و واکنش‎های خانواده میزبان دقت کردم. نگرانی‎ها، اضطراب‌ها و هیجان‌‎ها و واکنش‌ها نسبت به اخبار و آنچه که از تلویزیون پخش می‌شد نظرم را به خود جلب کرده بود. به‎نظر می‎رسید همزمان با گفته‌های مجری‌ خبری‎ در مورد بالا رفتن دلار و سکه و نوسانات نرخ ارز و نفت همزمان حال افراد خانواده نیز بالا و پایین می‌شد. دقیقا عین روند صعودی و نزولی دلار و سکه!

 

آنالیز وضعیت فکری و حالی خانواده مذکور بهانه مقاله امروز شد که با توضیحاتی مفید و مختصر، برای شما مخاطب محترم توضیح دهم که در دوره تحول ذهنی من راهکارهایی را برای خروج از وضعیت‌های نامطلوب فکری ارائه می‌کنم تا دیگر نخ ذهنی من و شما همچون عروسک خیمه‎شب‎بازی در دستان دلار و سکه و نفت نباشد.

 

من معتقد شده‌ام اگر همه انسان‌ها چشمانشان خیره به برق سکه‎های درونشان بشود، امروز دیگر این‌قدر حرص جمع‌آوری و انباشت سکه‌های طلا انبار ذهنی ما را پر‌نمی‎کند. تا وقتی به سکه‌های درونت (گنج بی‎پایان درونی دست نیابی، گنج دیگری ما را از شر ذهن آسیب‌پذیر و مشوش شده نجات نخواهد داد.

 

من در زیر چهار گام از گام‌های اولیه و مهم تحول ذهنی را به شما خواهم گفت که طی آن افراد مسیر بهبود و تحول ذهنی را طی می‌کنند. با آموختن این گام‌ها و با آن شرایط و تمریناتی که در دوره به شما مخاطب محترم می‌آموزم می‌توانید به‌راحتی ذهنی متحول شده در جهتی مثبت و مسیر درست پیدا نمایید.

 

گام اول: پذیرش را به شکل صحیح آموزش میدهم.

 

بارها گفته‎ام که سنگ بنای تحول فردی پذیرش است. من در دوره تحول ذهنی آموزش ساده و کاربردی دارم که به‎واسطه آن در همان گام اول حالتان نسبت به خود و دنیای اطرافتان آن‌قدر خوب می‎شود که نیاز به جمع‌آوری سکه‌های طلا ندارید. البته اشتباه نکنید من به ‌هیچ‎وجه مخالف دنیای اقتصاد و تدبیر مادی برای زندگی روزمره و آینده نیستم بلکه اتفاقاً در دوره تحول ذهنی، ذهن شما آن‌قدر از دنیای منفی اخبار و حوادث و غیره رهایی می‌یابد که خلاقیت بیشتری برای کسب‌و‌کار و زندگی شخصی‌تان بکار خواهید برد. پذیرش در زندگی با راهکارهای عملی در دوره تحول ذهنی بسیار راحت‎تر از‎آنچه که فکر می‎کنید شما‎ را به سمت آرامش مطلوب می‌برد.

 

گام دوم: آموزش میدهم کیسهشنهایتان را رها کنید تا بالن ذهنتان پرواز نماید.

 

چند سال پیش از نزدیک شاهد پرواز بالن‌های رنگی بودم که با دیدنشان همواره شوق کودکانه‌ای در من ایجاد‌ می‎کند و تا مرز امروز همچنان این شوق و ذوق‌زدگی با دیدن بالن‌های بزرگ رنگی در دلم زنده است. این بالن‌ها با سرعتی آهسته و به‎واسطه گازی موسوم به گاز هلیوم و حرارت حاصله به هوا برمی‎خیزند. اما نکته فنی اینجا بود که این توان اولیه برای بلند کردن بالن‌ها، فقط تا یک جای معینی آنها را بالا می‌برد پس‎از‎آن نیاز بود کیسه‎شن‌های بالن آزاد شوند.

وقتی این کیسه‌شن‎ها آزاد می‎شدند بالن تازه می توانست با شتابی مناسب به سوی آسمان اوج بگیرد.

من در دوره تحول ذهنی کمک‌می‎کنم کیسه‎های‌شن ذهن شما آزاد شود. اما کیسه‌های شن ذهن ما کدام‌اند؟

گذشته، اولین و مهم‎ترین کیسه‎شنی است که ذهن ما را سال‎ها با خودش درگیر کرده و می‌کند، عبور ما از گذشته و محو آن گام بزرگی است برای پرواز ذهن!

بالن ذهن ما به کیسه‌های شن بسیاری متصل است که مانع اوج‎گیری و آرامش می‌شود. پرواز ذهن به‌سوی نور تنها هنگامی حقیقت می‎یابد که بتوانیم از کیسه‎های‎شنی، امثال گذشته رها شویم. در دوره تحول ذهنی با روش‌های خاص و کاملاً کاربردی آموزش می‌دهم چگونه بار گذشته تلخ و ناراحت‌کننده خود را برای همیشه رها کنیم.

ذهن ما کیسه‌شن‎های بسیاری را گاهی تا پایان عمر با خود حمل می‎کند و بالن زندگی ما شاید هرگز نتواند به‌واسطه وجود این کیسه‎شن‌ها به اوج پرواز حقیقی خود دست یابد. من رهایی از ناراحتی گذشته را آغاز پرواز بالن ذهن می‌دانم و در این راستا تمرین‌های بسیار کاربردی و مشخصی را ارائه می‌کنم تا بتوانید از کیسه‌شن‌های ذهنی‌تان رها شوید.

 

گام سوم : ارزشها

 

یکی از مهم‌ترین و عمیق‌ترین سؤال‌هایی که باید همواره از خودمان بپرسیم در حوزه ارزش‎های زندگی است. از خودتان بپرسید برمبنای کدام ارزش‌ها زندگی می‌کنید؟ کدام ارزش‎ها واقعاً ارزشمند، محرک و در جهت مثبت و عمق‌دهنده به زندگی‌تان هستند؟ چه ارزشی می‎تواند شما را به داشتن زندگی پویا، پر‌انرژی، شاداب و راضی‌کننده‎ای هدایت کند؟

من در گام تحول ذهنی شما‎ را با‎ ارزش‌هایتان آشنا می‎کنم این ارزش‌ها را تحت عنوان “قانون اساسی ارزش‌ها” مطرح می‎کنم زیرا قانون بودن ارزش‌ها راهی به‎سوی اجرایی شدن آنها است. ارزش‌های ما می‌تواند فرد‎به‎فرد متفاوت باشد و یک مربی تحول فردی باید بتواند در فرآیند کوچینگ تشخیص دهد برخی ارزش‌ها متفاوت هستند و برخی برای همه یکسان.

تا زمانی که نتوانیم ارزش‎هایمان را به‎درستی در زندگی پیاده کنیم طبعاً احتمال دارد دچار لغزش شده و مسیر زندگی را اشتباه طی کنیم. داشتن ارزش‎های صحیح و پایبند بودن به آنها از گام‎های دیگر تحول ذهنی است که من به شما آموزش‌می‎دهم.

قانون اساسی ارزش‌ها در‌واقع مجموعه قوانینی است که می‎آموزیم تا بر مبنای آنها زندگی روشن‌تر، مدون‌تر و با ساختار محکم‌تری بسازیم. ارزش‌های ما نشان‎دهنده نگرش و باورهای ما هستند و باورهای ما تولید‌کننده ارزش‌هایمان. من در دوره تحول ذهنی بارها به شاگردانم گفته‌ام:” ارزشی که نتواند اجرایی شود نشانه لرزش گام‌های توست در مسیر تغییر و تحول فردی”. ارزش‎ها تنها زمانی می‎توانند اجرا شوند که آنها را بشناسی و راه پیاده‌سازی‎شان را آموخته باشی. هر ارزشی لزوماً برای ما صحیح و کاربردی نیست و نشناختن آنها سبب می‌شود به ارزش‎های دیگران گرفتار شویم!

 

گام چهارم: از ذهن وزندگیات مراقبت کن تا ذهن وزندگی نیز از تو مراقبت کند.

 

یکی از بهترین روش‌های آرامش و تحول ذهن، مراقبه و مراقبت ذهنی است. این مراقبه و مراقبت‌ها اصول و قواعدی دارند. بسیاری از ما آنچه مراقبه نامیده می‌شود را در کتاب‌ها خوانده‌ایم و یا در ورزش یوگا و دیگر ورزش‎ها با آن‌ها آشنا شده‌ایم، اما مراقبه تنها “ذن” و “مدیتیشن” به روش کتاب‎ها نیست.

آشنایی با مراحل مهمی نظیر، تصور، تخیل و تجسم پاک می‌تواند در این زمینه کمک شایانی به فراگیری اصول مراقبه نماید. علم و سنت مراقبه ریشه‎ای چندین هزارساله در شرق دارد و من به شکل عملی و ساده در دوره تحول، تجاربم را در اختیارتان می‎گذارم تا با بهبود تصور و تخیل و تجسم تان ذهن آرام و بی‎تنشی داشته باشید.

مراقبت هم در دوره تحول شامل یک سری دستورالعمل‎هایی است برای تربیت ذهن و برطرف شدن عادات شرطی شده ذهن‎مان. عاداتی که رفتارمان را شکل می‎دهند در طول زمان درست شده‌اند پس با‌کمی آموزش و تلاش در راه  فراگیری مراقبت‎های ذهنی و عملی، آرامش بیشتری نصیب‌مان خواهد شد.

به اذعان عموم شاگردانم این چهار گام اولیه تحول ذهنی بسیار راه گشا هستند برای بهبود فردی و در راستای تحول فردی کمک شایانی به آنها کرده است.

تحول ذهنی امری زمان‎بر، درگیر کننده ولی شدنی است و فقط نیاز دارد آویزان رفتار و گفتار خودمان بشویم. شاید شروع هر تغییری سخت و نگران‌کننده باشد اما هیچ‌چیزی به‎اندازه نتایج دل‌چسب و انرژی‎بخش تغییرات مثبت انسان را شاد و راضی نمی‎کند.

شما می‌توانید با مراجعه به این صفحه نتایج شرکت‌کنندگان اولین دوره تحول فردی را مشاهده نمایید.

به‎زودی دومین دوره تحول ذهنی به‎صورت فراگیر و محصولات متنوع در سایت تحول فردی ارائه خواهد شد. لطفاً پیگیر سایت ما باشید.

 

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

۷ نکته اساسی در بهبود انرژی صبحگاهی

در دنیای معاصر انسان مشغله‌های فراوانی را برای خود ایجاد کرده است. در جهانی که ما امروزه در آن زندگی می‌کنیم مصرف‌زدگی، دویدن برای پول، حفظ موقعیت‌های شغلی، مقایسه خود با دیگران، تب اشتغال در دانشگاه‌های عالی و غیره استرس بالایی را برایمان به ارمغان آورده است. در راستای این استرس و اضطراب بالا عموم مردم صبح خود را با خستگی و انرژی پایین آغاز می‌کنند. من به‌عنوان مربی تحول فردی چند نکته را برای شما یادآوری می‌کنم. مشروح این نکات در کتاب الکترونیک قاتل رؤیاهایت را بشناس آورده شده است.

1- ساعات خواب خود را تنظیم کنید.

با ورود به عرصه فنّاوری مشغله‌های فراوان سبب کار بیشتر افراد شده به‌طوری‌که خیلی از ما مجبور شدیم از خواب شبانه خود صرف‌نظر کنیم. این در حالی است که محققان علوم اعصاب و روان بهترین زمان خواب شامگاهی را بین 11 تا 2 صبح تشخیص داده‌اند که به‌اصطلاح ایشان خواب عمیق در همان ساعات رخ می‌دهد. محققان همچنین معتقدند مطلوب‌ترین مقدار خواب شبانه برای بزرگ‌سالان بین 7 تا 8 ساعت هست. این رقم برای خردسالان و نوزادان گاهی بین 14 تا 20 ساعت نیز می‌رسد.

این آیتم از مواردی است که در گام چهارم دوره‌های تحول فردی بدان پرداخته می‌شود.

2- رسانه‌ها را خاموش‌کنید.

امروزه خطر تشعشعات الکتریکی و امواج صادرشده از موبایل و دیگر دستگاه‌های دیجیتال بر کسی پوشیده نیست. سرطان، آلزایمر، آسیب‌های بینایی و شنوایی بخشی از این خطرها محسوب می‌شوند. بهتر است در طول شب کلیه رسانه‌های خود را خاموش‌کنید. چنانچه این امر از ابتدای شب صورت گیرد آرامش بیشتری را تجربه خواهید کرد؛ و این دوری از امواج اخبار و اطلاعات بستر آرام‌تری را برایتان رقم خواهد زد. بدین‌صورت شما شب بهتر خواهید خوابید و صبح نیز راحت‌تر از خواب بیدار خواهید شد.

3- مراقبه صبحگاهی

لازم نیست حتماً کلاس خاص یوگا یا مدیتیشن بروید تا مراقبه را بیاموزید. بهترین مراقبه‌ای که من در کلاس‌های مدرسه تحول فردی آموزش می‌دهم، مراقبه تنفس است که در سنت 2500 ساله بودائی دارد. این روش امروزه توجه آگاهی نامیده می‌شود. برای این کار لازم است پس از نظافت صبحگاهی در محیط آرام در هر حالتی که علاقه دارید بنشینید و سپس چشمان خود را بسته و تنفس خود را آغاز کنید به شکلی که این تنفس کاملاً عمیق و با دم و بازدم همراه باشد. این امر باید آگاهانه و با دقت بر تنفس صورت گیرد یعنی ورود و خروج هوا خنکی هوایی که وارد ریه‌هایتان می‌شود و نیز دم و بازدم خود را درک کنید دقت نمایید در این تنفس باید اصطلاحاً بادکنک شکم شما پر و خالی شود.

4- صبحانه بخورید.

تحقیقات اخیر نشان می‌دهد تقریباً بیش از 25 درصد مردم جهان صبحانه نخورده به سرکارهایشان می‌روند. این امر می‌تواند سبب سردرد، بوی بددهان، ناراحتی‌های گوارشی و از همه مهم‌تر کاهش شدید سطح مطلوب انرژی شما گردد. بهترین صبحانه ترکیبی است از پروتئین، لبنیات و نان به همراه یک آبمیوه طبیعی، خوردن تخم‌مرغ پخته، شیر، نان سبوس‌دار و نوشیدنی‌های طبیعی می‌تواند سطح مطلوبی از انرژی را برایتان با ارمغان آورد. در دوره‌های جامع تحول فردی من آموزش می‌دهم که چه چیزهایی را چگونه و چه وقت مصرف کنیم تا تناسب‌اندام مطلوبی داشته باشیم.

 5- روز خود را بامطالعه آغاز کنید.

سرعت زندگی معاصر بهانه‌ای شده برای همه ما که منبع آگاهی‌های خودمان است را پاک‌کنیم. مطالعه کتاب با عنوان سرچشمه آگاهی و خرد بر کسی پوشیده نیست. بهتر است صبح خود را با این منبع تغذیه روحی شروع کنیم. خواندن کتاب‌های چاپی را پیشنهاد می‌کنم، زیرا کاغذ و متن چاپ‌شده گویی به‌نوعی حس ارتباط عمیق‌تر مستقیم با نویسنده و افکار او را برای ما تداعی می‌کند. کتاب‌های انگیزه‌بخش و امیددهنده می‌تواند شروعی عالی برای یک روز پرانرژی باشد.

6- آب فراوان بنوشید.

پیشنهاد می‌کنم صبح خود را در حالت ناشتا با خوردن یک لیوان آب آغاز کنید خوردن آب خصوصاً در حالت ناشتا تازگی و طراوت فراوانی را به همراه خواهد داشت. ضمن آنچه بسیاری از پزشکان طب سنتی و مدرن معتقدند این امر شستشوی معده و روده را از غذاهای مصرفی در شب گذشته در پی خواهد داشت. از دیگر فواید خوردن آب به مقدار مناسب بهبود عملکرد مغز، کمک در پمپاژ و خون‌رسانی قلب، عدم انقباض عضلانی و خستگی جسمانی هست درنتیجه نوشیدن آب در ابتدای صبح و در طول روز به‌صورت مطلوب می‌تواند سطح انرژی مفید را بالا ببرد.

7- ترک محیط‌های نامناسب

سعی نمایید از حضور در جمع‌هایی که در آن‌ها سخن سرد، ناامیدکننده و وابسته به بازار گفته می‌شود بشدت پرهیز کنید. حتی اگر شغلتان طوری است که با بورس، سکه و امور اقتصادی مرتبط است ترجیحاً با افرادی و همکارانی در ارتباط باشید که نگاه متعادل‌تر، شاداب‌تر و زیباتری به امور کار خود درزمینهٔ اقتصادی دارند. ناامیدی در گفتار و رفتار در اداره‌ها و سازمان‌های دولتی و نیمه‌دولتی کشور ما به‌شدت ملموس و قابل‌مشاهده است؛ بنابراین در صورت امکان هنگامی‌که افراد ناامید شروع به استفاده از سخنان سرد می‌کنند محل را ترک کنید و یا سعی کنید شنونده فعال نباشید، یعنی با آن‌ها در گفتگوهایشان همراه نشوید.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

حرفه کوچینگ و مربیگری

چهار نکته اصلی در حرفه کوچینگ و مربیگری تحول فردی

چند روز پیش که داشتم دومین دوره جامع تحول ذهنی را برای مخاطبان آماده می‌کردم (اطلاعات این دوره جدید به زودی به اطلاع علاقمندان می‌رسد) یادم آمد بسیاری از مردم ما هنوز با حرفه کوچینگ و مربیگری تحول فردی آشنا نیستند. به نظر من کوچینگ تنها مشاوره نیست بلکه مشاوره بخشی از کوچینگ است نه همه آن.

البته که مربی تحول فردی در هنگام کوچینگ به نوعی مشاوره هم می‌دهد و در ضمن مشاوره بخشی از حرفه اوست اما یادمان نرود این تنها بخشی از فرآیند کوچینگِ تحولِ فردی است.

در این مقاله سعی دارم به چهار نکته در کوچینگ اشاره کنم که تفاوت آن با مشاوره را کاملاً مشخص و وظیفه اصلی یک کوچ را بیشتر شناسایی می‌نماید. این نکات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است زیرا توجه به آن می‌تواند برای مخاطب در هر شرایط و سنی راهی باشد برای شناخت خود و مسیر درست زندگی.

نکته اول) توجه به قابلیت‌ها و استعدادها

روان‌شناسان در چند دهه اخیر به این نکته اذعان داشته‌اند که همه انسان‌ها روی ژن خود کدهایی دارند که نشان‌گر نوعی از استعداد و قابلیت‎های فردی است. این بدان معناست که هر کدام از ما برای کاری ساخته شده و یا بهتر بگوییم متولد شده‌ایم.

کار اصلی کوچ پیدا نمودن آن قابلیت‌ و استعدادهایی است که تو برایش زاده شده‌ای. یکی فوتبالیست خوبی می‌شود و دیگری نویسنده عالی، یکی نوازنده مطرح می‌شود و دیگری آشپز ماهری. البته معتقدم کشف قابلیت تنها واکاوی استعداد شغلی نیست بلکه بالاتر از آن یک کوچ حرفه‌ای اگر بتواند استعداد ذهنی فرد را کشف کند در واقع نیمی از راه کوچینگ را به درستی طی نموده است.

استعداد ذهنی یعنی قابلیت ذهن شما در حل مسائل، یعنی یافتن پاسخ‌های شما به چالش‌ها و چگونگی طراحی مسیر حل بحران توسط ذهن‌تان. مسیر ذهنی که شما را در زندگی پیش می‌راند گویای همه چیز درباره نحوه تفکر و زندگی شما در حال حاضر و آینده است.

مثلاً من در دوره جامع تحول ذهنی در گام هشتم ساختار و چگونگی کارکرد ذهن را برای شاگردانم تحلیل و بازشناسی می‌کنم. به طوری که آنها پس از گام هشتم متوجه می‌شوند ذهن‌شان چقدر به راحتی می تواند کلاه سرشان بگذارد. بسیاری از ضربه‌های زندگی آن گاه بر ما تحمیل می‌شود که کارکرد ساحت ذهن خود را به درستی نشناخته باشیم و یک کوچ حرفه‌ای می تواند کمک کند شما قابلیت‌های ذهنی وسپس توانایی‌های عینی خود را کشف کنید.

نکته دوم) شنونده فعال بودن

بسیاری ازمربیان تحول فردی را دیده‌ام که گوینده و سخنران خوبی هستند درحالی که توانایی «سنجیده شدن» را ندارند. شنونده فعال کسی است که به جای تفکر برای پاسخ‎دهی به مخاطب، خود را درگیر پرسش، درک و فهم گفته‎های ایشان کند. کوچ حرفه‎ای که شنونده فعال باشد به جای پاسخ به مشکل مراجع خود باید بتواند ابتدا گوش شنوا داشته باشد تا حس همدلی، همدردی و همراهی را در مخاطب خود زنده کند. همین جا چند نکته را جهت آن‎که شنونده فعال بشویم مطرح می‌کنم:

  • به حرف‎های مخاطب خود به دقت توجه کنید.
  • وقتی مراجع شما صحبت می‎کند به پاسخ‎های احتمالی فکر نکنید و تنها با حفظ آرامش به او و گفته‎هایش دقیق شوید.
  • سعی نمایید زبان بدن شما در حالتی قرار گیرد که نشان‎گر توجه به صحبت‎های مخاطب‎تان باشد.
  • از کلمات و عبارات مخاطب خود در حین گفتگو استفاده نمایید. این امر سبب می‎شود که او کاملاً درک کند شما توجه ویژه به حرف‎هایش داشته‎اید.
  • از میان صحبت‎های ایشان پرسش‎های اساسی استخراج کنید.

نکته سوم) به جای پاسخ‌گویی به یک مسأله روند تصمیم‌سازی و پاسخ‌گویی را به مراجع خود بیاموزید.

در خلال حرف‌های مخاطبان به جای آنکه تنها پاسخ مناسب به پرسش‌ها بدهید، سعی کنید با طرح پرسش‌های اساسی ذهن ایشان را به چالش بکشید تا بتوانید مسیر ذهنی تفکرات آنها را دریابید. «هنر پرسش» هنری است که می‌تواند ما را به راه‌های تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی برساند. به مخاطب خود تصمیم‌گیری را با طرح پرسش‌هایی جاندار و اساسی از نحوه تفکر و زندگیش، آموزش دهید و سعی کنید تا او تمام زندگی را «پروسه‌ای» و نه «پروژه‌ای» درک کند. در دیدگاهِ من زندگی یک «پروسه» است نه یک «پروژه» چه آنکه زندگی به معنای حقیقی خود هرگز پایان نمی‌یابد بلکه از شکلی به شکل دیگر در می‌آید. پروسه یعنی خلق یک جریان مداوم، یعنی بدانی و بفهمی رسالت تو شاید درک فهم همین جریان‌دار بودن زندگیست. پروژه‌ها بالأخره تمام می‌شوند. نقطه آغاز و پایانی دارند. اما پروسه‌ها همواره در جریان بوده و پویا و رونده به کار خود ادامه می‌دهند.

در پرسش‌های خود مطالبی را مطرح کنید که به مخاطب بفهماند او نیز در این پروسه زندگی در حال حرکت است. اگر کوچِ حرفه‌ای بتواند جریانِ ذهن و دل مخاطب را به جریان پویای زندگی پیوند بزند شانس آن را خواهد داشت که مسیر درست زندگی را برای وی طراحی و روشن سازد.

من در کتاب خودم تحت عنوان «فقط آویزانِ خودت شو» گفته‌ام: تحول فردی یعنی «ثبات در مسیر درست» و از نظر من در فرآیندِ کوچینگ، بزرگ‌ترین کار مربی رساندن فرد به مسیر درست است.

نکته چهارم) کمک به پیدا نمودن رسالت شخصی مخاطبان

همان‎طور که در ابتدای این مقاله گفتم هر کدام از ما انسان‌ها با ویژگی‌های ژنتیکی و روانشناختی خاصی به دنیا می‌آییم. درک این نکته می‌تواند در یافتن رسالت حقیقی‌مان مؤثر باشد. یک کوچ حرفه‌ای در مسیر پیش روی مخاطبانش با توجه به چند نکته اساسی می‌تواند به یافتن رسالت شخصی کمک نماید. من در گام یازدهم و پایانی دوره جامع تحول ذهنی بحث مفصلی در مورد رسالت شخصی دارم که با اطمینان خاطر شاگردانم را به پیدا نمودن این رسالت وادار می‌کنم. مربی تحول فردی می‌تواند با درک قابلیت‌ها و توانمندی‌های مراجع خود و نیز طرح پرسش‌های مطلوب این رسالت را برای ایشان روشن‌تر سازد. هر چند در نهایت این مخاطب است که باید رسالت را انتخاب و پیاده‌سازی کند. یک رسالت شخصی آیتم‌های زیر را در دل خود دارد:

  • درک و احترام به نشانه‌ها
  • وجود شادی و رضایت خاطر
  • هدفمند بودن
  • معنا داشتن
  • کمک به خود و دیگران

این چهار نکته بیش از پیش توجه ما را به این مطلب جلب می‌نماید که کوچینگ تحول فردی تنها مشاوره دادن نیست بلکه استعدادیابی، هنر شنونده فعال بودن، طرح پرسش‎های اساسی، تصمیم‎سازی و نیز کمک به پیدا نمودن رسالت شخصی بخش‎های دیگر آن است.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

اشتباه در تصمیم گیری

۶ نکته اشتباه در تصمیم‌گیری

هر تصمیمی ممکن است عواقبی به دنبال داشته باشد؛ اما شاید بتوان با اتخاذ روش‌هایی از اشتباهات مهلک در تصمیم‌گیری جلوگیری نمود. در حقیقت پیگیری تصمیم‌گیری طی کردن یک پروسه و روند است که گاهی این مسیر زندگی‌مان را عوض می‌کند. برای تصمیم‌گیری صحیح پرهیز از شش اشتباه زیر را پیشنهاد می‌کنم که این نکات در گام نهم دوره تحول فردی آموزش داده می‌شود.

1. تعجیل در تصمیم‌گیری

این مورد اولین اشتباه مهلکی است که گاهی می‌تواند به از بین رفتن زندگی‌مان ختم شود. تصمیم‌گیری‌های مهم، خط و مش‌های زندگی ما را رقم می‌زند. گاهی عجله در تصمیم‌گیری و عمل به آن تصمیم مسیر زندگی افراد را عوض می‌کند. همین‌الان تصور کنید که فردی با خودرو شما تصادف کرده است. اگر آن‌قدر عصبانی شوید که نتوانید خود را کنترل کنید و تصمیم به زدوخورد بگیرید ممکن است حتی قتلی رخ دهد و طبیعتاً یک تصمیم غلط و عجولانه و عمل به آن مسیر زندگی‌تان را عوض خواهد کرد.

2. عدم کنترل هیجانات

اشتباه دیگری که در صورت عدم مدیریت صحیح می‌تواند ما را با مشکلات فراوان روبرو کند عدم کنترل هیجانات هست. مثلاً در مثال تصادف با خودروتان اگر مدیریت خشم را آموزش ببینید. در لحظه می‌توانید هیجانات خود را کنترل کرده از بروز حادثه احتمالی دیگری جلوگیری نمایید. این کنترل هیجان در حقیقت منجر به تصمیم صحیح‌تری خواهد شد هیجانات عموماً واکنش‌های لحظه‌ای را به دنبال می‌آورند که با آموزش کنترل آن‌ها می‌توانیم روند تصمیم‌گیری بهتری را کنترل کنیم.

3. تسلیم ترس شدن

ترس‌ها عموماً به شکل ترس از اشتباه، ترس از حرف‌های دیگران، ترس از تکرار اشتباهات گذشته و ترس از عواقب احتمالی تصمیم‌گیری بروز می‌نمایند. نقش ترس‌ها در عدم تصمیم‌گیری صحیح آن‌چنان قوی است که می‌تواند سبب مرگ رؤیاها و خواسته‌هایمان شود. همه ما احتمالاً آدم‌هایی را می‌شناسیم که به دلیل ترس‌هایی که در بالا ذکر شد هرگز تن به تصمیمات مهم و مؤثر ندادند اما همچنان دل درگرو تحقق آرمان‌ها و آرزوهایشان دارند. بهتر است برای پرهیز از ترس‌هایمان به عواقب احتمالی به دید واقع‌بینانه بنگریم و فراموش نکنیم که بسیاری از تصمیم‌های بزرگ به اشتباهات مکرر به‌دست‌آمده است. از دیدگاه من فرق یک انسان زنده با مرده در همین توانایی تصمیم‌گیری است اگر قرار باشد ترس کنترل ذهن ما را به دست گیرد ما عملاً مرده‌ایم پس تسلیم ترس‌هایتان نشوید.

4. عدم‌تغییر در روش‌های تصمیم‌گیری

برای برخی تصمیم‌گیری تبدیل به ماشین قالب‌سازی‌ای شده که هر ماده‌ای داخل آن ریخته شود یک محصول خروجی بیشتر نخواهد داشت. به‌عبارت‌دیگر ذهن برخی از انسان‌ها به‌شدت شرطی شده و به یک روش تصمیم‌گیری عادت می‌کند. گاهی به دلیل عدم آموزش‌های صحیح، تربیت غلط و تعامل اجتماعی محدود نگاهی تک‌بعدی در ما شکل می‌گیرد که این امر سبب می‌شود در اتخاذ تصمیمات به همان روش‌های آموخته‌شده روی‌آوریم. پرهیز از جذب اندیشی، بالا بردن پذیرش خود و دیگران، مطالعه مداوم، شرکت در مباحث آموزشی و نیز سفر کردن راه‌هایی است که به ما راه‌های بازتر و عمیق‌تری می‌بخشد. نگاهی که در پرتو آن می‌تواند منجر به آموختن روش‌های تصمیم‌گیری بهینه‌تری گردد. بنا‎براین در وقوع حوادث و اتفاقات زندگی تنها به یک روش در تصمیم‌گیری اکتفا نکنید و راه‌های متفاوت را امتحان نمایید.

بنابراین هرگز با یک روش به حل معضلات و تصمیم‌گیری‌های زندگی نپردازید تغییر روش‌های قدیمی می‌تواند راه‌حل‌های جدیدتری را برای ما به ارمغان بیاورد.

5. عدم شناخت سبک تصمیم‌گیری

روانشناسان تئوری انتخاب معتقدند تقریباً پنج نوع روش در تصمیم‌گیری وجود دارد که عبارت‌اند از:

تکانشی، نگران، اهمال‌کار، معتقد به قضا و قدر، متفکر.

بهتر است سبک تصمیم‌گیری خود را شناسایی کنید زیرا با این کار نقاط قوت و ضعف روش خود را بهتر درک خواهید کرد و پاسخ مناسب‌تری بدان خواهید داد.

6. تصمیم‌گیری فرمول صحیحی ندارد.

به اعتقاد عموم مردم تصمیم‌گیری امری فردی است و فرمول صحیحی راجع به آن وجود ندارد؛ اما خوشبختانه امروزه با روانشناسی تئوری انتخاب فرمولی پیشنهاد می‌شود که می‌تواند بسیار راهگشا باشد. این فرمول ترکیبی است از:

آگاهی + بارش فکری + پیامدها +تصمیم‌گیری +ثبت.

آگاهی: یعنی مشخصاً ساختن تصمیم که باید بگیریم.

بارش فکری: فکر کردن به همه پاسخ‌های مختلفی که می‌توانید به آن تصمیم خاص دهید.

پیامدها: بررسی تمام پیامدهای احتمالی تصمیمتان.

تصمیم‌گیری: اجرای تصمیم اتخاذشده.

ثبت: بازبینی و ثبت اینکه آیا تصمیم خوبی گرفته‌اید یا نه این امر شمارا برای تصمیمات بعدی آماده‌تر می‌کند.

 

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

تنبلی

برای دوری از تنبلی چه راهکارهایی پیشنهاد می‌شود؟

تنبلی بیماری مزمن بسیاری از انسان‌هاست. بی‌هدفی، عدم انگیزۀ کافی برای انجام امور، عدم خودشناسی مناسب و… از دلایل تنبلی شمرده می‌شوند. چهار گام اساسی زیر کمک می‌کند شما فردی منظم و عامل باشید. فرار از تنبلی را با این گام‌ها امتحان کنید شاید ارزشش را داشته باشد.

  • برنامه داشته باشید.

اولین گام برای پرهیز از تنبلی داشتن یک برنامه مناسب برای طول روز، هفته و ماه خود هست. یک برنامه خوب برنامه‌ای است که اجرای آن نه خیلی دشوار و نه خیلی ساده باشد بلکه بهتر است برنامه شامل اجرای چند گام سخت، چند کار سخت به همراه چند امور ساده باشد تا بتوانید سطح مطلوب انرژی خود را حفظ نمایید. برای بهبود سطح انرژی می‌توانید مقاله‌ای که در سایت مدرسه تحول فردی به آدرس tahavolefardi.com قرار دارد را مطالعه نمایید.

  • برنامه خود را زمان‌بندی کنید.

برنامه باید حتماً دارای زمان‌بندی باشد. من معتقدم برنامه فاقد زمان‌بندی نامه است! برنامه‌های خود را با زمان‌بندی مشخص یک گام به اجرا نزدیک‌تر می‌کنید. برنامه‌های زمانی در حقیقت گام بندی اصولی در تحقق کارهایتان است. زمان‌بندی مؤثر را با توجه به اهمیت و ضرورت کارهایتان تدوین کنید. دقت نمایید برخی کارها درصورتی‌که فوراً به آن‌ها پرداخته نشود می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیری به زندگی شما وارد کند. بهترین برنامه‌ها معمولاً در سه سطح کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت ترسیم می‌شوند.

  • مکتوب سازی

برنامه خود را ذهنی انجام ندهید. ذهن ما در طول روز با حجم فراوانی از اطلاعات ورودی مواجه است و حفظ، ذخیره و یادآوری به شکلی که در حافظه بلندمدت جای بگیرد تنها با مکتوب سازی و مرور مطالب امکان‌پذیر است. یک برنامه مطلوب اصولی معمولاً شامل موارد زیر است: زمان‌بندی، گام بندی اجرایی بر اساس ضرورت‌ها، توجه به زیرساخت‌ها و توانمندی‌های فردی. وقتی برنامه‌ای را مکتوب می‌کنید ضمانت اجرایی کردن آن را به‌شدت بالا می‌برید زیرا با این امر، کارها را در ذهن تثبیت می‌کنید و ذهن در این حالت با متمرکز شدن روی آنچه نوشته‌اید آمادگی مناسب‌تری برای اجرای برنامه اتان دارد.

  • اجرای اولین گام برنامه

همیشه اولین گام‌ها سخت‌ترین آن‌ها بوده است. آغاز هر راهی با اولین گام‌ها صورت گرفته که البته کار ساده‌ای هم نیست؛ اما برای آنکه گام اول برنامه خود را اجرایی کنید نیاز دارید به بازخوانی، چرایی و دلایل برنامه‌ریزی خود نگاه کنید.

دقت کنید چرا برنامه‌ریزی کرده‌اید و درازای اجرای برنامه‌هایتان به چه فوایدی دست می‌یابید. آگاه باشید که عدم عمل برنامه نیز می‌تواند شمارا همچنان در همان نقطه کنونی نگاه دارد. اگر می‌خواهید آینده دیگری را رقم بزنید باید گام اول را بردارید. گام اول برنامه را در سریع‌ترین زمان ممکن اجرایی کنید بدان معنا که فاصله بین برنامه‌ریزی و عمل را کوتاه نمایید؛ زیرا این امر سبب می‌شود دچار وسوسه‌های ذهنی، کمال‌گرایی و نیز تنبلی نشوید. ساده‌ترین کارها را در گام اول بگذارید. گام‌هایی که در صورت اجرا انگیزه بیشتری به شما برای اجرایی کردن دیگر گام‌ها می‌بخشد.

 

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

تحول فردی و راز پولدار شدن

تحول فردی و راز پولدار شدن چیست؟

در طول سالهای اخیر جوانان بسیاری را ملاقات کرده ام که در دنیای توهمِ پولدار شدن هستند بی آنکه  مسیر درست آن را طی کنند.

در جامعه ایرانی فعلاً چند دسته پولدار پیدا می شوند:

اول آنهائیکه ارث پدری به آنها رسیده:

تکلیف این گروه کاملاً معلوم است. اگر فرزند خلف و صالحی باشند برای خودش و جامعه اش آن را در کار مفید با ثبات و ثروت آفرینی به جریان می اندازد که هم خیرش به دیگران برسد هم باقیات صالحات باشد. اما تجربه عموماً ثابت کرده  ثروت بادآورده را باد با خود می برد. مسئله ایجاد تحول فردی در این گروه بسیار سخت است.

دوم آنانکه کلاهبرداری را سریعترین راه پولدار شدن می دانند:

این گروه هم آنهایی هستند که عموماً به دلیل سرخوردگی، عدم تربیت سالم خانوادگی، حرص و طمع زود پولدار شدن و نیز درک بسیار غلط از مفهوم ثروت اندوزی به اصطلاح کلاهبرداری می کنند. اینان غافلند از آنکه در حقیقت کلاه خودشان را بر می دارند و جهان قطعاً در زمان و مکان خودش پاسخی در خور به ایشان خواهد داد. این گروه متحول شده ی منفی هستند! یعنی تحول فردی را در میر معکوس طی کرده اند!

متخصصان ممتاز علمی:

اینان گروهی هستند که با پشتکار، همت، فکر مثبت و اراده ای بی نظیر از راه تحصیل و تخصص علمی به پایه ای رسیده اند که نفر اول رشته خود محسوب می شوند. اینان راه اساسی تحول فردی در تخصص خود را طی کرده اند.

افرادی نظیر پرفسور سمیعی از این دسته اند که البته برخی از هنرمندان و ورزشکاران نیز جزء این گروه هستند، و البته درصد ناچیزی از کل اجتماع ایران را تشکیل می دهند.

گروه دیگر کارآفرینان، بازاریان و کسبه ای هستند که از راه تجارت به ثروت رسیده اند. این گروه با زحمت فراوان، پشتکاری بی نظیر احتمالاً ورشکستگی های متعدد و گاه نیز با دستانی خالی به عرصه کار و زار آمده اند. این گروه اغلب بارها زمین خورده اند و بلند شده اند و هر بار نیز بهتر از قبل عمل نموده اند. کارآفرینان با گوشت و پوست خود سختی ها را چشیده اند و از پس مشکلات موفق برآمده اند. برای کارآفرینی به شکل سنتی اما معمولاً در شرایط فعلی سرمایه هنگفتی نیاز هست تا به اصطلاح مسیر پولدار شدن را طی کند. این گروه انسانهای خودساخته و متحول شده اس هستند که عموماً مسیر تحول فردی را پیموده اند.

یک گروه دیگر اما کسب و کارهای اینترنتی است. که موجی از خلاقیت را خصوصاً از اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود شمسی به راه انداخته اند. موجی که گاه چون حبابی ترکیده است. اما در همین حال بوده اند کسانی که با «ثبات در مسیر درست» انقلابی در زمینه عرصه کالا و خدمات به صورت دیجیتال به پا کرده اند. سایت هایی نظیر دیجی کالا، شیپور، دیوار و نیز کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت نظیر اسنپ یا تپسی از آن جمله اند. این گروه نیز بارها به مشکل و سختی برخورده اند و هر بار سعی در ارائه راه حل برای رفع معضلات خود کرده اند تا موفقیت بدست آورده اند و پولدار شده اند.

نکته: حالا سؤال اینجاست اولاً شما کدام راه را انتخاب می کنید تا پولدار شوید؟ کدام روش برای بقا در پولدار ماندن مناسب تر است؟

اگر در پاسخ به این سؤالات احتمالاً جزء گزینه اول ـ وارثان پدرـ  هستید توصیه می کنم فرزند خلفی باشید و “ثروت اندوزی” را به “ثروت سازی” تبدیل کنید. پول محبوس در تن و جسم بالاخره تمام می شود و خیرش هم به کسی نمی رسد!

اما اگر جزء گروه دوم هستید لطفاً مقاله را ادامه ندهید. یقیناً بدردتان نمی خورد!!! بقیه دوستان می توانند با خیال راحت مقاله را ادامه بدهند. روی سخنم با توست که این متن را می خوانی بهتر است بجای فرصت طلب بودن فرصت را تشخیص بدهی و خودت را بسازی و در ادامه رازهایی را برایت می گویم که دَرِک آنها سخت نیست اما اجرایش همتی بلند می خواهد. ( مقاله 10 راز ذهن ثروتمندان و نیز کتاب رایگان قاتل رویاهایت را بشناس را  در همین سایت مطالعه کنید.)

انسانهای پولدار بجز آن دو دسته اول که نامبرده ام عموماً دارای ویژگیهای زیرند:

۱. روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید.

پولدارهایی که از طریق درست به ثروت رسیده اند عموماً در مقطعی از زندگیشان دچار تحول فردی شده اند. من در کتاب «فقط آویزانِ خودت شو» ـ این کتاب در همین سایت قابل تهیه می باشد ـ تحول فردی را اینگونه تعریف کرده ام: “ثبات در مسیر درست”. پولدارهای به ثروت رسیده از همین “ثبات در مسیر درست” به گنجی درونی و بیرونی دست یافته اند. این افراد پولدار در واقع سرمایه گذاری فردی را در دو بخش دنبال کرده اند:

الف- سرمایه گذاری بر روی خودشناسی: تفکر مثبت، سلامت روح و سلامت جسم که خود شامل: آموزش، تمرین های امیدواری، ورزش و . . . می شود. آموزشها و تمریناتی که ایشان را آماده پذیرش زندگی به معنای حقیقی خود کرده است. واقعیت این است که ما گاهی اصلاً زیر ساخت و بنیانها و ظرفیت های پولدار شدن را نداریم ولی خیلی طمع پولدار شدن را در خود حفظ می کنیم. پولِ بدونِ مغز مساوی شکست خواهد بود. باید آمادگی روحی و روانی و حتی جسمی دریافت پول را داشته باشیم.

ب- سرمایه گذاری های ضروری: شامل  خرید ملک، کارخانه، تولیدی و یا سهامهایی است که در آینده رشد قابل توجهی خواهد کرد.

۲. شامه تان را قوی کنید.

پولدارهای حقیقی و حسی بویایی قوی دارند. آنها موقعیت شناس هستند و در زمان مقدر به آنچه          می خواهند توجه می کنند. حس توجه آنها بیشتر معطوف خواسته، اراده و همت شان است تا اتفاقات بازار. البته پولدارهای حقیقی حتماً به بازار هدفشان دقت ویژه ای دارند اما چیزی که شامه اشان را قوی می کند تیز طبعی اشان در امواجی است که از درونشان به بیرون و محیط کار و اجتماع ساطع می شود. به وضعیت فعلی اجتماع، شغل ها و موقعیت هایی ساده زندگی اطرافیان به عنوان یک فرصت ویژه نگاه کنید. سعی کنید از هر فرصتی برای تعالی کاری ومالی خود استفاده کنید.

۳. خود را در محیط درست قراردهید.

پولدارها اکثراً با همتایان خود در ارتباط هستند. این همگزینی برایشان تأثرات متقابل می آورد. سعی کنید با افراد ثروتمند در ارتباط باشید. حتی المقدور در محیط هایی که آنها رفت و آمد می کنند شما نیز در رفت و آمد باشید.

۴. هزینه آموزشی‌تان را افزایش دهید.

برای شرکت در همایش ها، کنفرانس ها و دوره های آموزشی هزینه کنید و نگران نباشید. شرکت در این همایش ها حداقل مزیت شان ارتباط با افراد بیشتر و آشنایی با اشخاصی است که ممکن است به شما کمک کنند. ضمن آنکه گاهی پیشنهادهای کاری، ایده های شغلی و نیز تفاهم های مالی بسیاری در اینگونه    دوره ها انجام می شود. اگر توان پرداخت هزینه های همایش را ندارید. عضو سایت های مورد علاقه تان شوید و در همایش های ارزان قیمت و تخفیف دار شرکت کنید. قبل از شرکت در این همایش ها حتماً کارت ویزیت برای خودتان چاپ کنید. کارت ویزیتِ مناسب معرف شغل و توانمندی شماست.

۵. با اینترنت و تکنولوژی های محیط آشنا باشید.

فرصت های شغلی که وابسته به اینترنت هستند روز بروز فراگیر تر می شوند و رفته رفته بسیاری از       شغل های سنتی و یا پیشه هایی که در اینترنت حضور ندارند به کلی حذف می شوند. بنابراین حداقلهایی از کامپیوتر، طراحی سایت و گرافیک رایانه ای کمک شایانی به کسب و کار می کند که نتیجه اش پولدار شدن شماست.

۶. کسب و کار آنلاین راه اندازی کنید.

یک دستگاه کامپیوتر، لب تاپ، دستگاه ضبط صدا، دوربین ساده فیلم برداری، تلفن همراه هوشمند و تسلط نسبی بر کامپیوتر شما را آمده راه اندازی یک سایت فعال و سبک و کار آنلاین می کند.

۷. ریسک‌پذیر باشید.

اکثر پولدارهای حقیقی بارها ریسک کرده اند و در این رهگذر بارها نیز شکست خورده اند. ریسک پذیری اصل اساسی کار تجاری و از پایه های اصلی پولدار شدن است. البته این ریسک به معنی انجام عمل بدون هدف و برنامه ریزی نیست. ریسک یعنی بدانی علی رغم همه آمادگیهایت، رویا و ایده ات آنچنان بزرگ هست که ممکن است شکست بخوری. توان ریسک پذیری ات را در تمرین تصمیم گیری بالا ببر. در تحول فردی حقیقی باید تمرین ریسک پذیری داشته باشی!

۸. صندوق ذخیره داشته باشید.

همواره درصدی از کسب و کارتان را تحت شرایطی پس انداز کنید. پس اندازی که به آن دست نزنید. این پس انداز تنها زمانی قابل برداشت خواهد بود که به توان بنیادی و زیر ساخت های شما کمک کند. پس به این صندوق ذخیره متکی نباشید و از آن تنها در فونداسیون کارها و توسعه زیر ساختها استفاده کنید.

این صندوق یا صندوقها در مواقع بحرانی به شدت شما را کمک خواهند نمود. بسیاری از افراد پولدار از این صندوقها یا حسابهای ذخیره و پس انداز دارند.

۹. در زمینه تخصصی اتان پژوهش، تحقیق و مطالعه داشته باشید.

برای پولدار شدن آستین همت را بالا بزنید و چه به صورت میدانی و از نزدیک و چه کتابخانه ای و متمرکز به پژوهش و مطالعه بپردازید.

در دنیای فعلی پردازش اطلاعات در چند هزارم ثانیه صورت می پذیرد و شما با یک کلیک دنیایی از اطلاعات را در پیش چشمانتان دارید. بنابراین به دایره آگاهی و دانش تان ا راه مطالعه و پژوهش بیافزایید.

اگر نیاز هست از نزدیک با موانع، چالش ها آشنا شوید. پولدار شدن یک شبه صورت نمی گیرد. پولدار شدن تنها با جمع کردن پول اتفاق نمی افتد. پولدار شدن با خلق فرصت، مقاومت در تنگناها، استمرار در مسیر و تلاش و پشتکار در مسیر درست امکانپذیر است. اکثر انسانهایی که در راهِ تحول فردی گام می زنند اهل پژوهش و مطالعه و تحقیق اند.

این مطلب با دیدگاه‌های شما تکمیل می‌شود!

لطفاً اینجا را کلیک کنید و دیدگاه‌های خود را با ما و مخاطبان سایت به اشتراک بگذارید.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

مدیران و تحول فردی و غم نان

مدیران، تحول فردی و غم نان

من هرگز کسی را حقیرتر از کسانی که دیگران را نیازمند خود می بینند و از این رهگذر سرخوش و شاد می شوند، ندیده ام.

اگر روزی فکر کردی که چیزی را می بخشی یا مطمئن شدی که بخشنده ای یقین بدان که تو نه تنها چیزی نبخشیده ای بلکه از دست هم رفته ای! ! !

آنچه تو را بخشنده حقیقی می کند وقتی است که تنها بپذیری تو وسیله و مجرای انتقال هستی و بخشنده پروردگار عالمیان است. اوست که تو را نه از دریچه لیاقت، بلکه از دروازه عنایت یاری فرموده تا چیزی را به کسی ببخشد.

تو فاعل نیستی، تو حامل هستی! یادت باشد باید مراقب اصل جنسی باشی که حمل می کنی و دیگر رسالتی نیست جز آنکه محموله را به صاحبش برسانی!

حقیر و بدبخت آنکسی است که فکر می کند مجموعه تحت مدیریت اش، کارمندانش و یا خانوداه اش، به او نیاز دارند و او حکمران مال و جان آنهاست. پس قدرت توهمش به توحش او می انجامد. احمق آن فردی است که دیگران را ابله فرض می کند و یادش رفته شاید همان کارمند و زیر دست کاملاً به آگاهی رسیده احتمالاً فهمیده باشد که رئیس نادان در سایه تسلط پیروزمندانه بر کارمندان خنده فتح بر لب دارد. کم نیستند مدیرانی که حسِ نیاز اطرافیانشان آنها را به شدت گستاخ و زورگو کرده است. اینان غافلند که خداوند عالمیان چه نعمتی را نصیب شان کرده، نعمت حامل بودن امانت! نعمت وارث بودنِ ثروتی که از طریق آن چند نفر دیگر نیز سیر شوند.

خداوند عالمیان هرکسی را به شکلی و در قالبی خاص می آزماید. این “رئیسانِ کارمند ضایع کن” نیز به همین شکل آزمایش پس می دهند.

چقدر تلخ است وقتی می فهمی آنانکه دنیا تنها دو روز با آنها سر سازگاری گذاشته، فکر می کنند تو احمقی و نمیدانی با تو چه می کنند؟ اما چقدر شیرین است وقتی خودت می فهمی که فهمیده ای اصل موضوع چیست.

برخی کارفرمایان همراه با کارشان جانشان نیز در می آید گویی که عادت دارند با خون و طمع، نان بخورند. هستند کسانی که به همین منوال زیر دستان خود را مدیریت می کنند. غافل از اینکه روزگار تنها تو را مجری تحویل روزی قرار داده تا بهوش باشی و قدردان موقعیتی که در آن هستی.

اینک سخنم با تو خواننده فهیم این مقاله است. یقین بدان اگر دچار این چنین مدیر و محیطی هستی در آزمایشی بس خطیر و مهم قرارداری، آزمایش تحول فردی!

باید با تحول در گفتار و شخصیت خود شیوه محیط و مدیر را نیز در قبال خودت تغییر بدهی و از آن بهتر باید با پخته شدن در اعمال و تحول در کردار فردی بشوی که دیگر محیط و آدمهایش ترا اینچنین آزرده و ناراحت و رنجور نکنند. باید حرکت کنی با یک برنامه هدف گذاری و عمل به آن، با یک برنامه انضباط شخصی و با مطالعه و پژوهش فردی بشوی که اولاً دیگر محیط و مدیرانِ مذکور نتوانند تو را درهم بشکنند، ثانیاً به مرور زمان وادارشان کنی به خاطر یک لقمه نان جانت را نگیرند. تحول فردی تغییر در زندگی است. تغییر در نگرش، باورها و ذهنیت های غلط و خودساخته،     تربیت های نابهنجار و گفتار و کردارهای اشتباه! با یک مربی پیگیر و یک برنامه مدون به فرد دیگری تبدیل شو!

این مطلب با دیدگاه‌های شما تکمیل می‌شود!

لطفاً اینجا را کلیک کنید و دیدگاه‌های خود را با ما و مخاطبان سایت به اشتراک بگذارید.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.

ذهن ثروتمند

۱۱ راز طلایی تحول فردی، ذهن ثروتمندان و جیب پر از پول آنها

همه می‌توانند به یک اندازه از ثروت و پول لذت و بهره ببرند

اما به نظر شما چرا بسیاری از انسان‌ها همواره در فقر و فلاکت و قرض و بدهی دست و پا می‌زنند؟

نوشتهٔ محمود پیرحیاتی

در این مقاله قصد دارم به ۱۱ مورد از نکاتی که ذهن ثروتمندان می‌آفریند اشاره کنم. ۱۱ راز طلایی که ذهن ثروتمندان به آن‌ها توجه ویژه دارد. بنابراین بهتر است دست از بهانه برداریم و نگاهی به این لیست کوتاه بیندازیم.

راستش را بخواهید من هم مثل برخی از شما همرامان گرامی که این خطوط را می‌خوانید درگیر مسائل و مشکلات بدهی، ناتوانی‌های شغلی و پولی بوده‌ام؛ اما مدام به این فکر می‌کردم که چگونه است بعضی انسان‌ها به قول معروف اجتماع: «دست به خاک هم که می‌زنند می‌شود طلا»! ولی من بار‌ها و بار‌ها به کارهای سخت، دشوار و طاقت فرسا تن داده بودم تا شاید کمی پول بیشتر بدست بیاورم.

امروز بیش از هر روزی تب پولدار شدن جامعه ایرانی را فراگرفته، گفتن این نکات از زبان کسی که خود روزگاری درگیر مشکلات فراوان بوده جذاب‌تر به نظر می‌رسد. من با این نکات از فقر و بی‌پولی نجات یافتم و خیلی خوشحالم که شما را در جریان این نکات بگذارم.

راز اول: به سلامتی جسمی خود پایبند باشید

ورزش راز سلامتی جسمی است، البته با ورزش نیست که ما سلامتی امان را تمام و کمال بدست می‌آوریم، بلکه در کنار ورزش حتماً به آنچه می‌خورید نیز توجه کنید (در راز شماره ۲ به آن اشاره کرده‌ام.) ورزش و فعالیت جسمانی شما را فعال‌تر، سرحال‌تر و امیدوار‌تر می‌کند. یک ذهن ثروتمند قطعاً دارای بدنی سالم و شاداب است.

بدیهی است بیماری، اضافه وزن، چاقی و ناتوانایی‌های جسمی به هیچ عنوان فرصت آزاد و راحت تفکر را به ما نمی‌دهد. درگیری‌هایی که برای بهبود، درمان و تأمین هزینه‌های آن وجود دارد از یکسو و خستگی و رنجش‌های فراوان، طی کردن مسیر سلامتی از وی دیگر رمقی برای ذهن‌هایمان نمی‌گذارد تا به خلاقیت، سلامتی و فراوانی فکر کنیم.

با ورزش چربی‌های اضافه خود را آب کنید تا سبکبال شوید. ورزش کنید تا شاداب بمانید. آنچه را که می‌خواهیم در آینده خرجِ بیمارستان و نگهداری از خودمان بکنیم امروز صرف ورزش و تندرستی خود بکنیم.

راز دوم: به آنچه می‌خورید اهمیت ویژه بدهید

این به مفهوم گرفتن رژیم‌های سفت و سخت و نخوردن و لذت نبردن از غذا نیست؛ ولی هیچ تحقیق علمی و دانشگاهی تاکنون نتوانسته اثبات کند خوردن فست فود‌ها، سیب زمینی سرخ شده، نوشابه‌های صنعتی، شکر و… جسم ما را شاداب و قوی می‌کند.

تجمع چربی، اضافه وزن و چاقی را با ترکیب ورزش و سالم خوردن می‌توانیم از بین ببریم. همت بلند و برنامه ریزی ساده می‌تواند ما را نجات دهد. امری که از اصول اساسی تحول فردی محسوب می‌شود.

چربی‌های جسمی نتیجه چربی‌های ذهنی شماست. آنقدر به هر چیز مثبت و مفیدی بی‌تفاوت می‌شویم که یادمان می‌رود هر چیزی شایسته بلعیدن نیست و این خوردنهای بی‌هدف و از روی لذت، تنها دقایقی ذهن ما را در نشئه فرو می‌برد وپس از آن تنها نتیجه‌اش اضافه وزن و تنبلی است. ذهن ما همواره در کسب لذائذ پیش قدم است و اساساً راحتی و حفظ امنیت روانی ما کار اصلی ذهن ماست. بنابراین ذهن پس از مدتی زود‌تر از جسممان تنبل می‌شود و این چنین می‌شود که ذهن تنبل، جسمی تنبل را موجه می‌کند و شما را تبدیل می‌کند به کوهی از چربی و بی‌ارادگی.

ذهن ثروتمند به خوراک خود اهمیت فوق العاده‌ای می‌دهد چرا که با آن خوراک ویژه، ذهنی شاداب، سلامت و توانمند را مهیا می‌سازد. برای داشتن ذهن ثروتمند جسمتان را با خوراک‌های مفید تغذیه نمایید.

راز سوم: بهانه گیری ممنوع!

بهترین دفاع، حمله رو به جلو است. این تاکتیکی است که بسیاری از مربیان فوتبال بدان معتقدند. کارکرد ذهن افراد بیشماری این چنین است. فرار رو به جلو در حقیقت‌‌ همان حمله رو به جلوست که برای بهانه سازی رخ می‌دهد. ما با بهانه گیری‌هایمان از خود حقیقی و حل مسئله فرار می‌کنیم.

در کتاب «فقط آویزان خودت شو» که در همین سایت هم ارائه شده، گفته‌ام: «ما پر از بهانه‌ایم برای زندگی نکردن». همین بهانه‌ها زندگی در لحظه اکنون را از ما سلب می‌کنند. بهانه‌هایتان را برای نشدن هر چیزی کنار بگذارید. فردی که در تحول فردی گام بر می‌دارد باید بدون بهانه زندگی کند.

راز ثروتمند شدن ذهن و جیب‌تان از رهگذر کنارگذاری بهانه‌هایتان بدست می‌آید. لطفا اول جیب‌هایتان و سپس ذهنتان را از بهانه خالی کنید!

راز چهارم: هر چه علاقه حقیقی و درونی اتان هست را دنبال کنید

علاقه ایجاد انگیزه می‌کند و انگیزه انرژی زیادی تولید می‌نماید. برای داشتن و فهم رازهای طلایی ثروتمند شدن ذهن باید علائق خود را دنبال کند.

همین الان ممکن است بسیاری از شما که این متن را می‌خوانید بگوئید: «آخر من چطوری می‌توانم در این کاری که اصلاً بهش علاقه ندارم، ایجاد انگیزه کنم؟» یا «من اصلاً به دلایل و شرایط مادی نمی‌توانم این کار فعلی را‌‌ رها کنم» و از این دست بهانه‌ها!

من اصلاً قصدم این نیست که کارت را‌‌ رها کنی یا از شغلت استعفا بدهی، نه. بلکه برعکس می‌گویم بگرد و ببین چه نکات و محسناتی می‌توانی در کارت پیدا کنی: همان‌ها را تقویت کن و از آن‌ها انرژی مثبت بگیر.

افرادی که در تحول فردی بوده و ذهن ثروتمند دارند هر محیطی را بر طبق شرایط خود تنظیم می‌کنند و نمی‌گذارند محیط آن‌ها را در هم بشکند. در ضمن می‌توانی در کنار کار فعلی‌ات وقت‌های آزاد خودت را برای کارهای مورد علاقه‌ات اختصاص دهی. از اتلاف وقت پرهیز کن و جمع اوقات فراغت را برای اینگونه کار‌ها اختصاص بده.

راز پنجم: در حوزه مورد علاقه‌ات تحقیق و مطالعه قراوان انجام بده

برای داشتن ذهن ثروتمند و به طبع آن جیب پر از پول، ناگریزی ذهنت را از دانش مورد علاقه‌ات پُر کنی. البته حتماً و قطعاً باید دقیقاً تشخیص بدهی چه کتابی، چه سمینار و کنفرانسی و چه دوره آموزشی را نیاز است طی کنی. حتی اگر به شدت مشکل مالی داری با حداقل‌ها بساز و پول قرض کن اما آموزش‌هایت را قطع نکن. از هر منبعی مثل اینترنت، کتابخانه‌های عمومی و کتابهای دوستانت استفاده کن.

مطالعه از ارکان درست تحول فردی و هر موفقیتی است. برای داشتن ذهن ثروتمند و نیز جیب پُر پول باید به دانش درست، جریان اطلاعات صحیح و نیز منابع مفید مطالعاتی دست پیدا کنی.

راز ششم: از اطلاعات خود بانک اطلاعاتی درست کنید

از طریق نُت برداری، فیش برداری و دسته بندی موضوعات و نیز تایپ و ویرایش آن‌ها به کتابخانه عظیمی از علاقه مندی‌هایتان دسترسی پیدا می‌کنید. حتماً و در اسرع وقت تایپ ۱۰ انگشتی را فرا بگیرید تا در زمینه تایپ مطالب و جمع آوری موضوعات و در ‌‌نهایت آماده سازی این کتابخانه عظیم شخصی سریع‌تر عمل نمائید.

وقتی از مطالعات خود در حوزه مورد علاقه‌تان نت برداری کردید، در فواصل و بازه‌های زمانی آن‌ها را مرور کنید تا ملکه ذهنتان شود. یک ذهن ثروتمند، حجم مفید و تکرار شده‌ای از اطلاعات را روی دسکتاپ خود دارد تا هر لحظه بتواند بدان دستیابی سریع داشته باشد. ذهن خود را در اطلاعات بروز نگه دارید.

راز هفتم: از دانسته‌ها و مطالعات خود کتاب چاپ کنید

با مطالعه کتب مورد علاقه و فهم و درک آنچه می‌خوانید و نیز با تایپ ویراستاری و آماده سازی مطالب، یک گام عملی و ارزشمندبه داشتن ثروت و ذهن ثروتمند نزدیک شده‌اید.

مطالبتان را حول محور اصلی که انتخاب کرده‌اید دسته بندی کنید. متن‌های آماده شده و بانک اطلاعاتی اتان را اینجا به شدت نیاز دارید، برای نوشتن کتاب زیاد سخت نگیرید. سعی کنید از دیگران و سر‌شناسان و نویسندگان پیشکسوت آن حوزه مورد علاقه اتان برای متن خودتان مثال بیاورید.

کتابتان باید فهرست داشته باشد و نیز پی نوشت و منبع و مآخذ می‌تواند کتاب‌هایتان را معتبر کند. البته برخی کتابهایی هم هستند که از پی نوشته و یا منابع استفاده نکرده‌اند. مثل کتاب اول خودم تحت عنوان «فقط آویزان خودت شو» که در همین سایت عرضه شده است.

بعد از آماده سازی متون براساس فهرست مورد نظرتان، کتاب را آماده کنید و چند نسخه پرینتی آن را داشته باشید تا بتوانید به ناشران احتمالی عرضه کنید.

با یک گرافیست صحبت کنید تا طرح جلد مناسب با موضوع و محتوا برایتان طراحی کند. اگر وبلاگ یا سایتی دارید حتماً در کتاب از آن نام ببرید و آدرس‌ها را بدهید. البته راجع به این مورد رازهای بعدی ذهن ثروتمند صحبت کرده‌ام. یکی از روشهایی که من در تحول فردی آموزش می‌دهم نگارش و چاپ کتاب است.

راز هشتم: دنبال ناشر بگردید و خسته نشوید

هر طور شده مبلغی را تهیه کنید تا بتوانید با حداقل امکانات مالی از خود کتابی چاپ کنید. البته خوشبختانه ناشرانی هستند که با هزینه مناسب کتاب شما را چاپ می‌کنند.

از آنجائیکه شما هنوز در ابتدای راه هستید خیلی به تعداد و تیراژ کتاب‌هایتان دل نبندید بلکه به محتوا و کیفیت مطالب ارائه شده به شدت توجه کنید. در دنیای سرعتیِ امروز که با هر کلیک صد‌ها هزار اطلاعات در جلو دیدگانتان قرار می‌گیرد، باید متاعی در خور عرضه کنید تا خریداری پیدا کند. پس در تهیه محتوا سختکوش باشید ولی به تعداد و تیراژ توجه‌ای نکنید.

برای داشتن ذهن ثروتمند باید رزومه مناسی داشته باشی و داشتن کتاب بهترین رزومه است. توصیه می کنم در این بخش برای پیدا نمودن ناشر مناسب اوضاعتان پر تلاش باشید و خسته و ناامید نشوید.

اگر می‌توانید از فرد معروف‌تر و صاحب سبک در موضوع مورد علاقه اتان بخواهید برایتان مقدمه بنویسد، این کار دو فایده مستقیم و مفید دارد: اول آنکه باعث اعتبار بیشتر کتابتان خواهد شد. دوم آنکه ناشران و خریداران بیشتر به کتابتان علاقه نشان می‌دهند.

راز نهم: برای خود سایت بسازید

سایتی را به نام خود یا رشته مورد علاقه اتان بسازید و محتوا‌ها، PDF کتاب‌های مورد علاقه و نیز کتاب‌های الکترونیکی و مقالاتتان را در آن بگذارید. طبیعی است محصولات محتوایی خود را می‌توانید در سایت بفروشید. راه اندازی سایت با وردپرس کاملاً امکان‌پذیر و ساده‌تر از دیگر  برنامه‌های مربوطه است.

اگر می‌خواهید پولدار شوید راهش بیل زدن نیست بلکه شخم زدن ذهنتان است؛ تا با طراحی شرایط نزدیک به وضعیت موجود جهان از آن راه پول دار شوید.

ذهن ثروتمند امروزه در اینترنت جستجو می‌کند. با ورود موبایل‌های لمسی و بالا‌تر رفتن سرعت اینترنت همه چیز به راحتی قابل دسترسی می‌باشد. یک کلیک می‌کنی و هزاران مطلب را مشاهده و تهیه می‌نمایی. ذهن متحول شده، ذهنی است پویا که روشهای گوناگون را امتحان می‌کند.

با طراحی سایت قطعاً یک گام بزرگ به ثروتمند شدن نزدیک می‌شوید. سایت را بهینه سازی کنید. از طریق دوستان، مطالعه و فراگیری خودتان و یا شرکتهای موجود در این زمینه سئوسازی را انجام دهید. فرآیند بهینه سازی را برای سایت‌هایتان انجام دهید تا ترافیک و ورودی افراد به آن بالا برود.

در سایتتان کتاب‌های الکترونیکی مفید و کاربردی رایگان قرار دهید و از ارائه هفتگی مقالات غفلت نکنبد، تا سایت همواره در معرض دید موتورهای جست جو نظیر گوگل و مخاطبانتان باشد.

راز دهم: بازاریابی محصول و سایتتان را آغاز کنید

از طریق شبکه‌های اجتماعی نظیر تلگرام و اینستاگرام به تبلیغ محصول و سایتتان بپردازید. از قدرت شبکه‌های اجتماعی غافل نشوید. ساخت کانال و تبلیغ آن در دیگر کانالهای پُر مخاطب می‌تواند راهکار ساده و نزدیکتری مسبت به دیگر تبلیغات باشد.

البته روش بهینه سازی سایت یا سئو خود به خود به دیده شدنتان کمک شایانی می‌کند. از تبلیغات دهان به دهان استفاده کنید و به گوش خانواده، دوستان و اقوام برسانید که کتاب و سایت دارید.

حتماً یک نسخه از کتاب‌هایتان را برای افراد سر‌شناس، مدیرهای کانال‌های تلگرام، نشریات معتبر و نیز  سایت‌ها و جرایدی که رایگان تبلیغ می‌دهند بفرستید. به هیچ وجه دست از تبلیغ برندارید و در زمینه تبلیغات محصول نیز به اطلاعات خودتان بیفزایید.

راز یازدهم: مسیر کاری و زندگی خود را با یک مربی طی کنید

مسیر کاری و زندگی خود را با یک مربی طی کنید. کسی که خود تجارب ارزنده‌ای از زندگی و چالش‌های آن دارد. بی‌تردید مسیر تحول فردی بدون همراهی پیوستهٔ یک مربی دشوار خواهد بود. مربی راه‌های متفاوتی برای مسیر شما دارد. اکثر سخنوران و نویسندگان مشهور که اکنون به ثروت رسیده‌اند روزی مربی داشته‌اند!

نکته پایانی:

با یکسال وقت گذاشتنِ مداوم (منظورم تمام وقت نیست) و مفید می‌توانید به رویای پولدار شدن برسید. بقیه راه خودبخود شما را جلو می‌برد. بعد ازانجام هر ۱۱ راز طلایی ذهن ثروتمند، حالا نوبت شماست که به زنگ واریزی‌های موبایلتان گوش فر دهید. هر زنگ یک واریزی! و هر واریزی بالا رفتن رقم حساب بانکی، و در نتیجه جیب‌های پُر پول شما!

این مطلب با دیدگاه‌های شما تکمیل می‌شود!

لطفاً اینجا را کلیک کنید و دیدگاه‌های خود را با ما و مخاطبان سایت به اشتراک بگذارید.

چند پیشنهاد ویژه برای شما:

دانلود رایگان: کتاب الکترونیک «قاتل رویاهایت را بشناس» (نوشتهٔ محمود پیرحیاتی)

 عضویت در کانال تلگرامی مدرسه تحول فردی

عضویت در خبرنامهٔ اختصاصی مدرسه تحول فردی:


برای آشنایی با محصولات و دوره‌های آموزشی مدرسه تحول فردی، اینجا را کلیک کنید.